تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

بحث امپریالیسم خبری در ارتباطات در دهه های شصت و هفتاد میلادی، یکی از مباحث جدل برانگیز و اساسی در علوم ارتباطات محسوب می شد، روزگاری که انقلاب ارتباطات قرن بیست و یکم شکل و شمایل رسانه ها را چنین تغییر نداده بود که مداخله مستقیم مخاطب/ آفریننده در بازتاب واقعیت در رسانه، ساختار تک ساحتی هژمونی رسانه ها را برهم بزند.

 

هرچند که همچنان هژمونی رسانه به دلیل ساختار اقتصادی-سیاسی ش برقرار مانده ولی رویکرد مخاطب در برابر آن دستخوش تحول عمیقی شده است.

بازتاب سرنگون سازی هواپیمای ایرباس ایران توسط ناوجنگی وینسنس در رسانه های جریان اصلی در روز سوم جولای ۱۹۸۸ برفراز خلیج فارس نیز نمونه ای از همین مبحث در سالهای پایانی دهه هشتاد و جنگ سرد محسوب می شود.

این مستند تلویزیونی را به سفارش تامین برنامه شبکه اول سیما در کمتر از سه روز به مناسبت سالگرد این واقعه ساختم و پس از آن ۲۰ ساعت خوابیدم!

در هفته اول تیر ماه ۱۳۷۹ در هفته نامه سروش که در آن زمان دبیر سرویس رسانه های آن بودم مقاله مفصلی در باره بازتاب رسانه ای این واقعه نوشتم که بلافاصله توسط مدیر وقت تامین برنامه به من پیشنهاد ساخت مستندگزارشی در این باره شد.

موضوع را به عباس بیات، همکلاسی دوران دوره عالی کارگردانی سینما در باغ فردوس خبر داده و با استقبال او بلافاصله دست به کار شدم، دستیار تهیه به وزارت خارجه و صدا و سیما رفت تا هر چه مستند و راش در این باره موجود است گرد آورد، نامزدم نیز مامور برنامه ریزی شد.

ظرف چندین ساعت متن برنامه بر اساس مستندات وزارت خارجه و داده های پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما نوشته شد و با رسیدن راش ها، مونتاژ اولیه آن را شروع کردم، روز بعد با دو گوینده حرفه ای و یک همکار در استودیوی صدا، صدا را ضبط کردیم و همان شب آن را فاین کات و میکس کردیم.

فردا صبح فیلم آماده شده را باردیگر بصورت گروهی دیدیم و تهیه کننده آن را به شبکه اول برد و همانجا یعنی روز یازدهم تیرماه مدیر تامین برنامه به همراه ناظرپخش شبکه اول آن را دیدند، پسندیدند و در کنداکتور شبکه اول برای پخش در همان شب قرار دادند.


Iran`s Airbus shotdownded by US Navey in Media
Uploaded by omid2006

سال بعد همین فیلم توسط تهیه کننده در اختیار شبکه خبر قرار گرفت که من از آنجا به پژوهش سیاسی انتقال یافته بودم و فیلم در شب یازدهم تیرماه از این شبکه پخش شد.

در سال ۱۳۸۱ مدیر تامین برنامه شبکه اول، بدون هماهنگی با من یا تهیه کننده فیلم را درجدول برنامه های شب دوازدهم تیرماه قرار داده بود و از آنجا که وی هنوز بابت این فیلم با تهیه کننده تسویه حساب نکرده بود، با مراجعه به دفتر وی، فیلم را از وی گرفتم و در نتیجه آن را از کنداکتور بیرون کشیدم.

من شخصا بابت تهیه این گزارش تلویزیونی دستمزدی دریافت نکردم ولی فیلم علاوه برآنکه بعدا بارها از شبکه خبر پخش شد، در زمان حضور من در صدا و سیما نیز چندین بار در جلسات عمومی مدیران یا مناسبت های مختلف مانند سمینار روز ارتباطات که مدیر و برگزار کننده آن در معاونت سیاسی خودم بودم به نمایش درآمد و با آنکه لحن آکادمیک آن برای مخاطب عام مناسب نیست و با شیوه پروپاگاندای سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی مغایر بود، به عنوان یک نمونه خوب از "برنامه سازی جنگی" برای تلویزیون از آن یاد شده است.

نسخه اینترنتی این گزارش تلویزیونی را اخیرا برای جایی که از من نمونه کار خواسته بود با به زحمت انداختن چند نفر از دوستان در ایران توانستم بارگذاری کنم زیرا نسخه اصلی بر روی نوار بتاکم ثبت شده بود که سیستم اصلی پخش صدا و سیما بود و گویا چند سالی است که در این سازمان هم منسوخ شده است.

بهرحال توضیح دو نکته را ضروری می دانم: برخی جزئیات در باره واقعه سرنگون سازی هواپیمای کره ای توسط شورویها در این گزارش دقیق نیست که مستند بر اسناد وزارت خارجه در زمان ساخت این گزارش تلویزیونی بوده است.

و دیگر اینکه این برنامه تلویزیونی را تنها به عنوان یک نمونه کار جنگی تلویزیونی و مستندسازی آکادمیک برای آن به مناسبت بیستمین سالگرد این واقعه در اینجا ثبت می کنم و طبعا به معنای آن نیست که نگرش های ارتباطی من همانند هشت سال پیش است.

حال که مرجعی که نمونه کار خواسته بود سبب بازیابی برخی از نمونه کارهایی که اتفاقا در ایران در دسترس بوده، شده است، به زودی برخی دیگر از این کارهای تلویزیونی را با شرح داستان ساخته شدن آنها و حواشی آنها را نیز در اینجا خواهم آورد.

ا.ح

درضمن هرگونه استفاده و بهره برداری از این ویدئو با یا بدون ذکر نام سازنده کاملا آزاد است اما حقوق مادی آن متعلق به تهیه کننده و احتمالا سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 13:7  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

وبلاگ و دیگر هیچ!

 internet1.jpg

برای بسیاری از کاربران اینترنت در ایران وبلاگ ها یکی از انواع تارنماهایی هستند که پیش و بیش از همه به آنها مراجعه می کنند. مخاطبان دائمی وبلاگ های فارسی که شمار آنها به بیش از یک و نیم میلیون می رشد بیش از همه سایت ها در ایران هستند.

این امر می تواند نشانه ای باشد از آنکه مخاطبان اینترنت در ایران بیش از همه برای برقراری ارتباط، تعامل و دستیابی به نظرگاه های شخصی و گاه اخبار غیررسمی و شایعات به سایت های ایرانی سرک می کشند.

براساس آخرین داده های آلکسا ، سایتی که به جمع آوری اطلاعات مرتبط با ترافیک و میزان مخاطبان سایت های اینترنتی می پردازد، پس از سایت های یاهو و گوگل ، سومین سایت پرمخاطب در ماه گذشته در ایران، بلاگفا بوده است.

