تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

در ماههای اخیر، ورود فیلم های ایرانی به بازار مخفی ویدئویی همزمان با اکران آنها بر روی پرده، سینمای ایران را با بحران تازه ای روبرو ساخته که موجب نگرانی فزاینده سینماگران ایرانی شده و ریشه های اقتصادی این سینما را مورد تهدید جدی قرار داده است.

   یک سالن سینما، عکس از راحله عسگری زاده

 

بنا به گفته سینماگران و روزنامه نگاران سینمایی، در ماههای گذشته برخی از فیلم های ایرانی روی پرده در تیراژ چند میلیونی بصورت غیر مجاز توزیع شده اند.

به دنبال نشست اخیر سینماگران ایرانی در باغ فردوس در اعتراض به در دسترس قرار گرفتن نسخه های ویدئویی غیر مجاز فیلم های ایرانی روی پرده، مقامات امنیتی و فرهنگی ایران می گویند اقداماتی در این مورد صورت گرفته است.

از جمله این اقدامات بازرسی از واحدهای صنفی عرضه کننده فیلم های ویدئویی بوده است که به گفته سردار اشتری، فرمانده پلیس امنیت تهران به کشف نزدیک به نیم میلیون نسخه ویدئویی فیلم غیر مجاز انجامیده است.

این درحالی است که به گفته مرتضی شایسته، تهیه کننده سینما تا کنون صد میلیارد تومان از محل توزیع آثار مسروقه سینمایی به سینمای ایران خسارت وارد شده است.

به دنبال تشکیل ستاد هماهنگی مبارزه با سرقت و تکثیر غیرمجاز آثار سینمایی که متشکل از نمایندگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانه سینما، نیروی انتظامی و قوه قضاییه است، روز جمعه 15 تیر ماه خبرگزاری فارس خبر داد که : "بازار قاچاق فیلم های ایرانی مهار" شده است.

اما به اعتقاد ناظران با توجه به ویژگی ها و ماهیت اقتصادی بازار مخفی فیلم های ایرانی به نظر می رسد که برخورد با آن در کوتاه مدت به سختی ممکن است که به نتیجه برسد به ویژه آنکه این برخورد تا کنون تنها متوجه توزیع کنندگان خرد و نه تکثیرکنندگان عمده بوده است.

اغلب فیلم های ایرانی که از آغاز سال جدید در ایران اکران شده اند نه تنها به صورت سی دی تصویری یا دی وی دی وارد شبکه مخفی ویدئویی شده اند بلکه سر از اینترنت نیز در آورده اند و هم اکنون می توان اغلب فیلم های جدید ایرانی را بر روی اینترنت مشاهده کرد، در حالی که پیش از این بازار مخفی ویدئویی تنها در انحصار فیلم های روز آمریکایی بود.

سیدغلامرضا موسوی، سخنگوی اتحادیه تهیه کنندگان سینما در این باره می گوید: در صورت ادامه این روند ریشه های اقتصادی سینمای ایران مورد تهدید قرار می گیرد.

وی در باره نحوه به سرقت رفتن فیلم های جدید ایرانی می گوید: ممکن است این نسخه های ویدئویی از مراکز نمایش و یا تدوین فیلم وارد شبکه زیرزمینی بشود، در مواردی هم به دلیل عدم دقت صاحبان سالن های نمایش دهنده بوده است ولی از همه بیشتر این امر در مورد نسخه دی وی دی فیلم ها رخ می دهد که برای سالن هایی که پروژکتور ندارند، قابل استفاده باشد.
نمایی از فیلم نقاب از روی نسخه اینترنتی آن
 طبق برآوردی که ما کرده ایم از فیلم نقاب، ظرف دو هفته شش میلیون نسخه وارد شبکه زیرزمینی شده است
 
فرشته طائر پور، تهیه کننده سینما

غلامرضا موسوی می گوید: "یکی ازمشکلاتی که ما داشتیم نبود قانون و عدم شناخت برخی از قضات و نیروهای اجرایی بود که باعث می شد این سوء استفاده استمرار پیدا کند. از همین رو حدود دو سال پیش از مراجع معظم تقلید استفتائاتی صورت گرفت، که حرام بودن این موضوع به لحاظ شرعی اعلام شد."

وی ادامه می دهد: چون اغلب مردم شناخت درستی از اینکه محصولات فرهنگی را نباید بدون مجوز تکثیر و توزیع کنند، ندارند و در نتیجه از نظر آنها این امر سرقت حساب نمی شود اما اکنون کم کم این موضوع در حال جا افتادن است.

این تهیه کننده سینما به سایت فارسی بی بی سی گفت : "مورد دیگر این بود که همکاران ما موردی عمل می کردند یعنی هر گاه نسخه های فیلمی وارد بازار مخفی می شد، تهیه کنندگان وارد عمل می شدند تا امسال، بعد از اخراجی ها و مهمان که وارد بازار شد، اتحادیه تهیه کنندگان ستاد مبارزه با سرقت فیلم ها را تشکیل داد که با همکاری پلیس امنیت تهران، معاون دادستان تهران و رئیس مجتمع ارشاد اقدامات خوبی در سطح شهر تهران انجام شد به گونه ای که یک و نیم تا دومیلیون سی دی تصویری و دی وی دی فیلم های ایرانی و خارجی غیر مجاز را کشف و ضبط کردند."

