تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

در حالی که تعطیلات آخر هفته در دو ماه گذشته در سوییس بدل به زمان تظاهرات قهرآمیز چپ‌گرایان افراطی علیه تبلیغات انتخاباتی راست‌گرایان شده بود، از هفته گذشته تا کنون اغلب شهر‌های سوییس درگیر تظاهرات وسیع و دامنه‌داری بوده‌اند که همچنان ادامه یافته‌اند.

سه جوان آنارشیست در تظاهرات روز ششم اکتبر

تظاهرات‌کنندگان که وابسته به احزاب افراطی چپ‌گرا از جمله تشکل کمونیستی (KA) و آنارشیست‌ها هستند، به تبلیغات سیاسی حزب راست‌گرای حاکم (SVP) معترض هستند.

حزب مردم سوییس (SVP) که با یک پیروزی درخشان در انتخابات سال ۲۰۰۳، بیش از نیمی از کرسی‌های مجلس این کشور را از آن خود کرد، برای انتخاباتی که کم‌تر از دو هفته دیگر در این کشور برگزار می‌شود، شعار‌ها و اهداف راست‌گرایانه جنجال‌برانگیزی برگزیده است که سبب شده است تا اوضاع سیاسی کشوری که حداقل پس از جنگ جهانی دوم به «جزیره ثبات جهان» مشهور شده بود، با نزدیک شدن به موعد انتخابات وخیم‌تر و بحرانی‌تر شود.

گناه تظاهرات مداوم و خشونت‌باری نيز که به درگیری‌های گسترده با پلیس در برن انجامید، از سوی چپ‌گرایان متوجه حزب مردم سوییس شد.

این حزب که علاوه بر پیروزی در انتخابات مجلس سوییس، برنده اصلی دو رفراندم جنجال‌برانگیز در این کشور بوده است، عنوان کرده است که در صورت پیروزی سیاست‌های بسیار سخت‌گیرانه‌ای علیه خارجیان، تبه‌کاران، پناه‌جویان و حتی اتحادیه اروپا اعمال خواهد کرد.

در حالی که از هر هفت نفر ساکن سوییس، یک نفر خارجی است، خارجیان در سوییس از نظر حقوق مدنی و سیاسی به نسبت سایر کشور‌های اروپایی، مورد تبعیضی آشکار قرار دارند و شاید تنها به دلیل استانداردهای زندگی و حقوق مکفی است که بسیاری از خارجیان به سکونت در سوییس ادامه می‌دهند.

پلاکارد خزب راست برای انتخابات

به این خارجیان برخلاف اغلب کشورهای اروپایی حق تابعیت تعلق نمی‌گیرد و در صورت اقامت دائم در یک کانتون (استان) به مدت حداقل ۱۱ سال، اجازه درخواست تابعیت دارند. مراحل بررسی و اعطای تابعیت نیز بسیار پیچیده است و مرجع اولیه برای این امر شوراهای محلی در روستاها و شهرها هستند که اغلب بسیار محافظه‌کارند.

حتی به فرزندان این خارجی‌ها نيز که در سوییس متولد شده‌اند، حق تابعیت تعلق نمی‌گیرد و آن‌ها برای حائز شرایط شناخته شدن، بايد پس از حداقل هفت سال تحصیل، درخواست کنند. تنها نسل سوم خارجی‌ها به طور قراردادی شامل تابعیت می‌شوند که حتی حزب مردم سوییس، به این امر نيز معترض است.

حزب مردم سوییس معتقد است که وجود شمار خارجیان که اغلب از کشورهای اروپای شرقی و ترکیه به این کشور آمده‌اند، هم‌گونی فرهنگی این کشور را بر هم می‌زند و شیوه زندگی سوییسی را دست‌خوش مخاطره ساخته است.

این حزب به آمار جرائم، جنایات و تبه‌کاری‌ها در جامعه سوییس استناد می‌کند که به باور این حزب، بیش از ۹۰ درصد آن را خارجیان و اغلب اتباع کشورهای بالکان مرتکب می‌شوند. یکی از برنامه‌های این حزب اخراج هر خارجی است که مرتکب جرائم جنایی شده باشد.

در مورد پناهندگی نیز سوییس در حال حاضر سخت‌گیرانه‌ترین سیاست را در برابر پناه‌جویان دارد. به گونه‌ای که برخی از سازمان‌های مدافع حقوق پناه‌جویان در این کشور از آن با عنوان «جهنم پناه‌جویان» یاد می‌کنند.