بلاگفا، عرضه کننده وبلاگ به زبان فارسی است که به گفته خود بیشترین میزان وبلاگ ها و بازیدکنندگان را در خود جای داده است، علیرضا شیرازی مدیر این سایت می گوید بلاگفا روزانه بیش از یک میلیون بازدید کننده و بیش از هشتصد هزار وبلاگ دارد.

بلاگفا که نود درصد از بازدیدکنندگانش از ایران هستند در کانادا ثبت شده و از 25 مه 2004 آن لاین شده است براساس مقیاس آلکسا بسیار آهسته باز می شود و متوسط زمان باز شدن صفحه اول آن نزدیک به شش ثانیه است.

چهارمین سایت پرمخاطب در ایران راپید شر است که برای بارگذاری و ذخیره سازی فایل های کامپیوتری از جمله ویدئو در میان کاربران ایرانی اینترنت که از سرعت پایین برخوردارند محبوبیت بسیاری دارد. این سایت که از شش سال پیش کار خود را آغاز کرده است حاوی دهها هزار فایل شامل نرم افزار، ویدئو، صدا و متن است که به ویژه برای مبادله ویدئوهای پرطرفدار در ایران بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

بلاگر، پنجمین سایت پرطرفدار در ایران است که مهم ترین عرضه کننده وبلاگ تا سالهای اخیر بوده است اما به دلیل فیلتر گسترده آن، بسیاری از وبلاگ نویس های ایرانی پس از آغاز به کار سایت های عرضه کننده وبلاگ های فارسی به استفاده از آنها ترغیب شدند.

ام اس ان، ششمین سایت پرمخاطب در ایران است که چهارده سال از تاسیس آن می گذرد و متعلق به مایکروسافت است.

میهن بلاگ، دومین عرضه کننده پرطرفدار وبلاگ به فارسی در رتیه هفتم قرار گرفته است، این سایت که مدت کوتاهی پس از بلاگفا کار خود را آغاز کرده بود با وقفه ای طولانی از پذیرش کاربر جدید خودداری کرد و اخیرا با افزایش پهنای دامنه، بهینه سازی قالب ها و فضا، کاربران بسیاری را جذب خود ساخته است با این حال سرعت باز شدن صفحه نخست این سایت هم که سرور آن در کانادا است بسیار کند و در حدود هشت ثانیه است.

 اولین سایت خبری فارسی برای کاربران اینترنت در ایران، سایت تابناک است که نام جدید سایت بازتاب است، مدیر این سایت "سردار سرتیپ" امیرعلی امیری است و به گفته وی سایت مستقلی است که با درآمد ناشی از آگهی به فعالیت خود ادامه می دهد.۱

نمودار یک، مقایسه ترافیک پنج سایت مشهور ایرانی در بین کاربران اینترنت در سراسر جهان (آلکسا، ژوئن 2008)

به نظر می رسد فیلترنبودن سایت تابناک در مقایسه با سایت های خارج از کشور نظیر بی بی سی، رادیو فردا، رادیو زمانه و روز یکی از دلایل اصلی مراجعه بیشتر مخاطبان از داخل ایران باشد، از سوی دیگر اخبار و مطالبی که این سایت که به منابع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نزدیک است منتشر می کند مسائل مرتبط با جناح های درون حکومت را بیشتر بازتاب می دهد.

پس از تابناک، سایت یوتیوب بیشترین میزان بازدیدکننده ایرانی را دارد که مرجعی برای تماشای همه موضوعات داغ روز از ویدئوهایی که کاربران دیگر از درگیریها و تظاهرات خیابانی گرفته اند تا رقص شیطنت آمیز چند دختر مدرسه ای در دبیرستانی در تهران، با وجود فیلتر بودن این سایت، هنوز بسیاری از کاربران ترجیح می دهند با فیلترشکن وارد این سایت شوند.

دهمین سایت پرمخاطب در ایران نیز سایت مایکروسافت است که با توجه به آنکه اکثریت مطلق کاربران ایرانی از سیستم عامل ویندوز استفاده می کنند مرجع اصلی آنها برای به روز کردن و بارگذاری نرم افزارها و ابزارهای لازم است.

سایر سایت های پرمخاطب در آمار ماه گذشته به ترتیب عبارت بوده اند از:

ویکی پدیا،بلاگ اسکای، ورد پرس،کلوب، پرشین بلاگ، آفتاب، خبرگزاری فارس، فورشرد، ویندوز لایو و تینی پیک.

internet2.jpg

در این رده بندی صدا و سیما در رتبه سی، ایسنا سی و دوم، خبرگزاری مهر چهل و یکم، ایرنا چهل و هفتم، پتیشن آن لاین چهل و هشتم، شهوت سرا پنجاه و پنجم، آویزون شصت و هشتم، بالاترین هفتاد و دوم و گویا هفتاد و نهم است.

با نگاهی به فهرست صد سایت پرمخاطب ایرانی می توان نتیجه گرفت که:

   - وبلاگ ها در صدر سایت های پرمخاطب ایرانی قرار دارند.

   - سایت های اشتراک فایل و ویدئوی آن لاین بیش از همه در بین کاربران اینترنت در ایران طرفدار دارند.

   - سایت های مرتبط با نرم افزار، ترفندها و ابزارهای اینترنتی در رده سوم علاقمندیهای کاربران قرار داشته اند.

   - سایت های خبری فارسی در رده چهارم علاقمندی کاربران ایرانی قرار دارند که از میان به دلیل فیلتر شدید سایت های خارج از کشور، سایت های داخل کشور بیشترین مراجعه کنندگان را دارند.

   - سایت های مرتبط با کنکور و سازمان سنجش در کنار سایت های نظیر دانشگاه تهران و پیام نور در ماه مورد بررسی مراجعه کنندگان بسیاری داشته اند.

   - سایت های پورنوگرافی ایرانی که اغلب دربرگیرنده فیلم ها و عکس های خارجی و به ندرت ایرانی هستند در رده ششم علاقمندیهای کاربران قرار داشته اند.

   - سایت های تعاملی و اجتماعی  مانند بالاترین و کلوب در رده هفتم علاقمندیهای مخاطبان ایرانی بوده اند.

نمودار زیر میزان فراوانی علاقمندی کاربران ایرانی در ماه مورد بررسی (نیمه دوم اردیبهشت تا نیمه اول خرداد ماه 1387) را نشان می دهد


internet4.jpg

نمودار دوم، میزان فراوانی علاقمندی کاربران ایرانی به موضوعات مختلف بر اساس داده های آلکسا(ا.ح، خرداد 1387)

 

مقایسه سایت های برتر کاربران ایرانی و کل کاربران اینترنت در جهان نیز حاوی نکات جالبی است.