سخنگوی اتحادیه تهیه کنندگان درباره تبعات ورود همزمان فیلم های ایرانی به شبکه مخفی ویدئویی می گوید: "عملا ریشه اقتصادی سینمای ایران آسیب خواهد دید. ما در مواردی مانند اگه می تونی منو بگیر متوجه شدیم که حتی قبل از این که فیلم اکران بشود، نسخه های آن با کیفیت خیلی خوب وارد بازار شده است."

وی معتقد است: "اگر این روش ادامه پیدا کند، ما به جایی خواهیم رسید که عملا بخش خصوصی بدلیل عدم امنیت جرات تولید نداشته باشد. اما اخیرا اقداماتی انجام شده است که بسیاری از مغازه هایی که تا پیش از این اقدام به توزیع اینگونه فیلم ها می کردند از این کار منصرف شوند، اگرچه توزیع بسیاری از این فیلم را دست فروش ها برعهده دارند."

غلامرضا موسوی می گوید: اگر در مجلس هم قانونی در این زمینه وضع شود و پیگیری اتحادیه تهیه کنندگان هم بصورت دائمی و مستمر باشد، می توان امیدوار بود که امنیت تهیه کنندگان وسایرسینماگران نیز تامین بشود.

غلامرضا موسوی در باره اینکه چرا سرقت فیلم های ایرانی اخیرا این چنین سرعت و شدتی پیدا کرده است می گوید: "سود سرشاری که از این کار به دست می آید، عاملی برای رشد سرقت فیلم ها بوده است زیرا برخی از فیلم ها مثل اخراجی ها بصورت میلیونی تکثیر و توزیع شده اند."

بساط یک توزیع کننده غیرمجاز فیلم های ویدئویی، عکس از راحله عسگری زاده

اما شهاب میرزایی، روزنامه نگار سینمایی معتقد است مشکل اصلی در این میانه عدم رعایت حق کپی توسط رسانه های داخلی است. وی می گوید: "در حالی که صدا و سیما که باید الگوی اخلاقی مردم باشد با هک کردن آرم شبکه های تلویزیونی خارجی، اقدام به پخش برنامه های ورزشی و مسابقات فوتبال و یا پخش بدون مجوز برخی از فیلم های سینمایی آمریکایی می کند، نمی توان از مردم عادی یا سارقان آثار سینمایی و ویدئویی انتظار داشت که قوانین کپی رایت را حفظ کنند".

این روزنامه نگار می گوید: "اصولا به نظر می رسد که پخش این سی دی های تصویری با چنین گستردگی کار باندهای معمولی که تا کنون در زمینه توزیع فیلم های مخفی فعالیت می کردند، نیست".

فرشته طائر پور، تهیه کننده سینما نیز با اشاره به گستردگی و بی سابقه بودن این اقدامات، می گوید: "طبق برآوردی که ما کرده ایم از فیلم نقاب، ظرف دو هفته شش میلیون نسخه وارد شبکه زیرزمینی شده است، این درحالی است که موسسات رسمی تولید فیلم های ویدئویی ما تنها توانایی عرضه ده هزار نسخه فیلم ویدئویی آن هم در شش ماه را دارند، وقتی این آمار ده هزار نسخه را با شش میلیون نسخه مقایسه کنید متوجه گسترش کار سارقان می شویم".

وی نیز به این موضوع اشاره می کند که این توزیع گسترده فیلم های ایرانی نمی تواند کار چند گروه و یا کارگاه های خانگی کوچک باشد بلکه مسلما کار کسانی است که امکانات تولید عظیم دارند.

 

فرشته طائر پور می گوید: "متاسفانه در ایران نه تنها قانونی در این زمینه وجود نداشته بلکه فرهنگ این هم وجود نداشته است که مردم متوجه این باشند که خرید یک نسخه غیرمجاز فیلم ایرانی عملی ناپسند است".

وی می گوید: در خارج از کشور هم همین امر حاکم است، شبکه های تلویزیونی فارسی زبان مدام در حال پخش غیرمجاز فیلم های ایرانی هستند. با توجه به اینکه در شرایط فعلی فیلمی اغلب فیلم ها به فروشی حدود یک میلیارد تومان نرسند، امکان اینکه تهیه کننده بتواند هزینه هایش را تامین کند و پروژه بعدی را شروع کند، وجود ندارد ولی عملا این صنعت هم توسط علاقمندانش که نا آگاهند و هم توسط دشمنانی که شاید دلشان نمی خواهد چنین صنعتی وجود داشته باشد، در حال نابودی است.

