تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

 

لئونارد دی کاپریو و جک نیکلسون در نمایی از فیلم "جدا شده"

بیست و نهمین فیلم مارتین اسکورسیزی، بار دیگر به دنیای سیاه تبهکاران کازینو(۱۹۹۱) بازمی گردد، اما برخلاف آن فیلم که رخدادها و کنش های بیرونی داشت، در اینجا متناسب با مضمون فیلم، فضای فیلم سیاه و تیره و با کنش های درونی بیشتری است.

بیشتر زمان فیلم در فضاهای گرفته و تیره با کنتراست محدود و زوایای دوربین بسته می گذرد و به خوبی می تواند بیانگر فضای توطئه و دوگانگی محیط باشد.

با اینکه طرح اصلی فیلم به نظر چندان پیچیده نمی رسد اما او به خوبی موفق شده است از روایت خطی فیلم فاصله بگیرد و پیچیدگی های درونی کاراکترهای فیلمش را به سبک خودش نمایان سازد.

با این حال شاید اطلاق اینکه این فیلم بهترین فیلم اسکورسیزی تا کنون است با توجه به فیلم هایی مانند راننده تاکسی (1976)، گاو خشمگین (1980)، رفقای خوب (1990) و حتی کازینو چندان قابل قبول به نظر نرسد اما به هر روی جدا شده ادامه موضوعات مورد علاقه اسکورسیزی است: دنیای گنگسترها و مافیا.

بیلی کاستیگان( لئوناردو دی کاپریو) و کولین سولیوان ( مت دیمون) هر دو در دنیای از رابطه پیچیده ای موقعیت و هویت می شوند، هر دو پلیس هستند ولی هر دو نفوذی جبهه رقیب هستند و هر دو رابطه ای شبه پدرانه با سردسته باند فرانک کاستلو ( جک نیکلسون) دارند.

یکی باید پلیسی باشد که به جای قدرت رسمی در خدمت قدرت زیر زمینی باند باشد و دیگری باید عضوی از باند باشد که به جای گنگسترها در خدمت پلیس باشد، یکی باید به پدر وفادار باشد و دیگری باید به او خیانت کند ولی در نهایت این پسر وفادار است که ناچار می شود پدر را قربانی کند تا خودش به دام نیافتد.

این تضاد نقش ها و هویت که محور اصلی فیلم است به خوبی با شخصیت پردازیهای دقیق هر دو به خوبی از کار در آمده است و چیزی که هر دو را به هم می پیوندد عشق به زنی روانشناس است که با هر دو همبستر می شود زیرا در میانه این تنش های هویتی و ترس از لو رفتن تنها می توانند به آغوش او پناه ببرند.

نقطه بحرانی فیلم از جایی آغاز می شود که هر دو نفوذی در می یابند که در جبهه مقابل نفوذی دیگری هم وجود دارد و به این ترتیب موجودیت خود را در خطر می بینند.

از اینجاست که کفه وزنه فیلم از سوی سولیوان به سوی کاستیگان سنگینی می کند و سرانجام این دو را رویاروی هم قرار می دهد.

فیلم سرشار از خشونت بارز و نهفته است وگاه غافلگیر کننده تر از حد انتظار به نظر می رسد.

در باره کارگردان:

مارتین اسکورسیزی در نوامبر 1942 در نیویورک متولد شده است و پس از دریافت مدرک فوق لیسانس در کارگردانی سینما در سال 1963 از دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شد اما قبل از آنکه موفق به ورود به دوره فوق لیسانس شود ناچار شد به خدمت سربازی برود و به عنوان تفنگدار دریایی در جنگ ویتنام شرکت کند که به سختی نیز مجروح شد.

پس از آن وی وارد دوره فوق لیسانس سینما در همان دانشگاه شد و در همان دوران شروع به ساخت فیلم های کوتاه کرد که با توجه بسیار روبرو شدند، در سال 1967 یعنی یک سال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه نیویورک اولین فیلم بلندش چه کسی در خانه من را می زند؟ را با همکاری همکلاسی هایش از جمله تلما اسکونمیکر به عنوان تدوین گر و هاروی کایتل به عنوان بازیگر ساخت که هر دو همکاری دائمی با وی یافتند.