در ماه گذشته به ترتیب سایت های: یاهو، گوگل، یوتیوب، ویندوز لایو، مایکروسافت نت ورک، می اسپیس، ویکی پدیا، فیس بوک، بلاگر و یاهو ژاپن در صدر سایت های پرمخاطب اینترنت بوده اند.

در حالی که پس از موتورهای جستجو و مایکروسافت، سایت های اجتماعی و اطلاعات عمومی بیشترین بازدیدکنندگان را داشته اند، در ایران به دلیل فیلتر کامل این گونه سایت ها امکان بهره برداری از اینگونه سایت های بین المللی وجود ندارد و نمونه های فارسی آنها نیز کم و بیش فیلتر شده اند، به عنوان نمونه در اغلب عرضه کنندگان اینترنت، سایت اطلاعات عمومی ویکی پدیا فیلتر است.

در ماه گذشته گوگل و یاهو در میان موتورهای جستجو، فیس بوک در میان سایت های شبکه های اجتماعی، یوتیوب در میان سایت های ویدئوی آن لاین، مایکروسافت برای ذخیره سازی و به روز کردن نرم افزارها، یوپورن(نسخه پورنوی یوتیوب) پرطرفدارترین سایت پورنو و کرایگ لیست پرمخاطب ترین سایت آگهی کاربران در اروپای غربی و آمریکای شمالی بوده اند.

مهمترین رشد در ماه گذشته از آن سایت فدراسیون فوتبال اروپا بوده است که با آغاز بازیهای جام ملت های اروپا رشدی برابر با 255 درصد داشته و هم اکنون در رده صدوپانزدهم سایت های پرمخاطب قرار دارد.

با اینکه داده های آلکسا می تواند مرجع خوبی برای درک شیوه بهره برداری از اینترنت در بین کاربران ساکن ایران باشد، اما باید در نظر داشت که فیلترینگ و استفاده از پروکسی به عنوان راه چاره در برابر سانسور اینترنت در ایران (که در رقابتی تنگاتنگ با چین بدنام ترین کشور جهان در این زمینه است) می تواند این آمار را تحت تاثیر قرار دهد، به عبارت دیگر به نظر می رسد آلکسا تنها می تواند ترافیک سایت هایی که براساس مراجعه معمول و نه از راه فیلترشکن های متنوع قابل دسترسی هستند را ردیابی و شمارش کند.

با این همه این داده ها می تواند به عنوان مرجعی برای شناخت رفتار مخاطب ایرانی در برابر اینترنت مورد استفاده قرار گیرد و از طریق بررسی های تطبیقی و تحلیل مخاطب شناختی برخی از مولفه های اساسی کاربرد روزمره اینترنت در ایران برای عموم کاربران را مورد بررسی قرار داد. 


برخی از کارشناسان رسانه ها بدون استناد به آمار آلکسا معتقدند سایت تابناک پس از سایت فارسی بی بی سی (که گفته می شود ماهیانه میلیونها بازدید کننده دارد) قرار دارد، گفته می شود خبرگزاری ایسنا،بالاترین و رادیو فردا (با دهها هزار مخاطب در روز) در میان مجموعه سایت های پرمخاطب فارسی قرار دارند.

منتشر شده در: روز

روزنامه اینترنتی روز

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:31  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

«نه» سوئیسی‌ها به راست افراطی

پلاکاردهای حزب مردم سوئیس

همه چیز رو به راه بود.

از مسافرت که برگشتم، پریدم پشت کامپیوتر تا با رفقای سو ئیسی گپی آن‌لاین بزنم؛ همگی متفق‌القول بودند که طرح ‌SVP رأی نمی‌آورد.

چند ساعت بعد که نخستین نتایج رفراندم روز یکشنبه از تلویزیون اعلام شد، سنگینی شکست حزب دست راستی «مردم سوئیس» بیشتر به چشم آمد.

نتایج نهایی رفراندم روز گذشته سوئیس، یک توقف غافلگیر‌کننده برای پیروزی‌های حزب مردم سوئیس بود؛ زیرا هر سه طرح پیشنهادی این حزب با مخالفت اکثریت قاطع آرای مردم روبه‌رو شد.

یکی از مناقشه‌برانگیزترین و در واقع موضوع اصلی رفراندم روز گذشته، طرح تازه حزب مردم سوئیس (SVP)‌ برای اعمال سخت‌گیری‌های بیشتر در روند پیچیده و طاقت‌فرسای دریافت تابعیت سوییسی برای خارجیان مقیم این کشور بود که با مخالفت نزدیک به ۶۴ درصد از مردم روبه‌رو شد.

این مخالفت عمومی با این طرح برای این حزب که تبلیغات بیگانه‌هراسانه‌اش در ۱۰ سال گذشته، در جامعه کم و بیش محافظه‌کار سوییس، با استقبال روبه‌رو شده است، غافلگیرانه بود و رسانه‌های آن‌لاین سوئیسی، دیشب عکس‌های متعددی از سخنگویان انگشت به دهان مانده و حیرت‌زده این حزب را منتشر کردند.


پوستر حزب مردم سوئیس

دیگر از این سخت‌تر نمی‌شود!

رؤیا، پناهنده سیاسی ‌افغانی است که از ۱۵ سال پیش در زوریخ زندگی می‌کند، از همسرش جدا شده و خود مسؤولیت بزرگ کردن دو دخترش را برعهده گرفته است.

از ۱۰ سال پیش تا کنون، پس از به پایان رساندن دوره پرستاری در یک مدرسه عالی، او در یک کلینیک روان‌پزشکی به عنوان پرستار به کار مشغول بوده است.

اما او می‌گوید با وجود این‌که نزدیک به نیمی از سالیان عمرش را در این کشور سپری کرده است، تا کنون با تقاضایش برای به جریان انداختن فرآیند بررسی شرایط برای اخذ تابعیت موافقت نشده است.

هر فرد خارجی که اقامت دائم سوئیس را داشته باشد، باید حداقل ١٢ سال در سوئیس زندگی کند تا بتواند تقاضای تابعیت کند.

معمولاً رسیدگی به این‌گونه تقاضاها مدت زیادی که گاه سر به دو سال می‌زند، به طول می‌انجامد. پس از آن از فرد برای شرکت در جلسه مصاحبه مقدماتی دعوت به عمل می‌آید.

پس از آن‌که مصاحبه‌کنندگان که معمولاً از کارکنان اداری شورای شهر هستند، تشخیص دادند که وی شایستگی لازم را دارد، تقاضای وی به شورای شهر ارسال می‌شود.

در این مرحله، وی باید در تاریخ مقرر علاوه بر آزمون کتبی به سؤالات متعدد و حاوی نکات خصوصی پاسخ گوید.