یک سالن سینما، عکس از راحله عسگری زاده

خانم طائر پور معتقد است در صورتی که امکان جلوگیری از سرقت فیلم های ایرانی در کوتاه مدت فراهم نشود اتفاق قابل پیش بینی این خواهد بود که ما فقط دو نوع تولید خواهیم داشت، یکی تولیداتی که با سرمایه و سفارش دولتی تهیه شده باشند که طبعا در چارچوب خواسته های دولت خواهند بود و یا فیلم هایی که مخاطب عام در جامعه ندارد و به سینمای جشنواره ای مشهور است که به جشنواره ها و نمایش های جشنواره ای امید می بندند که این اتفاق برای همه آنها هم نمی افتد و یا سودآوری چندانی ندارد زیرا با اینکه جوایز بسیاری نصیب این گونه فیلم ها می شود اما عملا این فیلم ها کمتر در خارج از کشور فروش می روند.

این تهیه کننده سینما می گوید: در این صورت، عملا ما با دو نوع سفارش روبرو خواهیم بود، یعنی سفارشی از خارج که در مورد برخی از کارگردانها اتفاق می افتد و سفارشی از داخل که از ورود به برخی مباحث و مسائل محذور است و خط قرمزهایش بیشتر و محدودتر بوده است.

در حالی که خبرگزاری فارس از "مهار"، سرقت فیلم های جدید ایرانی خبرمی دهد، گزارش ها از تهران حاکی است که بسیاری از دستفروش ها و توزیع کنندگان شبکه زیرزمینی نه تنها هنوز فیلم های جدید ایرانی را بین مشتریان خود توزیع می کنند، بلکه از رسیدن فیلم های تازه تری که قرار است اکران شوند نیز خبر می دهند.

 

گیسو فغفوری، روزنامه نگار سینمایی در این باره می گوید: "اکنون بیشتر سینماگران از سئانس های خالی خبر می دهند، یعنی مثلا در باره اخراجی ها که فیلم پرفروشی بود در عرض چند روز پس از آنکه سی دی آن وارد بازار شد، مشتریهایش را از دست داد. وقتی سی دی فیلم ها بصورت غیرمجاز وارد بازار می شود، دیگر از فیلم ها استقبالی نمی شود، زیرا برای یک خانواده متوسط خرید یک سی دی تصویری به صرفه تر از رفتن به سینما است، از سوی دیگر محیط سینما هم از وضعیت مناسبی برخوردار نیست یعنی پخش صدا و تصویر چندان قابل قبول نیست.

برای بسیاری از مردم، تماشای فیلم از طریق ویدئو در محیط خانواده از رفتن به سینما که مستلزم صرف وقت، هزینه و رعایت آداب و شرایط خاصی نیز هست، آسان تر و مناسب تر به نظر می رسد.

محمد یکی از این افراد است که می گوید این سی دی ها را از مغازه های معمولی یا دستفروش ها به قیمت 500 تا 1000 تومان تهیه می کند در حالی که اگر بخواهد به سینما برود باید برای هر نفر 1500 تومان بهای بلیت بپردازد ولی به این ترتیب همه اعضای یک خانواده می توانند دور هم یک فیلم را ببینند.

وی می گوید: خیلی از خانواده ها هم که نمی توانند به دلایل مختلف به سینما بروند از این سی دی ها استفاده می کنند یا حتی به دوستان و آشنایان خود هم می دهند.

محمد می گوید: "در بسیاری موارد شایع می شود که فیلمی که قرار است اکران شود سی دی اش وارد بازار می شود و خیلی از مردم ممکن است صبر کنند تا سی دی آن به دستشان برسند."یک وی سی دی، عکس از راحله عسگری زاده

 در بسیاری موارد شایع می شود که فیلمی که قرار است اکران شود سی دی اش وارد بازار می شود و خیلی از مردم ممکن است صبر کنند تا سی دی آن به دستشان برسند
 
محمد، مشتری ویدئوهای جدید ایرانی

به نظر می رسد که علیرغم برخی شبهاتی که در زمینه امکان دخالت برخی عوامل برای "به زمین زدن سینمای ایران" وجود دارد، موضوع سرقت فیلم های ایرانی حداقل در سطح تشکیل ستادها و تشکل ها و انعکاس اخبار اقدامات ضربتی نیروی انتظامی در ایران جدی گرفته شده است، اما بسیاری از ناظران معتقدند که مبارزه با سرقت فیلم های ایرانی تا زمانی که زمینه ها و عوامل ریشه ای آن، از جمله کاهش جذابیت سالن های سینما و از بین رفتن انگیزه های تماشای همگانی فیلم در سینما که به محتوای فیلم ها در مواجهه با سانسور نیز باز می گردد ، حل نشود، امری است که به سرعت به نتیجه نخواهد رسید.

منتشر شده در:

http://www.bbcpersian.com

15:40 گرينويچ - پنج شنبه 12 ژوئيه 2007 - 21 تیر 1386 امید حبیبی نیا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 19:48  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

پاسخ منفی احمدی نژاد به الیور استون

خبر تقاضای ساختن فیلم مستندی از محمود احمدی نژاد توسط الیور استون، فیلمساز با وجود پاسخ منفی به استون، فیلمهایی از سفرهای استانی احمدی نژاد منتشر شده استمشهور آمریکایی در روزهای اخیر به موضوعی جنجال برانگیز بدل شده و با اظهار نظرهای متفاوتی از سوی دولتمردان و پاسخ این فیلمساز روبرو شده است.