درگیری پلیس با تظاهرکنندگان

این سیاست‌ها، بار‌ها اعتراض نهادهای بین المللی از جمله کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و حتی برخی از اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل را (که مقر آن نيز در ژنو است) در پی آورده است. اما حزب حاکم سوییس در پی سیاست‌های باز هم سخت‌گیرانه‌تر است.

بر اساس نتایج رفراندم اخیر سوییس که با شگفتی چپ‌گرایان روبه‌رو شد، پناهجویان موظفند در بدو ورود به سوییس تمام اسناد و مدارک شناسایی خود را همراه داشته باشند. اکنون حزب حاکم در پی آن است که پناه‌جویان را در اردوگاه‌های مرزی دور از شهرها و روستاها تا زمان رسیدگی به پرونده آن‌ها نگه دارد و از سوی دیگر وعده داده است که به جای دو تا پنج سال، زمان رسیدگی این کار را به کمتر از شش ماه تقلیل خواهد داد.

در مورد اتحادیه اروپا نیز حزب مردم سوییس معتقد است سیاست‌های نزدیکی به اتحادیه اروپا در گذشته به زیان سوییس و منافع اقتصادی آن و به ویژه سیاست دوری گزیدنش از چنین اتحادیه‌هایی و ناقض بی طرفی سنتی این کشور بوده است.

این در حالی است که احزاب چپ‌گرا نه تنها خواستار سیاست همکاری بیشتر با اتحادیه اروپا هستند؛ بلکه خواستار پیوستن به این اتحادیه هستند.

تا پایان این ماه سوییس رسما به پیمان شنگن می‌پیوندد و بسیاری از چپ‌گرایان در این کشور امیدوار بودند که این امر به مقدمه‌ای برای ورود سوییس به اتحادیه اروپا بدل شود. ولی به نظر می‌رسد که اکثریت محافظه‌کار جامعه مسن سوییس خواستار زندگی در جزیره‌ای دور از تنش‌های اروپا هستند.

شورش در برن

در سوییس و به ویژه در بخش آلمانی زبان آن، جمعیت به شدت مسن است و متوسط سن در برخی نواحی حتی به ۵۵ سال نیز می‌رسد. برای برخی از این افراد که تا ۲۰ سال پیش، هیچ خارجی در همسایگی خود ندیده بودند، دیدن خارجیانی با رنگ پوست‌ها و آداب و پوشش‌های مختلف در همسایگی خود عجیب و گاه ترسناک جلوه می‌کند.

حزب راست‌گرای مردم سوییس با تکیه بر همین هراس‌ها، شعار‌های تبلیغاتی خود را طرح‌ریزی می‌کند. در انتخابات سال ۲۰۰۳ این حزب پلاکارد‌هایی را طراحی کرده بود که چند دست سیاه در حال هجوم و ربودن پاسپورت سوییسی هستند.

این حزب در آن زمان چنین تبلیغ می‌کرد که با توجه به میزان بالای زاد و ولد مسلمانان، تا ۲۵ سال آینده سوییس یک کشور مسلمان خواهد شد.

در پلاکارد دیگری عکس بن لادن بر روی کارت شناسایی سوییس نقش بسته بود تا به هراس مردم از بیگانگان دامن بزند.

در تبلیغات اخیر، پلاکاردی طراحی شده است که یک گوسفند سفید، یک گوسفند سیاه را از روی پرچم سوییس به بیرون پرت می‌کند و در زیر آن نوشته شده است: «امنیت بیشتر، سوییس برای سوییسی‌ها» که اشاره‌ای است به برنامه‌های این حزب برای اخراج خارجیانی است که مرتکب جرم می‌شوند.

پلاکارد چپ گرایان در اعتراض به تبلیغات راست گرایان

این تبلیغات خشم بسیاری را در میان مردم و به ویژه خارجیان برانگیخته است؛ زیرا گوسفند سیاه عملاً نشانه‌ای از غیر سوییسی بودن تلقی می‌شود.

اعتراض به این تبلیغات به مرور به تظاهرات دامنه‌داری در شهر‌های زوریخ، برن، ژنو، بازل، لوگانو، سنت گالن، لوزان و وینتر تور انجامید که همزمان با میتینگ‌های تبلیغاتی حزب راست‌گرا برگزار می‌شد و معمولاً به صحنه درگیری چپ‌گرایان با طرفداران حزب مردم سوییس بدل می‌شود.