معمولاً در این جلسه اعضایی از اداره مهاجرت، پلیس خارجی و شورای شهر حضور دارند و قبلاً کلیه استعلامات لازم برای تأیید صلاحیت وی، عدم سوء ‌سابقه و ملاحظات امنیتی از مراجع ذی‌ربط اخذ شده است.

در صورتی که در این جلسه، داوطلب اخذ شهروندی، از پس سؤالات و استنطاق‌ها برآید، پرونده وی به شورای شهر ارسال می‌شود.

در این‌جاست که تکلیف شهروندی داوطلب به شیوه دموکراسی مستقیم سوییسی یعنی بالا بردن دست، روشن می‌شود.

در جلسه شورای شهر، ضمن معرفی داوطلب از وی درخواست می‌شود تا سخنان کوتاهی در‌باره این‌که چرا می‌خواهد سوییسی شود، بیان کند. سپس پیشینه و اطلاعات لازم مربوط به به اعضای شورا ارایه می‌شود و از وی خواسته می‌شود تا از سالن خارج شود تا شورا رأی‌گیری کند.

در برخی از کانتون‌ها، وقتی پاسخ مثبت باشد، از داوطب می‌خواهند تا به محل اجلاس شورا بازگردد و معمولاً در همان‌جا کپی تصمیم شورا به وی ارایه می‌شود تا برای یادگاری نگه دارد.

مراحل بعدی یعنی صدور کارت ملی و پاسپورت سوئیسی، بین سه تا شش ماه طول می‌کشد.


تنها کانتونی که طرح حزب مردم سوئیس در زمینه تابعیت با موافقت روبه‌رو شده‌‌، کانتون محافظه‌کار شویتز است

اما داوطلبی که با پاسخ منفی روبه‌رو می‌شود، چاره‌ای ندارد تا با جمع‌آوری مدارک و مستندات قوی‌تر که نشان‌گر هم‌رهنگی کاملش با جامعه و فرهنگ سوئیس باشد و اغلب با یاری گرفتن از یک وکیل متخصص در امور مهاجرت، بار دیگر از همان دروازه اول وارد شود و تقاضا کند تا بار دیگر پرونده‌اش مطرح شود.

خارجیانی بوده‌اند که بیش از پنج بار با تقاضای آن‌ها مخالفت شده است و بیش از ۱۰ سال در انتظار مانده‌اند.

البته این همه ماجرا نیست. در روستاها و شهرهای کوچک سوییس به ویژه در بخش آلمانی‌زبان، وضعیت به مراتب بدتر است و روند رسیدگی به این تقاضا همواره با سخت‌گیری‌های بسیاری همراه است.

به علاوه هر فرد برای آن‌که بخواهد تقاضای رسیدگی به درخواست تابعیت بدهد، باید حداقل پنج تا ۱۰ سال آخر زندگی ش در سوئیس را در کانتون مورد بحث بوده باشد.

گفته ‌می‌شود سخت‌گیری در مورد غیراروپایی‌ها، اهالی بالکان، ترکیه و به‌ویژه خاورمیانه‌ای‌ها، از سوی شوراهای محلی بیشتر است. مواردی وجود داشته است که یک شورای محلی تنها به صرف ملیت فرد رأی منفی داده است.

از جمله چند سال پیش شورای ده در یکی از روستاهای محافظه‌کار در کانتون لوتزرن تصویب کرد که به هیچ خارجی، تابعیت سوئیس داده نشود؛ امری که بلافاصله با مخالفت دادگاه فدرال روبه‌رو شد.

سوییس در حال حاضر در عین دارا بودن یکی از بالاترین میزان خارجیان در کشور، یعنی یک نفر از هر پنج نفر، سخت‌گیرانه‌ترین قوانین در زمینه اعطای تابعیت در اروپا را داراست.

حال، حزب مردم سوئیس، در لایحه پیشنهادی خود خواستار آن شده بود که اولاً شیوه سنتی دموکراسی مستقیم سوئیسی در رأی‌گیری مربوط به تابعیت از میان برود و رأی‌گیری مخفی وضع شود و ثانیاً فردی که با تقاضایش مخالفت شده است، حق اعتراض نداشته باشد.

این ششمین طرحی است که این حزب با محوریت خارجیان و تابعیت در ۱۰ سال اخیر که به قدرت دست یافته، ارایه کرده است که این آخری بر خلاف پنج طرح قبلی با مخالفت روبه‌رو شد.

برای رؤیا و بسیاری از ۱.۵ میلیون خارجی که در سوئیس زندگی می‌کنند و از حقوق شهروندی و سیاسی محروم مانده‌اند، قوانین اعطای تابعیت به اندازه کافی سخت هست و گویا جامعه محافظه‌کار سوئیس نیز دریافته است که: دیگر از این سخت‌تر نمی‌شود!


پشت صحنه برنامه زنده تلویزیون آلمانی زبان سوئیس در‌باره نتایج رفراندم

سوئیسی بودن یا نبودن، مسأله این است!

سوئیس به محافظه‌کاری در اروپا مشهور است. این محافظه‌کاری البته توجیه اقتصادی هم دارد. ولی در زمینه حقوق شهروندی با وجود این‌که مردم این کشور به شیوه دموکراسی مستقیم و نظام سیاسی کشور، به عنوان یکی از موفق‌ترین الگوهای حکومت در جهان می‌بالند، در همین حال حقوق ساکنان خارجی خود را نقض می‌کنند.

خارجیان این کشور، بر خلاف اغلب کشورهای اروپای غربی حق رأی ندارند. در برخی از کانتون‌ها خارجیان دارای اقامت دائم، تنها می‌توانند در انتخابات محلی شرکت کنند و در برخی دیگر از مناطق، این خارجیان می‌توانند خود نیز کاندیدای انتخابات محلی شوراها شوند.

در سوئیس یک نظام سلسله مراتب برای اشتغال نیز وجود دارد که در مرتبه نخست سوییسی‌ها، سپس اتباع اروپایی، بعد از آن اتباع کشورهای غربی و پناهندگان و در درجه آخر اتباع کشورهای دیگر می‌توانند به کار گمارده شوند. البته در ظاهر این امر فقط برای مشاغل تخصصی وجود دارد.

سوئیسی‌ها از امتیازات بسیاری برای بازنشستگی، دریافت یارانه برای حمل و نقل، تحصیل فرزندان و مسکن و سیستم کم‌نظیر بهداشتی و البته بسیار گران برخوردار هستند. سوئیسی شدن به منزله بهره‌مندی از همه این خدمات است که به ویژه در سنین کهنسالی بسیار کاربرد دارند.

با این همه، سوئیسی شدن برای خارجیان و دریافت پاسپورت قرمزرنگ معروف سوئیس، کار آسانی نیست. حتی کسانی که با یک سوییسی ازدواج می کنند (ازدواج‌شان دوام می‌یابد) باید پنج سال اول را به اجبار در کانتون محل اقامت همسر زندگی کنند.