خبر این درخواست در ابتدا از سوی برخی از خبرگزاریهای داخلی ایران به نقل ازعلیرضا سجاد پور، کارگردان سینمای جنگ و دبیرهیات اسلامی هنرمندان، منتشر شد.

روز جمعه هشتم تیرماه (29 ژوئن)، همچنین خبرگزاری فارس به نقل از علیرضا سجاد پور از تحت بررسی بودن این موضوع توسط دست اندرکاران خبر داد.

در همین روز خبرگزاری ایسنا در گفتگو با علیرضا سجاد پور اعلام کرد: "الیور استون، کارگردان مطرح آمریکایی از دفتر ریاست جمهوری تقاضای ساخت فیلم مستندی در باره محمود احمدی نژاد کرده است."

سجاد پور در این گفتگو بار دیگر از تحت بررسی بودن این پیشنهاد توسط دفتر ریاست جمهوری ایران خبر داده بود و اظهار امیدواری کرده بود که این تقاضا مورد پذیرش قرار بگیرد.

در حالی که رسانه های ایران بطرز گسترده ای به انعکاس این خبر پرداخته بودند، روز شنبه نهم تیرماه، جواد شمقدری مشاور هنری احمدی نژاد ضمن اعلام اینکه "پیشنهاد ساخت فیلم از آقای دکتر احمدی نژاد از سوی جاهای مختلف مطرح شده" گفت که الیور استون نیز ماه پیش چنین پیشنهادی را ارائه کرده است.

اما، وی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا تاکید کرد که "با توجه به فرصت محدود رئیس جمهور و مشغله هایی که ایشان دارند، این شانس فقط به یک نفر می رسد؛ بنابراین باید بررسی کرد که رئیس جمهور چه میزان فرصت دارند و چقدر این فرصت فراهم می شود تا یک گروه از زندگی ایشان در مراحل مختلف فیلمبرداری کنند."

بوش یا احمدی نژاد

مشاور هنری رئیس جمهور ایران ضمن اظهار "امیدواری برای اینکه الیور استون بتواند شرایطی فراهم آورد که یک کارگردان ایرانی از بوش فیلم بسازد"، گفت که هنوز جواب قطعی به الیور استون داده نشده است و این پیشنهاد در حال بررسی است.

بشنويدبخشی از گفتگو با جوادشمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور

با انتشار اخبار مربوط به این درخواست، مهدی کلهر مشاور رسانه یی احمدی نژاد نیز به اظهار نظر پرداخت و ضمن تایید این خبر گفت که پاسخ رئیس جمهوری به این درخواست منفی بوده است.
 

وی در توضیح علت مخالفت آقای احمدی نژاد با این درخواست گفت که رئیس جمهور گفته است که "چرا یک فیلمساز ایرانی این کار را انجام ندهد؟"

الیور استون، احمدی نژاد

 اگرچه الیور استون در آمریکا به عنوان اپوزیسیون مطرح است
 اما اپوزیسیون هم در آمریکا بخشی از شیطان بزرگ است
 
مهدی کلهر، مشاور هنری احمدی نژاد

ساعاتی بعد خبرگزاری ایلنا، به نقل از الیور استون در مصاحبه با شبکه خبری فاکس نیوز، ساخت فیلم در باره احمدی نژاد را تکذیب کرد.

این خبرگزاری گزارش داد: "الیور استون، کارگردان صهیونیست سینمای هالیوود، خبر ساخت فیلم در باره محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور کشورمان را تکذیب کرد."

در همین حال خبرگزاری فارس خبر این تکذیب را "جعلی، بچه گانه و شیطنت آمیز" خواند و به نقل از یکی از دست اندرکاران دفتر مشاور رئیس جمهور در امور هنری گفت در صورت اصرار این فیلمساز، نمابر ارسالی در زمینه ساخته شدن این فیلم در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت.

روز دوشنبه 11 تیر ماه نیز روزنامه گاردین گزارش داد احمدی نژاد شانس خود را برای آنکه در فیلم الیور استون ظاهر شود از دست داد. این روزنامه به نقل از روبرت تیت در تهران نوشت علیرغم حضور احمدی نژاد در عرصه رسانه ها، وی از حضور در برابر دوربین سینما و تلویزیون گریزان و اصولاخجول است و به همین دلیل حضور در برابر دوربین کارگردانی چون الیور استون را رد کرده است.

در گزارش گاردین همچنین به سخنانی از مهدی کلهر اشاره شده بود که الیور استون را بخشی از شیطان بزرگ خوانده بود.

مهدی کلهر در گفتگو با خبرگزاری فارس گفته بود: "اگرچه الیور استون در آمریکا به عنوان اپوزیسیون مطرح است اما اپوزیسیون هم در آمریکا بخشی از شیطان بزرگ است".