این فیلم که مبنای فیلم دیگری از او به نام Mean Street (در ایران: پایین شهر) بود با همان مشخصات تقریبا همیشگی فیلم های وی: زندگی خیابانی آمریکایی های ایتالیایی تبار نیویورکی، مونتاژ سریع، موسیقی راک و مردی درگیر در مخمصه.

بعد از آشنایی با رابرت دونیرو و ساخت چند فیلم کم اهمیت دیگر در سال 1973 خیابان بی رحم را باشرکت دو نیرو و کیتل می سازد که توسط یکی از مشهورترین منتقدان سینما یعنی پالین کیل ستایش می شود.

برخی از منتقدان سبک فیلمسازی مستندگرای اسکورسیزی در این دوران را متاثر از ژان لوک گدار و جان کاساویتس می دانند که این دوران تا دهه هشتاد یکی از بهترین دوران فیلمسازی وی به شمار می رود.

پس از آن الن برستین ستاره مشهور سینما برای کارگردانی فیلم آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند، اسکورسیزی را بر می گزیند که با اعمال نفوذ وی این کار برعهده وی گذارده می شود و خود برستین نیز جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برای همین فیلم از آن خود می کند.

در سال 1976 او یکی از به یاد ماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما و یکی از محبوب ترین فیلم های منتقدان سینما را ساخت: راننده تاکسی با بازی رابرت دونیرو، جودی فاستر، هاروی کیتل و سیبیل شپارد در باره سرگشتگی ها یک سرباز سابق ویتنام که به عنوان راننده تاکسی در منهتن مشغول به کار شده است که با نجات دختر خردسالی از چنگ باند فحشاء و دلبستگی اش به زنی که در دفتر انتخاباتی یک نامزد شهرداری کار می کند در هم گره می خورد.

این فیلم در چهار رشته به جز کارگردانی نامزد اسکار شد که به هیچ یک از آنها دست نیافت، در عوض برنده شدن این فیلم در جشنواره کن که معتبرترین جشنواره سینمایی جهان محسوب می شد، نام اسکورسیزی را بر سر زبان ها انداخت.

این فیلم اولین حضور جودی فاستر در نقش روسپی خرد سال است که برای آن برنده جایزه بهترین بازیگر نوپای بفتا ( آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا) نیز شد.

موفقیت اسکورسیزی با دو فیلم بعدی نیویورک نیویورک و آخرین والس کاملا تثبیت شد، در سال 1980 او فیلم سیاه و سفید گاو خشمگین را ساخت که رابرت دونیرو را برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد کرد، این تنها جایزه اسکار دونیرو از آن زمان تا کنون است.

این فیلم همچنین اسکاردیگری برای یکی دیگر ازهمکاران دائمی اسکورسیزی یعنی تلما اسکونمیکر برای تدوین به ارمغان آورد. به علاوه در شش رشته دیگر نیز از جمله کارگردانی نامزد اسکار شده بود که به هیچ یک از آنها دست نیافت.

پس از سلطان کمدی (1983) که موفقیتی در گیشه به دست نیاورد اما با نقدهای مثبت منتقدان روبرو شد وی دست به کار ساخت فیلم جنجالی آخرین وسوسه مسیح بر اساس کتاب نیکوس کازانتزاکیس شد اما شرکت فیلمسازی پارامونت تحت فشار گروه های مذهبی از زیر تهیه آن شانه خالی کرد و ساخت فیلم پنج سال به تعویق افتاد.

پس از این پروژه ناموفق، اسکورسیزی به فیلمسازی با بودجه کم و شبه زیرزمینی روی آورد و فیلم تحسین شده پس از ساعت ها را ساخت.

پس از آن به ساخت کلیپ "بد" برای مایکل جکسون و کارگردانی رنگ پول پرداخت و موفقیت تجاری این فیلم راه را برای از سر گیری پروژه آخرین وسوسه مسیح بافیلمنامه پل شرایدر هموار کرد.

اکران این فیلم که با جنجال بسیاری در جهان روبرو شد باردیگر نام اسکورسیزی را بر سر زبان ها انداخت و او را برای دومین بار نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی کرد اما در نهایت این اسکار به بری لوینسون برای مرد بارانی تعلق گرفت.