پس از آن می‌توانند تقاضای انتقال به کانتون دیگری را بدهند. به تقاضای تابعیت این افراد معمولاً سریع‌تر رسیدگی شده و پاسخ مثبت بیشتری به شرط تسلط به یکی از زبان‌های رسمی سوئیس و عدم تحمیل بار مالی به کشور دریافت می‌کنند.

در سال ۲۰۰۴، حزب مردم سوییس در یک رفراندم موفق شد طرح خود را به تصویب مردم سوییس برساند. بر اساس این طرح، اعطای تابعیت خودکار به نسل دوم مهاجران که در سوئیس متولد شده‌اند، ملغی شده و حتی این امر شامل نسل سوم نیز می‌شود.

البته هیچ‌گاه در سوئیس به طور خودکار به کسانی که در سوییس متولد می‌شوند، تابعیت سوئیسی اعطا‌ نمی‌شد و فرزندان آن‌ها نیز سوییسی به حساب نمی‌آمدند‌. ولی حزب مردم سوییس برای جلوگیری از طرح حزب سوسیالیست برای ارایه تسهیلات بیشتری برای نسل دوم و سوم ارایه شده بود که با نزدیک به ۶۰ درصد آرای مردم، مدافعان حقوق خارجیان و چپ‌گرایان را مأیوس کرد.

دو سال بعد حزب سوسیالیست سوئیس، طرح دیگری را به رفراندم گذاشت که بر اساس آن، متولدان سوییس که در حال حاضر باید برای اعلام تقاضای سوئیسی شدن حداقل هفت سال در سوییس به مدرسه رفته باشند، پس از پنج سال بتوانند چنین تقاضایی بکنند و به علاوه فرزندان کلیه کسانی که متولد سوئیس بوده‌اند، به طور خودکار، سوئیسی شناخته شوند.

اما این طرح با مخالفت اکثریت مردم سوئیس روبه‌رو شد و بسیاری از خارجیان مقیم این کشور را مأیوس ساخت.


پوستر هجو‌آمیزی در‌باره بیرون انداختن بلوخر از شورای حکومتی

در سال ۲۰۰۷، حزب مردم سوئیس با شعارهای خارجی‌ستیزانه‌اش بار دیگر به میدان آمد تا اکثریت کرسی‌های پارلمان را از آن خود سازد.

محور تبلیغات این حزب که از سوی بسیاری از نهادهای مدافع حقوق بشر از جمله عفو بین‌الملل و شورای حقوق بشر سازمان ملل که مقرش در ژنو است، نژاد‌پرستانه خوانده شد، پوستری بود که یک گوسفند سفید را در حال لگد زدن و بیرون انداختن یک گوسفند سیاه از روی نقشه سوئیس نشان می‌داد.

گوسفند سیاه در اصطلاحات عامیانه سوئیسی‌، کسی است که مرتکب خلاف‌کاری می‌شود و در نتیجه باید وی را از گله (جامعه) بیرون انداخت.

این تبلیغات خشم بسیاری از خارجیان را برانگیخت و راهپیمایی طرفداران حزب مردم سوئیس در برن دو هفته مانده به انتخابات، منجر به درگیری و شورش خیابانی بی‌سابقه‌ای در این کشور با درگیر شدن طرفداران احزاب چپ افراطی و حزب مردم سوئیس شد.

برخی از رسانه‌های سوییسی با متهم کردن حزب مردم سوئیس به طرح شعارهای نژاد‌پرستانه، گناه شورش برن را که میلیون‌ها فرانک خسارت بر جای گذارد، به گردن این حزب انداختند.

چند هفته بعد از انتخابات پارلمانی و با وجود پیروزی گوسفندان سفید، کریستف بلوخرعضو جنجال‌برانگیز دولت و نایب‌رییس حزب مردم سوئیس از شورای حکومتی بیرون انداخته شد تا این شورا با ترکیب تازه به کار خود ادامه دهد.

پس از آن حزب مردم سوئیس به جمع‌آوری امضا برای درخواست رفراندم پرداخت و با به دست آوردن حد نصاب، سه طرح خود را به رفراندم گذارد: روند رأی‌گیری برای درخواست تابعیت، خصوصی کردن بیشتر سیستم بهداشتی و محدود کردن دسترسی به اطلاعات دولتی که هر سه با مخالفت قاطع روبه‌رو شد.

بدیهی است که محور اصلی رفراندم روز یکشنبه موضوع تابعیت سوییسی بود. کریستف بلوخر گفته بود سوییسی بودن تنها به داشتن پاسپورت سوئیسی نیست؛ کسانی که تقاضای سوییسی شدن دارند، باید قلباً سوییسی باشند.

اما بسیاری از خارجیان مقیم این کشور می‌گویند شوراهای محلی در استنطاق‌های خود از آن‌ها می‌خواهند که بیش از سوئیسی‌های معمولی، سوییسی باشند! آن هم در زمانه‌ای که سوئیسی‌ها یا حداقل جوان‌های سوییسی در حال کشف فرهنگ‌های دیگر و تعامل با آن‌ها هستند و بسیاری از این جوان‌ها، از سوئیسی بودن چیزی نمی‌دانند.

حزب مردم سوئیس، بار دیگر پوستر اصلی حزب در رفراندم سال ۲۰۰۴ خود را به خیابان‌ها برد و با تبلیغات وسیعی که بیش از ۱.۵ میلیون فرانک هزینه در بر داشت، توجه عابران را جلب کرد.

این پوسترها، دست‌های سیاه و قهوه‌ای را نشان می‌داد که در حال چنگ انداختن و ربودن پاسپورت سوئیسی هستند.

با این همه به نظر می‌رسد که این تبلیغات هراس‌برانگیز SVP این بار ‌علیه خودش به کار رفته و تنفر مردم را برانگیخته است.

از ۲۶ کانتون سوئیس، تنها کانتون شویتز به این طرح رأی داده است و در بخش فرانسوی‌زبان، میزان رأی مخالف بیش از ۸۰ درصد بوده است.

نزدیک به ۴۵ درصد از سوئیسی‌های دارای حق رأی در این انتخابات شرکت کردند که از نظر شمار شرکت‌کنندگان، شبیه همان رفراندمی است که در سال ۲۰۰۴، طرح حزب مردم سوییس را به تصویب رساند.


ابزار خوشحالی وزیر دادگستری تازه سوئیس از مخالفت مردم سوییس در رفراندم

همه چیز رو به راه است ...

ساعتی پیش لورن دانشجوی سینما، دانشگاه لوزان روی مسنجر از من پرسید خیالت راحت شد؟ گفتم خیالم راحت بود. در فارسی مثلی هست که می گوید: از این بدتر دیگه نمی‌شه!