در حالی که موضوع درخواست الیور استون در رسانه های داخلی و خارجی و به ویژه رسانه های تخصصی سینما انعکاس وسیعی یافته بود، تامس کینی، مدیر روابط عمومی الیور استون در گفتگو با سایت فارسی بی بی سی گفت که در باره تایید یا تکذیب این موضوع اظهار نظری نخواهد کرد ولی آقای استون پاسخی به سخنانی که در باره وی ایراد شده را خواهد داد.

ساعتی بعد، متن بیانیه الیور استون منتشر شد که در آن آمده بود: "طی این سالها لقب های بسیاری نثار من شده بود ولی هرگز کسی مراشیطان بزرگ ننامیده بود، با این حال امیدوارم مردم ایران شاد باشند و تجربه بهتری با رئیس جمهور ناشایست، متعصب و مکتبی خود نسبت به رئیس جمهور ما، داشته باشند ."

ورایتی، پرنفوذترین نشریه سینمایی آمریکا که این بیانیه را منتشر کرده است به نقل از سخنگوی الیور استون گفته است که دولت ایران تا کنون هیچ پاسخی به درخواست فیلمسازی نداده است.

در همین حال مهدی کلهر در واکنش به این بیانیه گفته است که پاسخ احمدی نژاد بصورت تلفنی به رابط ما و این فیلمساز داده شده است، اما کلهر در این گفتگو تاریخ ارائه درخواست را دو ماه و نیم پیش ذکر می کند.

رئیس جمهور ایران خود در پاسخ به خبرنگار خبرگزاری فارس گفته است که از جزئیات امر بی اطلاع است اما درنفس ساخت فیلم اشکالی نمی بیند.الیور استون، فیلمساز آمریکایی

 طی این سالها لقب های بسیاری نثار من شده بود ولی هرگز کسی مراشیطان بزرگ ننامیده بود، با این حال امیدوارم مردم ایران شاد باشند و تجربه بهتری با رئیس جمهور ناشایست، متعصب و مکتبی خود نسبت به رئیس جمهور ما، داشته باشند
 
الیور استون، فیلمساز آمریکایی

 

در همین حال، اخبار این موضوع و به ویژه سخنان مشاور رئیس جمهور ایران در این باره
در رسانه های آمریکایی بازتاب گسترده ای داشته است و از جمله روز دوازدهم تیر ماه (سوم ژوئیه) روزنامه لس آنجلس تایمز در این باره نوشت: مخالفت الیور استون با سیاست های بوش برای مقامات ایرانی برای آنکه به وی مجوز فیلمسازی در باره احمدی نژاد را بدهند کافی نبوده است، زیرا به هر روی او بخشی از شیطان بزرگ به حساب می آید.

این روزنامه به اظهارات کلهر در این مورد اشاره می کند که گفته است تولیدات سینمایی آمریکا خالی از فرهنگ و متکی بر فریبندگی است و کاربردهای ابزاری دارد. لس آنجلس تایمز می افزاید این در حالی است که تلویزیون ایران فیلم های آکشن آمریکایی را پخش می کند و اغلب مردم به جدیدترین فیلم های آمریکایی که از طریق شبکه مخفی ویدئویی در اختیارشان قرار می گیرد، دسترسی دارند.

جواد شمقدری، مشاور هنری رئیس جمهور ایران در رابطه با این اخبار و اظهار نظرهای متفاوت به بخش فارسی بی بی سی گفت: از آنجا که وقت رئیس جمهور در فاصله زمانی مورد نظر پر بود، در همان ابتدا به آقای مایکل نیکلسون مدیر دفتر الیور استون پاسخ منفی داده شد.

آقای شمقدری در همین حال ابراز امیدواری کرد که با توجه به جذابیت های شخصیت رئیس جمهور ایران، فیلم مستندی از ابعاد کمتر شناخته شده زندگی وی ساخته شود.

در همین حال رسانه های ایران خبر داده اند که فیلم هایی از سفرهای استانی احمدی نژاد به استان های مختلف کشور در قالب چهار دی وی دی به بازار عرضه شده است.

از جوخه تا احمدی نژاد

الیور استون متولد 1946 از پدری یهودی و مادری کاتولیک در نیویورک است. پس از اعزام به ویتنام در زمان سربازی، به صف مخالفان جنگ پیوست و مدتی بعد به تحصیل سینما پرداخت.

اولین فیلمش را هم درباره ویتنام ساخت: سال گذشته در ویتنام(1971) فیلمی کوتاه که در فضای ضد جنگ آن زمان توجه بسیاری به خود جلب کرد.

اولین فیلم بلند الیور استون در سال 1981،دست نام دارد که فیلمی ترسناک بود و کم و بیش موفق ارزیابی شده است.

سالوادور، دومین فیلم وی، در باره جنگ داخلی السالوادور است که روایت مستند ریچارد بویل روزنامه نگار آمریکایی از جنگ داخلی در این کشور است که با وجود عدم توفیق تجاری با استقبال منتقدان روبرو شد.

جوخه اولین فیلم بلند استون از سه گانه ویتنامی اش در سال 1986 و بلافاصله پس از سالوادور ساخته شد که به نوعی روایت شخصی وی از ویتنام است.