در سال 1989 او یکی از اپیزودهای قصه های نیویورکی را کارگردانی کرد که دیگر اپیزودهای آن را فرانسیس فورد کاپولا و وودی آلن ساخته بودند.

سال بعد او رفقای خوب را ساخت که سومین نامزدی او برای اسکار کارگردانی را در پی آورد و پس از آن به بازسازی فیلم ساخت1962 یعنی تنگه وحشت پرداخت که با فروش فوق العاده ای در سینماها روبرو شد.

عصر معصومیت، کازینو، دار و دسته های نیویورکی و هوانورد از جمله فیلم های او در سال های اخیر هستند.

در طی 26 سال اخیر بیش از 20 کتاب در باره او نوشته شده است و گفته می شود سبک کاری او بر روی حداقل یک نسل از فیلمسازان جهان تاثیر گذاشته است.

او در حال حاضر مشغول تولید یک فیلم مستند به نام "درخشش یک نور" در باره گروه راک رولینگ استونز است.

وی پیش از آن پنج بار برای دریافت اسکار بهترین کارگردانی نامزد این جایزه شده بود که سرانجام برای جدا شده ها این جایزه را دریافت کرد.

در باره فیلم

جدا شده ( در برخی منابع: از دست رفته)، بازسازی فیلم هنگ کنگی امور شیطانی در سال2002 است به کارگردانی آندرو لیو که یکی از پرفروش ترین فیلم های سال هنگ کنگ بود.

جدا شده، برنده چهار اسکار: بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین تدوین (شونمیکر) و بهترین فیمنامه اقتباسی (ویلیام موناهان) شد، به علاوه مارک والبرگ نیز نامزد بهترین بازیگر نقش دوم بود.

این فیلم یکی از فیلم های پرفروش سال 2006 در آمریکا بود که با نظر مثبت بسیاری از منتقدان فیلم نیز روبرو شد.

سایرجوایز: بهترین کارگردانی از گلدن گلوب، برنده جوایز منتقدان لاس وگاس، لندن، شیکاگو، بوستون، تورنتو، فلوریدا، واشنگتن و نیویورک، جایزه بهترین کارگردانی از انجمن کارگردان های آمریکا، جایزه منتقدان رادیو و تلویزیون و چندین جایزه دیگر.

فروش این فیلم در اولین آخر هفته ای که فیلم در آمریکا به نمایش در آمد بالغ بر 27 میلیون دلار شد و تنها فیلم اسکورسیزی بود که در هفته اول نمایش در رده اول فیلم های روز قرار گرفت و در حالی که 90 میلیون دلار بودجه آن بود در نهایت در اکران سینمایی اش به فروشی معادل 280 میلیون دلار دست یافت.


کارگردان: مارتین اسکورسیزی، فیلمنامه: ویلیام موناهان، فیلمبرداری: مایکل بالهاس، تدوین: تلما اسکونمیکر، موسیقی: هاوارد شور، بازیگران: جک نیکلسون، لئوناردو دی کاپریو، مت دیمون، مارک والبرگ ( دیگنام)، مارتین شین(فرمانده کویینان)، ورا فارمیگا ( مدولین). محصول2006 برداران وارنر،151 دقیقه.

منتشر شده در:

http://www.bbcpersian.com

17:33 گرينويچ - دوشنبه 19 مارس 2007 - 28 اسفند 1385

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:39  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

 ژان بودریار، فیلسوف و جامعه شناس مشهور فرانسوی هفتم فوریه (16 اسفند ماه) در سن 77 سالگی و پس از یک دوره بیماری طولانی، ششم مارس در پاریس درگذشت.

بودریار به عنوان یکی از پیشگامان اندیشه پست مدرن شناخته می شد و بیش از همه برای مفاهیمی جدیدی که وارد فسلفه و نظریه های انتقادی ارتباطات و فرهنگ کرده بود، به شهرت رسیده است.

در سال های اخیر وی و پس از مرگ متفکرانی چون فرانسوا لیوتار و برخی دیگر از بنیانگذاران اولیه مکتب فکری پست مدرنیسم در فرانسه، یکی از مهمترین اندیشمندان این نظریه در حوزه های ارتباطات و فرهنگ به شمار می رفت که رویکرد وی به چگونگی بازنمایی واقعیت در رسانه ها، سبب شد تا همواره از او به عنوان منتقد فرهنگ عامه و رسانه ها یاد شود.