شاید سوئیسی‌های محافظه‌کار هم به این تصور که قوانین و ضوابط مکتوب و نا‌نوشته فعلی برای روند اخذ تابعیت خارجیان در سوئیسی‌ها، به اندازه کافی سخت هست، به سخت‌تر شدن آن رأی منفی داده‌اند.


مطالب مرتبط:
جشن پیروزی گوسفندان سفید در سوئیس
شورش در جزیره ثبات

منتشر شده در: زمانه

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 15:2  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

‎مرگ يک عاشقانه آرام‎

naderebrahimi1.jpg

به بهانه درگذشت نادر ابراهيمي، فيلمساز و نويسنده
‎مرگ يک عاشقانه آرام‎

دلخور و بي حوصله سر اولين کلاس نادر ابراهيمي نشسته بودم، بچه هاي کلاس با يک اکثريت مشکوک راي ‏به برکناري استاد زيبايي شناسي داده بودند و يک راست رفته بودند سراغ نادر ابراهيمي. تابستان1372 اولين ‏دوره دوساله سينما وزارت ارشاد در باغ فردوس، نادر ابراهيمي استاد درس زيبايي شناسي سينماي ما شد.‏

از اول کلاس تا به آخر يا ايراد گرفتم يا غر زدم، گفته بودم حرفي براي گفتن ندارد ولي در ضمن از سابقه ‏سياسي اش هم خوشم نمي آمد. شنيده بودم که در نوجواني توده اي بوده و حمايتش از حکومت را هم به همين ‏موضوع ربط مي دادم. آن وقت خودش گويا مشاور وزير ارشاد بود و همراه با مهاجراني که آن وقت معاون ‏رفسنجاني بود و بسياري ديگر که پست و مقامي داشتند در باغ فردوس تدريس مي کردند.‏

زيبايي شناسي را با قصه براي ما مي گفت، چيزي که بلد بود، به ياد آوردم که سال هاي آخر پيش از انقلاب ‏را پاي سريال هاي او مي نشستم، سفرهاي دور و دراز هامي و کامي در وطن. هامي و کامي شايد يکي از ‏اولين مجموعه هاي بلند روانشناختي ايراني براي کودکان بود که شخصيت هاي اصلي شان هم کودک بودند.‏
اما شايد بسياري نادر ابراهيمي را با آتش بدون دود بشناسند که يکي از پرطرفدارترين سريال هاي ايراني ‏پيش از انقلاب بود و جز اينها ده ها کتاب ديگر در کارنامه داشت، آنقدر کتاب که امکان نداشت يکي از ‏همکلاسي ها حداقل يکي از آنها را نخوانده باشد.‏

naderebrahimi2.jpg

‎سفرهاي دور و دراز هامي و کامي در وطن‏‎

انرژي و پويايي نادر ابراهيمي کلاس زيبايي شناسي که معمولا جاي ديدگاه هاي فلسفي يا تشريح زيبايي ‏شناختي تکنيکي ست را به بحث هاي کاربردي در باره ساختار تصويري سينما مي کشاند، به جاي نظرگاه ‏هاي آلتوسر، ايزنشتين، مک بين، سانتاگ و بازن، کادربندي و ميزانسن در فيلم هاي آن روز کارگردان هاي ‏ايراني و استوري بورد را پيش مي کشيد.‏

سرکلاس نادر ابراهيمي از مباحث روز سينما خبري نبود اما اثر چهاردهه تاليف در کلام او بود، چيزي که ‏زبان دانشجوي ايرادگيري چون من را هم مي بست.‏

يکي از بچه ها از سر شيطنت کتاب برادر من مجاهد، برادر من فدايي نادر را سرکلاس آورده بود، اين را ‏گويا نادر ابراهيمي ظرف چند روز پس از بهمن 57 خلق کرده بود، همه اش کار خودش بود از تايپ تا ‏طراحي جلدش. نادر ابراهيمي لبخندزنان در باره اين کتاب توضيح داد: روزگاري که همه به داشتن يک فدايي ‏يا يک مجاهد در خانواده افتخار مي کردند...‏

براي برخي نوشته هاي دوران اوليه پس از انقلاب او، نزديک به سه دهه بعد کمتر قابل تحمل به نظر مي ‏آيند، شايد به همين دليل بود که در هيچ نشريه روشنفکرانه اي اثري از او نبود، با اين حال نوشته هاي آن ‏روزگارش و روزهاي پيش از انقلابش اگرچه در نظر برخي از منتقدان عامه پسند، پوپوليستي و دور از ‏واقعيت هاي اجتماعي به نظر مي رسيد با اين حال بيشتر به دل مي نشست.‏

naderebrahimi3.jpg

هرچه که بود زيبايي شناسي سينما به روايت نادر ابراهيمي براي ما فرصتي بود براي بحث هاي بي پايان از ‏رسالت هنرمند در برابر حکومت گرفته تا ميزانسن. او خودش طعم اخراج و بيکاري را چشيده بود و از ‏بيکاري دوستان و همراهاني چون عباس کيارستمي پس از انقلاب هم براي ما سخن رانده بود و از صندوق ‏هاي چوبي که کيارستمي در دوران بيکاري ساخته بود و... شايد به همين دليل بود که در پايان ميانسالي ديگر ‏نمي خواست بيکار شود...‏

هنوز هم تصوير نادر ابراهيمي با آن سيبيل، لبخندش، سبک خاص تدريس اش و شيوه اقناع کردنش پاي تخته ‏سياه کاخ قديمي باغ فردوس، براي من يادگاري از فيلم هاي محبوب دوران کودکي ام است که صدايش هنوز ‏آشناست.‏

چند سال پيش، چند نفر از بچه هاي باغ فردوس خبر دادند که به خانه نادر ابراهيمي رفته اند و غمگين وسر ‏درگريبان بازگشته اند، نادر (از اينکه به او استاد بگويند متنفر بود) آنها را نشناخته بود...‏

naderebrahimi4.jpg

نادر ابراهيمي، در سال 1315 در تهران متولد شد، از سيزده سالگي به دليل فعاليت سياسي بارها دستگير و ‏زنداني شد، پس از ورود به دانشگاه و انصراف از ادامه تحصيل در رشته حقوق، در رشته مترجمي زبان ‏انگليسي فارغ التحصيل شد.‏

اولين کتاب وي در سال 1342 با نام خانه اي براي شب چاپ شد و پس از آن وي کار نويسندگي را با چاپ ‏دهها کتاب تا زماني که بيماري وي را از پا درآورد ادامه داد.‏