چپ‌های افراطی شعار‌های تبلیغاتی حزب مردم سوییس را با شعار‌های حزب نازی در آلمان مقایسه می‌کنند و بسیاری از پلاکارد‌های این حزب را نیز در سراسر سوییس با چنین شعار‌هایی خراب می‌کنند.

در تظاهرات روز شنبه گذشته در برن بیش از ۱۰ هزار نفر در نزدیکی محل میتینگ تبلیغاتی حزب مردم سوییس گرد آمدند و با دخالت پلیس به مقابله با آنان برخاستند. این تظاهرات که یکی از کم‌نظیرترین شورش‌های خیابانی در پایتخت این کشور در نیم‌قرن گذشته بود، به سرعت به خشونت گرایید؛ چادر‌ها و مواد تبلیغی حزب حاکم به آتش کشیده شد و ده‌ها اتومبیل و ساختمان تجاری با کوکتل مولتف مورد حمله قرار گرفت.

تظاهر کنندگان در نزدیکی پارلمان این کشور و در برابر برج ساعت برن سنگربندی کردند و ساعت‌ها با پلیس به جنگ و گریز پرداختند. پلیس که تمامی نیروی خود را از کانتون‌های مجاور گرد آورده بود آن چنان در شلیک گاز اشک‌آور افراط کرد که بخش مرکزی و تاریخی شهر برن همچون یک شهر جنگ‌زده در دود فرو رفت.شورش در برن


 

اگر چه پلیس هنوز از شمار مجروحان و یا دستگیرشدگان خبری نداده است؛ اما خسارت مالی این درگیری‌ها را صد هزار فرانک برآورد کرده است.

با وجود تدابیر امنیتی شدید، تظاهرات و درگیری‌های دیگری در روز یکشنبه نیز رخ داد و این تظاهرات شبانه به روز‌های دوشنبه و سه‌شنبه نیز کشیده شد؛ به گونه‌ای که برخی از رسانه‌ها از احتمال استمداد پلیس سوییس از پلیس فرانسه که تجربه مقابله با شورش‌های خیابانی دو سال پیش این کشور را دارد، سخن به میان آورده‌اند.

از پاتریک چودین روزنامه‌نگار در رادیوی دولتی سوییس درباره تأثیر شورش‌های خیابانی اخیر سوییس در روند انتخابات پرسیدیم. او پاسخ داد: «این شورش‌ها سبب می‌شود که مردم راهشان را به سوی چپ یا راست انتخاب کنند. اگر چه شاید تعداد رأی‌های SVP را زیادتر کند. اگر این حزب موفق به کسب آرای بیشتری در انتخابات جاری شود، مجادلات سیاسی در کشور در سال‌های آینده بالا خواهد گرفت.»

در سوییس، شورای حکومتی را نتیجه انتخابات تعیین می‌کند. حزب راست‌گرا که هم اکنون با ائتلاف با سایر احزاب میانه‌رو در حکومت سهیم است، امیدوار است که در انتخابات آتی بتواند کنترل کامل شورای حکومتی را به دست بگیرد.

در حالی که شبکه‌های تلویزیونی سوییس همچنان آکنده از تصاویر تظاهرات، ویرانی‌ها و درگیری‌ها است، برخی دیگر معتقدند که این درگیری‌ها تنها سبب ترساندن جمعیت مسن سوییس از تمام طیف چپ خواهد شد.شورش در برن


 

الیور آدام دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه برن در این باره به ما گفت: «چپ‌های افراطی با این درگیری‌ها نشان دادند که هیچ راه حل منطقی جز شورش خیابانی در برابر SVP به ذهنشان نمی‌رسد و این امر به تبلیغات حزب محافظه کار کمک می‌کند.»

در همین حال ینس پورچنو، دانشجوی آلمانی مقیم سوییس می‌گوید: «این تظاهرات برای سوییسی‌ها، شورش محسوب می‌شود؛ زیرا در این کشور سابقه نداشته است.» برخلاف الیور، ینس معتقد است این درگیری‌های خیابانی سبب می‌شود که بسیاری از مردم به ماهیت اعتراضات علیه SVP پی ببرند.