الیور استون در سینمای آمریکا، همواره به عنوان فیلمسازی مستقل و معترض شناخته شده است

این فیلم نه تنها آغازگر موفقیت تجاری استون و توجه جدی تر منتقدان به وی بود، بلکه چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را در حالی که در چهار رشته دیگر هم نامزد اسکار بود، دریافت کرد.

پس از آن او با وال استریت، به ماجراهای درونی دنیای سرمایه داری پرداخت.

با این حال فیلم بعدی او گفتگوی رادیویی با موفقیت چندانی روبرو نشد. در نتیجه الیور استون بار دیگر به موضوع ویتنام بازگشت و فیلم مشهور متولد چهار ژوئیه با بازی تام کروز را ساخت.

موفقیت بسیار این فیلم جایگاه استون را در هالیوود تثبیت کرد و سه جایزه اسکار به همراه تعداد زیادی جوایز دیگر از جمله از انجمن منتقدان و انجمن کارگردانان آمریکا دریافت کرد.

یکی از محبوب ترین و نامتعارف ترین فیلم های استون در باره گروه مشهور The Doors در دهه شصت و خواننده افسانه ای آن جیم موریسون است که در سال 1991 ساخته شد و بار دیگر نام این گروه راک شورشی را بر سر زبان ها انداخت.

جی اف کی در باره ماجرای ترور کندی در همان سال برنده دو جایزه اسکار شد و سرانجام سه گانه استون در باره ویتنام با فیلم بهشت و زمین تکمیل شد.

سال 1994 سالی سرشار از جنجال برای این کارگردان پرکار وزمانی که او فیلم قاتلان مادرزاد راساخت، بود که داستان واقعی ریکی و مالوری یک زوج قاتل را بازنمایی کرد، سناریوی فیلم را کوئینتین تارانتینو نوشت که برخی آن راسرشار از خشونت خواندند.

نیکسون(1995)، چرخش کامل(1997)، هر یکشنبه (1999) ، کوماندانت(رفیق فرمانده) فیلمی مستند در باره کاسترو(2002)، الکساندر(اسکندر) در سال 2004 که با انتقاد برخی از محافل ایرانی در آمریکا روبرو شد و فیلم مستند دیگری در باره کوبا به نام در جستجوی فیدل از دیگر فیلم های او هستند.

با روی کار آمدن جورج دبلیو بوش، در حالی که وی از حامیان ال گور بود به انتقادات صریح از سیاست های رئیس جمهور آمریکا پرداخت، از جمله سال گذشته، الیور استون که همواره تمایل خود را به دمکرات ها نشان داده است، در اسپانیا گفته بود از اشغال عراق توسط کشورش و سیاست های آن پس از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر، "شرمسار" است.

منتشر شده در سایت فارسی بی بی سی  17:45  گرينويچ - سه شنبه 03 ژوئيه 2007 - 12 تیر 1386 امید حبیبی نیا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:43  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

بعدازظهر پنج شنبه 24 خرداد ماه (14 ژوئن)، یکی از تشکل های صلح طلب لندن در شمال تراکت مراسماین شهر میزبان مردمی بود که برای تماشای فیلم اخیر "راگی عمر" خبرنگار سابق بی بی سی در باره ایران، به سالن همایش های مرکز ایرلندی های لندن آمده بودند.

مراسم راس ساعت مقرر آغاز شد و از آنجا که بسیاری از حضار که در میان آنها ایرانیان نیز کم نبودند پیش تر فیلم را دیده بودند، تنها به نمایش بخش دوم آن اکتفا شد. راگی عمر و پل ساپین کارگردان این مستند تحت عنوان راگی در ایران خود در گوشه ای ایستاده بودند و هم فیلم را می دیدند و هم واکنش تماشاگران را.

فیلم که بر روی یک تلویزیون 36 اینچی برای حدود چهارصد نفر از حضار که سالن را کاملا پر کرده بودند به نمایش در می آمد، ضمن واقع نمایی بسیار مفرح و کنایه آمیز هم بود و از همین رو، اغلب صدای قهقه تماشاگران در بین آن به گوش می رسید، در این مواقع به راگی و پل که نگاه می کردم لبخند رضایتی برلب هایشان هویدا بود.

مسلما این اولین باری بود که فیلم شان را به همراه تماشاگرانی با گرایش ها و پس زمینه های مختلف می دیدند و برای یک مستند تلویزیونی، این اتفاقی است که کمتر رخ می دهد و شانس بزرگی برای کارگردان، تهیه کننده و عوامل تهیه آن محسوب می شود.

فرصت را مناسب می بینم و ضمن اینکه سعی می کنم در تقابل با نور کم موجود در این سالن بزرگ، عکس های بهتری بگیرم، نزد راگی عمر و پل ساپین می روم و می گویم می دانم که واکنش تماشاگران چقدر برایتان اهمیت دارد بنابراین پس از پایان فیلم اگر فرصتی شد، در باره همین موضوع گپ خواهیم زد، هر دو تایید می کنند و همچنان با اشتیاق به صفحه تلویزیون و تماشاگران چشم می گردانند.