عنوان یکی از مشهورترین کتاب های وی در باره جنگ خلیج فارس، این است: (La guerre du Golfe n'a pas eu lieu ) "جنگ خلیج رخ نداده است"

به اعتقاد وی، بیش و پیش از آنکه این جنگ در عرصه عالم واقع رخ دهد، در عرصه رسانه ها رخ نموده است.

دوران کاری

ژان بودریار در سال 1929 و در یک خانواده روستایی به دنیا آمد، در دانشگاه در رشته ادبیات آلمانی تحصیل کرد و به آموزش آن نیز پرداخت و پس از آن در رشته های فلسفه و جامعه شناسی به ادامه تحصیل پرداخت و تز دکترای خود را با عنوان " سیستم ابژه ها" در سال 1966 به پایان برد و پس از آن به تدریس جامعه شناسی در دانشگاه پرداخته و شش سال بعد به رتبه استادی رسید.

از سال 1986 تا 1990 او مدیر علمی انستیتوی مطالعات اقتصادی- اجتماعی در دانشگاه پاریس بود و همچنین در طی این سالها با مرکز ملی مطالعات علمی فرانسه همکاری داشت.

به علاوه در بسیاری از دانشگاه های اروپایی نیز به تدریس در رشته های فرهنگ و ارتباطات از جمله دانشکده اروپایی ارتباطات در سوئیس می پرداخت.

مفاهیم

بودریار برای عرضه دو مفهوم "حاد واقعیت" (Hyper Reality) و "وانموده"(Simulacra) در اندیشه های انتقادی فرهنگی مشهور است.

ژان بودریار، اندیشمند معاصر

 بسیاری از اندیشمندان معاصر می گویند مفاهیم نظریه های بودریار از واقعیت، جهان مجازی و بدیل سازیهای آن، ارکان اندیشه معاصر در فلسفه امروزین را تشکیل می دهند و او برجسته ترین نظریه پرداز انتقادی ارتباطات در عصر حاضر بود که درگذشت.
 

وی از حاد واقعیت برای بیان کارکرد رسانه ها در نمایان سازی واقعیت استفاده کرد، زیرا به اعتقاد وی رسانه ها با بزرگنمایی یا تحریف اطلاعات در باره یک رخداد واقعی، سبب می شوند تا دیگر اثری از واقعیت اولیه در گزارشهای رادیویی، تلویزیونی یا مطبوعاتی باقی نماند.


جنگ خلیج فارس ویازدهم سپتامبر

مشهورترین کارهای بودریار در باره وقایع سال های اخیر مربوط به اولین حمله آمریکا به عراق برای بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت در سال 1992 بود که وی در همان زمان سلسله مقالاتی در روزنامه چپ گرای لوموند نوشت و بعدها تحت عنوان " جنگ خلیج (فارس) رخ نداده است" به چاپ رسید و یکی از مشهورترین کتاب های وی است.

وی در این کتاب می گوید که جنگ واقعی در خلیج فارس در صحنه رسانه ها رخ داده است و در واقع جنگ از همین نقطه آغاز شده است و این رسانه ها بوده اند که به عنوان ماشین جنگی غرب عمل کرده اند.

وی در باره یازدهم سپتامبر و شمایل مشهور برخورد هواپیما با برج دوم مرکز تجارت جهانی می گوید این همان تصویری است که رسانه های غرب برای شمایل سازی و اسطوره سازی از واقعیت نیاز دارند تا وانموده ای را نمایان سازند که سمت و سوی نبرد رسانه ای خود را برای سلطه جویی بر مخاطبان را شکل دهند.

از سوی دیگر بنیادگرایان اسلامی نیز می خواهند تا واقعیت مورد نظر خود را خلق کنند که از اساس متفاوت از ماهیت واقعیتی است که در رسانه های غربی بازنماینده می شود.

وی به عنوان منتقد سیاست های فرهنگی سلطه طلبانه پیش از آن به ریشه های این ساختار فرهنگی نیز در کتاب آمریکا ی خود پرداخته است.