فلیپ هبساین، استاد تاریخ دانشگاه نوشاتل اما معتقد است این درگیری‌ها می‌تواند طرفداران حزب راست‌گرای افراطی SVP را در نزد برخی مظلوم جلوه دهد. این حزب به خوبی می‌دانست که گردهم‌آیی و راهپیمایی طرفدارانش در مرکز برن، با مقابله چپ‌گرایان افراطی روبرو خواهد شد.

وی معتقد است که با تداوم چنین درگیری‌هایی جهت‌گیری‌های سیاسی به سوی افتراق پیش خواهد رفت و این امر شاید سبب تحرکات سیاسی بیشتری در کشور شود.شورش در منطقه تاریخی و مرکزی شهر برن


 

در حالی که تنها ۱۱ روز به انتخابات پارلمانی که سرنوشت دولت سوییس را نیز تعیین خواهد کرد، باقی مانده است، چپ‌گرایان افراطی برای تظاهرات دیگری در شهرهای دیگر این کشور آماده می‌شوند. تظاهراتی که این روزها چهره ثبات را در این کشور کوچک که مخزن ثروت جهان محسوب می‌شود، تغییر داده است.

***

سایت‌های مرتبط:
گوسفندان سیاه
ایندی میدیا سوییس
فیلمی از تظاهرات در برن

در همین ارتباط:
گازهای اشک‌‌آور در «برن»
چرا از کلیساهای سوییس اذان پخش شد؟

منتشر شده در: زمانه رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 20:25  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

سالهاست که روانشناسان در پی کشف و بررسی علمی رفتارها، نگرش ها و داوریهای سیاسی مردم هستند، به اعتقاد روانشناسان شخصیت های محافطه کار بیش از همه به سوی احزاب و یا باورهای راست گرایانه و سنتی روی می آورند و شخصیت های شورشی و متمایز به چپ‌گرایی.

تظاهرات کمونیست ها در لندن

با این حال در روزهای اخیر تحقیق تازه ای در این باره، توجه رسانه های آمریکا را در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به شدت جلب کرده است.

در این تحقیق تازه، پژوهشگران دانشگاه نیویورک در پی شناسایی دو شیوه متفاوت از پردازش اطلاعات بوده اند، یافته های تحقیق نشان می دهد که چپ گرایان و راست گرایان دو رفتار متفاوت در برابر متغیرهای یکسان در پیش می گیرند.

دکتر دیوید آمودیو ، استادیار روانشناسی دانشگاه نیویورک که سرپرستی این تحقیق را برعهده داشته است، با بررسی بر روی 43 آزمودنی به این نتیجه رسید که انعطاف پذیری و مدارای چپ گرایان بیشتر از راست گرایان است.

این پژوهش که در فصلنامه علوم عصبی طبیعی (Nature Neuroscience) به چاپ رسید، می تواند زمینه لازم برای توضیح تفاوت رفتارهای سیاسی در جامعه را فراهم آورد.

به منظور آشنایی بیشتر با این پژوهش مهم در زمینه روانشناسی سیاسی، با دکتر دیوید آمودیو به گفتگو نشستیم.

منطقه لایه قدامی کرتکس

ابتدا از وی درباره اهمیت این پژوهش تازه برای تحلیل رفتارهای سیاسی بشر پرسیدیم، وی پاسخ داد: "هدف ابتدایی این تحقیق آن بوده است که به درک تمایزات بین پیش انگاره های اجتماعی با توجه به پردازش عصبی- شناختی آنها نائل شود. تحقیقات قبلی براین پایه استوار بودند که موضع گیری سیاسی افراد به شیوه پردازش شناختی آنها بستگی دارد یعنی روشی که آنها اطلاعات را درک و براساس آنها تصمیم می گیرند. براساس تحقیقات قبلی ما تصور کردیم که مواضع سیاسی افراد ممکن است حتی در سطوح پایین تری از پردازش اطلاعات در مغز شکل بگیرد."

به این ترتیب آنچنان که لس آنجلس تایمز نوشته است می‌توان مغز افراد را به دو دسته متمایز کرد: "مغز چپ گرا و مغز راست گرا".

در این پژوهش از دانشجویانی که خود را بسیار لیبرال (که در آمریکا به معنای چپ گرایی است) و یا بسیار محافظه کار ارزیابی کرده بود خواسته شده بود تا هر گاه روی مانیتور کامپیوترشان حرف M را دیدند، روی کی برد بزنند و هرگاه حرف W ظاهر شد واکنشی نشان ندهند.