سرانجام نمایش فیلم به پایان می رسد و مجری مراسم که خانم میانسالی است که حتی یک لحظه هم لبخند از چهره اش محو نمی شود، مهمانان را روی صحنه و به پشت میز فرامی خواند و از همین جاست که فیلم اصلی برای من شروع می شود...مهمانان و سخنرانان مراسم

راگی عمر در ایران

این مستند نود دقیقه ای با نماهای خیره کننده ای آغاز می شود که سوالی را پیش روی مخاطب می گذارد: واقعا از ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی چه می دانیم؟

به این ترتیب با نماهایی با مفاهیمی ظاهرا متعارض، بیننده در پاسخ دادن به این سوال با فیلم همراه می شود، نماهایی که با برش هایی سریع، چهره های متفاوت و گاه متعارضی از زندگی شهری روزمره در تهران را به نمایش می گذارد: از مردی که بر ضریحی مقدس بوسه می زند، دختر جوانی که با موبایلش از یک خواننده محبوب پاپ عکس می گیرد گرفته تا تظاهرات خشونت آمیز طرفداران حاکمیت علیه اسرائیل.

همین نماهای اولیه، تضاد، تعارض و شکافی را که در جامعه ایران با گرایش های متفاوت بخش های مختلف جامعه وجود دارد، به خوبی آشکار می کند، سازندگان فیلم در طول این فیلم هم تلاش می کنند تا با نزدیک شدن هر چه بیشتر به زندگی روزمره افراد مختلفی از طبقات و گروه های مختلف، نمایی از گوناگونی چهره ایران را به مخاطب نشان دهند.

راگی عمر خود در ابتدای این مستند در حالی که در ایستگاه قطار و رو به دوربین سخن می گوید هدف از سفر و ساخت این فیلم را درک چهره واقعی از شهری که بیش از همه در جهان درک ناشدنی باقی مانده، خوانده است.

وی در انتهای فیلمش در حالی که ما را با چند شخصیت مختلف با زمینه های آشنا و همراه ساخته است، بار دیگر سرگذشت شخصیت هایش را پس از چند ماه با عکس هایشان برای بیینده شرح می دهد.

راگی عمر از سومالی تا بی بی سیراگی عمر و پل سپین در حین نمایش فیلم خود با بیم و اشتیاق به تماشاگران می نگریستند

راگی عمر که تا سال پیش یکی از مشهورترین خبرنگاران بی بی سی بود، در سال 1967 در یک خانواده متمول در سومالی متولد و در بریتانیا بزرگ شده است.

پس از دبیرستان وارد دانشکاه آکسفورد شد و در آنجا تاریخ مدرن خواند و از همین زمان کارش را در حرفه روزنامه نگاری با نوشتن مقالاتی برای روزنامه وویس (Voice ) آغاز کرد. پس از آن در سال 1991 به اتیوپی رفت تا برای سرویس جهانی بی بی سی به عنوان خبرنگار آزاد کار کند. سال بعد وی به لندن بازگشت و در آنجا به عنوان روزنامه نگار مشغول به کار شد و پس از مدتی به عنوان خبرنگار دائم بی بی سی در آفریقای جنوبی که همسر و فرزندانش در آنجا مستقر بودند، تعیین شد.

با شروع جنگ عراق وی به این کشور رفت و گزارشهایش از عراق با استقبال فراوانی در میان مخاطبان بی بی سی روبرو شد. وی در باره همین دوران کتابی تحت عنوان روز انقلاب نوشته است.

وی اخیرا نیز کتابی تحت عنوان تنها نیمی از من در باره هویت دوگانه خود نوشته است و از سال گذشته به عنوان گزارشگر ویژه شبکه انگلیسی زبان الجزیره در تهران مشغول به کار شده است.

راگی در برابر مخاطب

هنگامی که مجری برنامه از حضار خواست تا سوالات خود را مطرح کنند، اولین سوالات برای راگی عمر و پل ساپین غافلگیر کننده است، یک مرد ایرانی و دو زن دیگر فیلم را متهم به محافظه کاری می کنند و راگی را تلویحا حامی دولت ایران می خوانند.

پاسخ راگی به این نظرات آن است که این فیلم تنها خواسته است تا چهره واقعی و متعارضی از کشوری نشان بدهد که مردم دنیا یا چیزی از آن نمی دانند یا به خاطر تبلیغات یکجانبه رسانه های بزرگ، تصور درستی از آن ندارند.

این پاسخ یک ایرانی دیگر را برمی آشوبد و از وی می خواهد که توضیح دهد چرا از نابسراگی عمر و یک مخاطب ایرانیامانی های مردم از رنج و فلاکت یا مردم فقیر و نابهنجاریهای اجتماعی در فیلمش اثری نیست.

راگی پاسخ می دهد که قرار نبوده است این فیلم همه چیز را در نود دقیقه به تصویر بکشد، ما فقط درنظر داشتیم زندگی روزمره مردم معمولی را نشان بدهیم بدون آنکه خودمان را درگیر مسائل پیچیده سیاسی بکنیم.