از کتاب هاي مشهور او مي توان به: بار ديگر شهري که دوست مي‌داشتم، انسان - جنايت – احتمال، ‏غزل‌داستان‌هاي سال بد، ابوالمشاغل، فردا شکل امروز نيست، چهل نامه کوتاه به همسرم، آتش بدون دود و ‏يک عاشقانه آرام اشاره کرد. از وي همچنين مقالات بسياري در باره نقد و تحقيق در زمينه هاي مختلف در ‏نشريات مختلف به چاپ رسيده است.‏

از ميان آثار ابراهيمي کتاب هايي که براي کودکان نوشته است بيشتر جلب توجه کرده است و از جمله براي ‏داستان کلاغ ها جايزه اول کتاب هاي پرورشي يونسکو را از آن خود ساخت.‏

در دهه چهل علاوه بر نويسندگي وي به کارهاي تحقيقي در زمينه ايران شناسي پرداخت و بعدها اولين ‏موسسه غيردولتي ايران شناسي را بنيان نهاد که پس از انقلاب فعاليت آن متوقف شد.‏

از جمله فعاليت هاي او در اين زمينه ساخت مستندهايي از جمله: صداي صحرا، علم کوه، تخت سليمان و گل ‏هاي وحشي ايران بود.‏

naderebrahimi5.jpg

‎آتش بدون دود‎

پس از آن وي سريال آتش بدون دود را براي شبکه دوم تلويزيون ملي ايران ساخت، سريالي 36 قسمتي که ‏يکي از پرطرفدارترين سريال هاي پيش از انقلاب بود و داستان آن برپايه زندگي دو طايفه ترکمن بنا شده بود.‏
وي همچنين در اين سريال نوآوري هايي نيز در فيلمبرداري و تدوين به خرج داد که از جمله استفاده از چهار ‏دوربين براي فيلمبرداري همزمان بود.‏

پس از آن وي مجموعه مشهور ديگري با عنوان سفرهاي دور و دراز هامي و کامي در وطن را براي ‏تلويزيون ساخت که ساختاري تربيتي و روانشناختي داشت و در باره دو کودک بود که به تنهايي به سفر به ‏دور ايران مي پردازند و کارشناسان روانشناسي و علوم تربيتي با در نظر گرفتن رفتار آنها در موقعيت هاي ‏مختلف به بحث در باره چگونگي و دلايل واکنش هاي آنها مي پردازند.‏

توليد و پخش اين مجموعه که پيش از اوج گيري انقلاب آغاز شده بود توسط مسئولان وقت تلويزيون در پاييز ‏سال 57 به دليل قسمتي که در آن هامي و کامي با سنگ شيشه يک مشروب فروشي را مي شکنند متوقف شد ‏و پس از انقلاب نيز به دليل بخش هايي که در آن روانشناسان زن با پوشش غير اسلامي به بحث در باره ‏رفتار هامي و کامي مي پردازند غير قابل پخش شناخته شد.‏

naderebrahimi6.jpg

نادر ابراهيمي بلافاصله پس از سرکار آمدن جمهوري اسلامي به حمايت از حاکميت تازه پرداخت و کتاب ‏هاي بسياري براي کودکان تحت عنوان قصه هاي انقلاب براي کودکان نوشت که برخي از آنها از جمله برادر ‏من مجاهد، برادر من فدايي بعدها ممنوع الچاپ شدند.‏

وي خود در سال هاي پس از انقلاب در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و حوزه علميه قم به تدريس فيلمنامه ‏نويسي، کارگرداني، نقد فيلم و داستان نويسي پرداخت.‏

با آغاز به کار مجدد دانشکده صدا و سيما وي تدريس فيلمنامه نويسي در اين دانشکده را به عهده گرفت و پس ‏از آن نيز دروس مشابهي را در دانشگاه هنر و زيبايي شناسي را در باغ فردوس برعهده گرفت.‏
وي همچنين به توليد مجموعه هاي مستند سياسي براي صدا و سيما از جمله جمعه خونين مکه، شرکت نفت ‏در سخت ترين سال ها در کنار فيلمنامه نويسي پرداخت.‏

در سال 1374 اولين فيلم داستاني بلند خود با عنوان‏‎ ‎‏"روزي که هوا ايستاد" در باره آلودگي هوا در تهران را ‏ساخت که با توجه چنداني روبرو نشد.‏

از سال 1378 نادر ابراهيمي بيمار و مشخص شد که به سرطان مغز مبتلاست، از همين رو وي به کارهايش ‏سرعت بخشيد و دهها طرح تحقيقي، فيلمنامه، داستان و نمايشنامه را همزمان با هم پيش برد اما وخامت حالش ‏در سال هاي بعد سبب از دست رفتن حافظه و بستري شدن وي شد.‏

نادر ابراهيمي شانزدهم خرداد ماه 1387 پس از تحمل سالها بيماري درحالي چشم از جهان فروبست که ده ها ‏کار ناتمام در اتاق کارش باقي مانده بود.‏

naderebrahimi7.jpg

‎کتاب شناسي نادر ابراهيمي:‏‎
ادبيات بزرگسال

‏1 - خانه‌‌اي براي شب‏
‏2 - آرش در قلمرو ترديد (يا: پاسخ‌ناپذير)‏
‏ 3 - مصابا و روياي گاجرات‏
‏ 4 - بار ديگر شهري که دوست مي‌داشتم
‏ 5 - هزارپاي سياه و قصه‌هاي صحرا‏
‏ 6 - افسانه‌ باران‏
‏ 7 - در سرزمين کوچک من - منتخب آثار‏
‏ 8 - تضادهاي دروني
‏ 9 - انسان - جنايت - احتمال‏
‏ 10 - مکان‌هاي عمومي
‏ 11 - رونوشت بدون اصل‏
‏ 12 - درحد توانستن - شعرگونه‏
‏ 13 - غزل‌داستان‌هاي سال بد‏
‏ 14 - ابن مشغله - زندگينامه، جلد اول
‏ 15 - ابوالمشاغل - زندگينامه، جلد دوم
‏ 16 - فردا شکل امروز نيست
‏ 17 - براعت استهلال - از مجموعه‌ «ساختار و مباني ادبيات داستاني»‏
‏ 18 - مقدمه‌اي بر فارسي‌نويسي براي کودکان‏
‏ 19 - مقدمه‌اي بر مصورسازي کتاب‌هاي کودکان‏
‏ 20 - مقدمه‌اي بر مراحل خلق و توليد ادبيات کودکان
‏ 21 - مقدمه‌اي بر آرايش و پيرايش کتاب‌هاي کودکان‏
‏ 22 - دور ايران در شش ساعت - گزارش دومين نمايشگاه ايرانگردي در سال ١٣۷١‏
‏ 23 - چهل ‌نامه‌ي کوتاه به همسرم‏
‏ 24 - آتشْ بدون دود - داستان بلند هفت جلدي
‏ 25 - با سرودخوان جنگ، در خطه‌ي نام و ننگ‏
‏ 26 - يک صعود باورنکردني
‏ 27 - تکثير تاسف‌انگيز پدربزرگ
‏ 28 - مردي در تبعيد ابدي - براساس زندگي ملاصدرا‏
‏ 29 - حکايت آن اژدها
‏ 30 - بر جاده‌هاي آبي سرخ - داستان بلند ١٠ جلدي، براساس زندگي ميرمَهناي دوغابي
‏ 31 - صوفيانه‌ها و عارفانه‌ها - بخشي از «تاريخ تحليلي پنج‌هزار سال ادبيات داستاني ايران»‏
‏ 32 - يک عاشقانه آرام
‏ 33 - سه ديدار با مردي که از فراسوي باور ما مي‌آمد
‏ 34 - طراحي حيوانات - طرح‌هاي کوثر احمدي، با گفتاري تحليلي در باب مفاهيم و تعاريف «طرح» در ‏هنرها
‏ 35 - الف‌با - تحليل فلسفي ۵٠ طرح از علي‌اکبر صادقي‌ـ نقاش
‏ 36 - پيشگفتار ”کوچه‌هاي کوتاه” - مجموعه‌ قصه‌هاي کوتاه گروهي از شاگردان نادر ابراهيمي ‏