حرف M چهار مرتبه بیشتر از حرف W ظاهر می شد و دانشجویان تنها کمتر از یک ثانیه فرصت داشتند که واکنش نشان دهند. هر یک از آنها یک پوشش حاوی سیم های مرتبط به دستگاه اندازه گیری فعالیت لایه کرتکس قدامی(ACC) بر سر داشتند.

این بخش از مغز وظیفه کشف تعارض میان رفتارهای همیشگی (فشردن یک تکمه بر روی کی برد) و رفتارهای تازه متناسب با وضعیت جدید ( فشارندادن تکمه بر روی کی برد) را برعهده دارد.

یک تظاهر کننده چپ گرای لندنی پرچم آمریکا را می درد

چپ گرایان، کنش مغزی بیشتری داشتند و اشتباه کمتری مرتکب شدند در حالی که محافظه کاران در رویارویی با حرف W ضعف بیشتری از خود نشان دادند. اما هر دو گروه در تشخیص حرف M به یک اندازه موفقیت داشتند.

از دکتر آمودیو پرسیدیم: آیا به این ترتیب می توان گفت که چپ گرایان از انعطاف و مدارای بیشتری به نسبت راست گرایان برخوردار هستند؟

وی پاسخ داد: "در واقع این یافته های می توانند بخشی از تحقیقات گسترده ای که تاکنون در باره درک ارتباط بین میزان چپ گرایی فرد( در برابر راست گرایی) با انعطاف پذیری تفکر وی (در برابر جزم اندیشی) وجود دارد، باشد".

با این حال بسیاری از روانشناسان معتقدند که چپ گرایان از خصایص متمایزی در برابر راست گرایان برخوردارند که به آنها توانایی سازگاری بهتر با محیط، اطرافیان و به ویژه انگیزه های قوی تر برای تغییر قواعد حاکم بر زندگی می‌بخشد.

اگرچه در قرن گذشته روانکاوان می گفتند که چپ گرایی محصول تعارض با پدر یا نظام پدرسالارانه و یا شورش "کودکی" بر علیه قواعد والدینی است، اما در دهه های گذشته بسیاری از روانشناسان سیاسی به این نتیجه رسیده اند که چپ گرایی بیش از آنکه ریشه در تعارض های فردی داشته باشد به انگیزش های اجتماعی و شیوه درک فرد از دنیای واقعی مرتبط است.

آن چنان که تحقیق اخیر نیز بار دیگر تاکید کرده است، چپ‌گرایان در برابر مشکلات پیش رو مقاوم تر و خلاق تر جلوه می کنند، با این حال بعید به نظر می رسد که نتایج این تحقیق را بتوان به احزاب چپ سنتی در جهان نیز نسبت داد زیرا مناسبات حاکم بر آنها و عملکردشان گاه متفاوت از خصایص فردی اعضا است.

در این تحقیق تازه چپ گرایان در شرایط متفاوت دو و نیم برابر موفقیت بیشتری از راست گرایان داشتند. دانشمندان می گویند که به این ترتیب حساسیت بیشتر در لایه کرتکس قدامی چپ گرایان آنها را از قدرت سازگاری بهتری برای تغییر رفتار در برابر شرایط متفاوت برخوردار کرده است.

دکتر دیوید آمودیو مدیر انستیتوی عصب شناسی اجتماعی دانشگاه نیویورکاز دیوید آمودیو پرسیدیم: چگونه لایه کرتکس قدامی در افراد مختلف به گونه ای متفاوت عمل می کند و سبب می شود تا در مواجهه با موضع گیری های سیاسی به گونه ای متفاوت رفتار کنند؟

دکتر آمودیو ، پاسخ داد: "لایه کرتکس قدامی همه انواع اطلاعات را مورد پردازش قرار می دهد، اما ما بر این باوریم که این بخش از مغر وظیفه شناسایی و تعیین رفتار در برابر اطلاعات جدید و اهداف رقابت جویانه را برعهده دارد. یافته های تحقیق ما تمایزات دقیق در زمینه حساسیت ACC در افراد مختلف را هویدا می سازد که نشانگر نیاز برای تغییر رفتار در برابر محرک تازه هستند. چپ گرایان واکنش بیشتری نسبت به این نوع اطلاعات پردازش شده در ACC از خود نشان دادند. با این حال تحقیق ما معطوف به درک تمایز چپ گرایی و راست گرایی در عملکرد مغز افراد نبود بلکه ما از موضع گیری سیاسی برای درک همبستگی بین عملکرد کنش های عصبی و رفتار اجتماعی مستمر استفاده کردیم".