پل ساپین، کارگردان فیلم هم پاسخ می دهد که ما ناچار بودیم تا تابع مقررات و ضوابطی باشیم که بر ایران حاکم بود، یک سال طول کشید تا ما اجازه ساخت این مستند را از دولت ایران بگیریم و با هر کسی که مشورت کردیم به ما گفت که اگر شما بخواهید یک فیلم انتقادی صریح بسازید فکر این سفر را هم نکنید.

در حالی که چند ایرانی از گوشه و کنار سالن در مواجهه با این پاسخ ها فریاد اعتراض سر می دادند، زیبا میرحسینی استاد انسان شناسی انستیتوی خاورمیانه لندن و مستند ساز که دیگر مهمان این مراسم بود، میکروفون را به دست گرفت و گفت این فیلم چهره ای واقعی از ایران نشان می دهد، چهره ای که شما نمی توانید در اغلب رسانه های اینجا ببینید.

او همچنین به تلاش روزنامه نگاران و هنرمندان و به ویژه فیلسمازان ایرانی برای ارائه انتقادات اجتماعی اشاره کرد و گفت در برخی از فیلم های سالهای اخیر که در همه جهان به نمایش درآمده است نابسامانی های اجتماعی چون فحشا، فقر و اعتیاد به تصویر کشیده شده است، فیلم هایی که برخی از آنها نمایش شان در ایران همچنان ممنوع است.

زیبا میرحسینی در پاسخ به سوالی در باره اینکه چگونه می توان با مخالفت با جنگ به مردم ایران کمک کرد، گفت ما باید همه تلاش خود را به خرج دهیم تا نه تنها از جنگ علیه ایران بلکه از تحریم و حتی سختن گفتن از آن جلوگیری شود، خانم میرحسینی در حالی که سخنانش با تشویق بسیار حضار روبرو بود ادامه داد: چه کسی است که نداند اگر رژیم صدام حسین در اولین سالهای انقلاب با حمایت غرب و شوروی به ایران حمله نمی کرد، سرنوشت انقلاب ایران به گونه دیگری رقم می خورد؟

در این میان یکی از حضار انگلیسی با اعتراض به اینگونه سخنان گفت که سخنان شما ممیز کتاب دانشجویان و سازمان های چپ گرا و صلح طلب مشتاقان بسیاری داشتدارا با رژیمی را ترویج می کند که هر روز مردم را در معرض خطر مرگ و شکنجه و زندان قرار می هد. راگی در پاسخ گفت وظیفه ما آن نبوده است که برای مردم و حکومتش چاره جویی کنیم و آنچه من در اینجا تاکید می کنم این است که مردم ایران خودشان بهتر از هر کس دیگری می دانند که چه می خواهند و چه باید بکنند، من هم به عنوان روزنامه نگار وظیفه ام مدارا با هیچ حکومتی نیست همانطور که وظیفه ام سرنگون کردن آن هم نیست.
 

کارگردان فیلم نیز گفت: وقتی که ما این فیلم را می ساختیم احساسمان این بود که ما شانه به شانه مردم ایران و جنبشی که در آنجا جریان دارد ایستاده ایم و تلاش می کنیم تا آن را به خوبی نشان بدهیم، زیرا همه فعالان اجتماعی ایران به ما می گفتند بهترین کار آن است که به جهانیان چهره واقعی ما را نشان بدهید و همه بدانند که ما چه می کنیم.

در حالی که هنوز بسیاری از حضار خواستار طرح سوالات خود بودند، مجری برنامه با اعلام آنکه مدتها از پایان وقت مقرر برای خاتمه آن گذشته به جلسه خاتمه داد.

در گپی کوتاه بار دیگر درحالی که رگی عمر در میان حضار سرگرم پاسخگویی به سوالات و نظرات آنها بود، وی را یافتم و از وی در باره اینکه آیا انتظار اینکه برخی ایرانی ها و حتی انگلیسی ها از فیلمش خوششان نیاید داشته یا نه پرسیدم. راگی

راگی عمر، زیبا میرحسینی و الهه رستمی پوی

 عمر گفت البته انتظار این برخورد را داشتم ولی دلم نمی خواست که این برخورد خیلی تند پیش برود زیرا من این مستند را برای کمک به پیشبرد گفتمان در باره ایران ساخته ام و باید که به چنین مباحثی دامن بزند.

به او گفتم وقتی وی را متهم به محافظه کاری می کنند چه احساسی دارد و وی گفت که چنین فیلم هایی نمی توانند رضایت همه را برآورده کنند و در واقع ما هم نمی خواستیم وارد مباحث سیاسی شویم، ما می خواستیم تصویری پیش روی تماشاگر بگذاریم که خودش بتواند با آن رابطه برقرار کند.

منتشر شده در:

http://www.bbcpersian.com

18:50 گرينويچ - جمعه 15 ژوئن 2007 - 25 خرداد 1386 امید حبیبی نیا


 در همین رابطه

فیلم راگی عمر در ایران

مستند تلویزیونی به سبک راگی عمر

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 0:10  توسط امید حبیبی‌نیا  |