ادبيات کودک و نوجوان

‏1 - کلاغ‌ها- جايزه‌ اول فستيوال کتاب‌هاي کودکان توکيو ژاپن، جايزه‌ اول - سيب طلايي - براتيسلاوا، جايزه‌ ‏اول تعليم و تربيت از يونسکو
‏2 - سنجاب‌ها
‏3 - دور از خانه - قصه برگزيده‌ي آسيا،از سوي «سازمان جهاني يونسکو» و کتاب برگزيده شوراي کتاب ‏کودک در سال ١٣٤۷‏
‏4 - قصه‌ گل‌هاي قالي
‏5 - پهلوان پهلوانان؛ پورياي ولي - کتاب برگزيده از سوي «آکادمي المپيک» همايش فردوسي و اخلاق ‏پهلواني ١٣٨٤، جايزه‌ بزرگ جشنواره‌ي کتاب کودک کنکور نوما، ژاپن ١٩۷٨‏
‏6 - باران - آفتاب و قصه‌ کاشي
‏7 - بزي که گم شد‏
‏8 - من راه خانه‌ام را بلد نيستم
‏9 - سفرهاي دورودراز هامي و کامي در وطن‏
‏ 10 - پدر چرا توي خانه مانده است - از مجموعه‌«قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 11 - جاي او خالي - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 12 - نيروي هوايي - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 13 - سحرگاهان همافرها اعدام مي‌شوند - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 14 - برادرت را صدا کن - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 15 - برادر من مجاهد، برادر من فدايي - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 16 - جَنگ بزرگ از مدرسه‌ي اميريان - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 17 - نامه‌ي فاطمه، پاسخِ‌نامه‌ي فاطمه - از مجموعه‌ «قصه‌هاي انقلاب براي کودکان»‏
‏ 18 - مامان! من چرا بزرگ نمي‌شوم - از مجموعه «قصه‌هاي ريحانه خانم»‏
‏ 19 - روزي که فريادم را همسايه‌ها شنيدند - از مجموعه «قصه‌هاي ريحانه خانم»‏
‏ 20 - آدم وقتي حرف مي‌زند چه شکلي مي‌شود - از مجموعه‌ي«قصه‌هاي ريحانه خانم»‏
‏ 21 - درخت قصه ـ قُمري‌هاي قصه - جايزه‌ کتاب برگزيده ازسوي هيات داوران بزرگسال کانون پرورش ‏فکري کودکان و نوجوانان، جايزه‌ کتاب برگزيده ازسوي هيات داوران خردسال، ترجمه‌شده به زبان روسي ‏در ترکمنستان
‏ 22 - عبدالرزاق پهلوان - کتاب برگزيده از سوي «آکادمي المپيک» همايش فردوسي و اخلاق پهلواني ١٣٨٤‏
‏ 23 - حکايت کاسه‌ي آب خنک - از مجموعه‌ «نوسازي حکايت‌هاي خوب قديم براي کودکان»‏
‏ 24 - حکايت دو درخت خرما - از مجموعه«نوسازي حکايت‌هاي خوب قديم براي کودکان»‏
‏ 25 - آن شب که تا سحر - از مجموعه‌ «نوسازي حکايت‌هاي خوب قديم براي کودکان»‏
‏ 26 - قلب کوچکم را به چه کسي هديه بدهم؟ - ديپلم افتخار نخستين نمايشگاه بين المللي تصويرگران کتاب ‏کودک 1372‏
‏ 27 - مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 28 - داستان سنگ و فلز و‌ آهن - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 29 - با من آشنا شو، با من دوست شو - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 30 - هستم اگر مي‌روم؛ گر نروم نيستم - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 31 - راستي اگر نبودم - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 32 - کمياب و قيمتي اما... - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 33 - مدرسه‌ي بزرگتري هم وجود دارد - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 34 - گل‌آباد ديروز؛ گل‌آباد امروز - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 35 - گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 36 - فرهنگ فراورده‌هاي فلزي ايران - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 37 - هفت آموزگار مهربان - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»‏
‏ 38 - ما مسلمانان اين آب و خاکيم - از مجموعه‌ «ايران را عزيز بداريم»دريافت جايزه نخست آسيايي ‏تصويرگران کتاب کودک ١٣۷٠ ‏
‏ 39 - قصه‌ سار و سيب
‏ 40 - قصه‌ موش خودنما و شتر باصفا‏
‏ 41 - با من بخوان تا ياد بگيري
‏ 42 - حالا ديگر مي‌خواهم فکر کنم
‏ 43 - قصه‌ قاليچه‌هاي شيري
‏ 44 - همه‌ گربه‌هاي من ١ و٢‏
‏ 45 - ديدار با آرزو

نمايشنامه

‏1 - اجازه هست آقاي برشت؟‏
‏2 - وسعت معناي انتظار (سه قصه نمايشي)‏
‏3 - يک قصه‌ معمولي و قديمي در باب جنايت

فيلم‌نامه

‏1 - آخرين عادل غرب‏
‏2 - صداي صحرا‏

ترجمه‌ها

‏1 - مويه کن سرزمين محبوب - ترجمه با همکاري فريدون سالک
‏2 - از پنجره نگاه کن - ترجمه با همکاري احمد منصوري
‏3 - دوست؛ کسي است که آدم را دوست دارد - ترجمه با همکاري احمد منصوري
‏4 - آدم آهني - کتاب برگزيده سال ١٣٥١ از سوي شوراي کتاب کودک، ترجمه با همکاري احمد منصوري

عکس ها از سايت نادر ابراهيمي

منتشر شده در: روز

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:29  توسط امید حبیبی‌نیا  |