رسانه هایی که در روزهای اخیر بطرز وسیع یافته های این تحقیق را بازتاب داده اند، به گفتگو با دست اندرکاران تحقیق و برخی دیگر از روانشناسان اجتماعی در باره کاربردهای عینی آن در دنیای سیاست پرداخته اند، از جمله پرفسور فرانک سالاوی، پژوهشگر انستیتوی پژوهشهای شخصیت و جامعه در دانشگاه برکلی می گوید: این یافته ها نشان می دهد که چرا پرزیدنت بوش در نزد افکار عمومی به عنوان فردی دارای اندیشه های تک روانه غیر قابل انعطاف در باره جنگ عراق به نظر می آید در حالی که به باور بسیاری از مردم سناتور جان اف. کری که رقیب بوش در انتخابات ریاست جمهوری 2004 بود، فردی است که همواره با تغییر نظرات خود در پی دور زدن موانع است.

او معتقد است که چپ گرایان قابلیت پذیرش بیشتری برای آرای جدید، عقاید مذهبی و اندیشه های علمی تازه دارند. وی که در حال نگارش کتابی در باره تاریخ علوم است، می گوید در واقع انقلاب های علمی مرهون چپ گرایان بوده است.

نمونه ای از تبلیغات ضد چپ گرایانه در آمریکا

گذشته از دانشمندانی که در زمینه علوم مختلف به مخالفت با رویه رایج پرداخته و به کشف و اختراعات تازه ای نائل شده اند، تاریخ علوم انسانی نیز نشانگر آن است که در واقع بسیاری از پیشگامان و نظریه پردازان چند قرن گذشته نیز چپ گرا بوده اند از کارل مارکس و زیگموند فروید گرفته تا ژان بودریار.

با این حال روشن است که متغییرهای اجتماعی از جمله پایگاه اقتصادی و اجتماعی افراد و ویژگی های شخصیتی دیگر نیز در این تفاوت بین راست گرایی و چپ گرایی نقش دارند از دیوید آمودیو پرسیدیم نقش این متغییرهای اجتماعی را تا چه حد می توان گسترده یافت و وی پاسخ داد: "متغییرهای محیطی می توانند در عوامل ژنتیکی تاثیر گذار باشند. عملکرد مغز نیز با متغییرهای محیطی سازگار می شود. به این ترتیب این یک فرایند دوجانبه است."

با اینکه برخی مطبوعات آمریکایی تیترهایی چون "آیا ما چپ گرا به دنیا می آییم؟" برای پوشش این موضوع انتخاب کرده اند اما به نظر می رسد که هنوز تاثیر عوامل ژنتیکی برای چپ گرا یا راست گرا شدن فرد محتاج بررسی های بسیاری است، اما به نظر می رسد بررسی در باره عوامل محیطی که فرد را چپ گرا یا راست گرا می کند، آسان تر و قابل دسترسی تر باشد.

در حالی که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به روزهای حساس خود نزدیک شده است، به نظر می آید که رسانه های این کشور از چنین تحقیقاتی برای توصیف روانشناختی ماهیت منازعه بین لیبرال ها و محافظه کاران بهره می گیرند.

یک تظاهر کننده صلح طلبدکتر آمودیو در برابر این سوال که این تحقیق تا چه حد می تواند به درک زمینه های روانشناختی مواضع چپ گرایان و راست گرایان کمک کند، پاسخ داد: "این یافته ها می تواند روشنگر آن باشد که چگونه افرادی با دو طرز فکر سیاسی متفاوت، می توانند به دو برداشت متفاوت از واقعیت های یکسان دست یابند".

درنا کوزه گر، روزنامه نگار مستقل در سوئیس
امید حبیبی نیا، کارشناس روانشناسی بالینی و پژوهشگر ارتباطات در سوئیس

مطالب مرتبط:

گزارش لس آنجلس تایمز در این زمینه   خبر ساینتیست آمریکن   گزارش شبکه ABC  تحلیل روانشناختی جورج بوش  

منتشر شده در زمانه رادیو زمانه

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 11:42  توسط امید حبیبی‌نیا  |