از نظر بودریار از آنجا که آمریکاییان هرگز با سطح درک و تامل درگیر نبوده اند زیرا همواره بلافاصله از سطح نیاز های فوری به سطح وانموده واقعیت در جهت مصرف کردن آن رسیده اند، در حالی که اروپاییان برعکس همواره واقعیت را به ایدئولوژی بدل کرده اند.

اگرچه بودریار برای بیان نظرات خود همچون فروید از اسطوره ها بهره می گیرد اما بیش از همه نمونه های خود را در ادبیات و به ویژه سینما می جوید.

از نظر بودریار وانموده همچون فیلم "رز ارغوانی قاهره وودی آلن"، پرده سینما را در هم می درد و به عنوان واقعیتی پیش رو به درون دنیای واقعی راه می یابد.

شاید نظریه بودریار بیش از همه خود را در فیلم "ماتریکس" نمایان ساخته باشد، که شخصیت های فیلم در جهانی وانموده حضور می یابند.

از تعابیر بودریار برخی دیگر از اندیشمندان چپ گرای پست مدرن نظیر فردریک جیسمن برای بیان اسکیزوفرنیای بشر کنونی در برخورد با رسانه ها و فرهنگ مصرف گرایی بهره می گیرند.


کتاب ها

بودریار در طول دوران فعالیت علمی خود بیش از 50 جلد کتاب و دهها مقاله تحلیلی در نشریات تخصصی به چاپ رسانده است که از آن میان کتاب "آمریکا" ی وی اخیرا در ایران به چاپ رسیده است.

با این حال بسیاری از اندیشمندان معاصر می گویند مفاهیم نظریه های بودریار از واقعیت، جهان مجازی و بدیل سازیهای آن، ارکان اندیشه معاصر در فلسفه امروزین را تشکیل می دهند و او برجسته ترین نظریه پرداز انتقادی ارتباطات در عصر حاضر بود که درگذشت.

از کتاب های مشهور بودریار می توان به سیستم ابژه ها (1968) ، جامعه مصرفی : افسانه ها و ساختارها (1970) ، آینه تولید (1973) ، فوکو را فراموش کنید (1977) ، اغوا( 1979) ، وانموده و وانمودگی(1981) ، فریبندگی ارتباطات (1987) ، شفافیت شیطان(1990)، پس وردها (2000) روح تروریسم و رکوئیم برای برج های دوقلو (2002)

تیم فوتمن در گاردین آن لاین نوشته خود را در باره مرگ بودریار با این جمله شروع کرده است: بیایید فکر کنیم "ژان بودریار نمرده است"، که اشاره ای است کنایه آمیز به یکی از محبوب ترین و معروف ترین کتاب های او در باره جنگ خلیج فارس.

منتشر شده در بی بی سی فارسی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 1:48  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

این هفته معرفی و ارزش گذاری فیلم های:

کازینو رویال (بی ارزش)ژان لوک گدار، پیامبر سینمای من

بورات(بی ارزش)

سیزده(متوسط)

فیلمکده

معرفی فیلم های روز جهان

 

امید حبیبی نیا

 

 فیلمکده، عنوان بخش تازه ای است که هر پنج شنبه به مرور چند فیلم روز جهان می پردازد و آنها را مطابق سنت مطبوعات با ستاره گذاری(پنج ستاره: عالی، چهارستاره: خیلی خوب، سه ستاره: خوب، دو ستاره: متوسط، یک ستاره: ارزش دیدن دارد، دایره: بی ارزش) ارزیابی می کند تا راهنمایی باشد برای انتخاب فیلم و مرور فیلم های مطرح سینمایی.

 

 

کازینو رویال، حادثه ایCasino Royal  

 کازینو رویالکارگردان: مارتین کمپل( افسانه زورو)

فیلمنامه: نیل پورویس، روبرت وید، پال هگیز، مدیر فیلمبرداری:فیل مه هوکس، موسیقی:دیوید آرنولد، تدوین: استوارت بیرد،بازیگران:دانیل کریگ(جیمز باند)، آوا گرین(وسپر)،مدس مایکلسون، جولی دنش، محصول: سونی 2006، 144 دقیقه، درجه بندی: بالای 12 سال

 

جیمزباند برای در هم کوبیدن باند بانکداری که حامی تروریست هاست باید در کازینو با آنها قمار کند و همزمان توطئه های آنها را نیز خنثی کند.

 

 اولین نوول  جیمز باندی یان فلمینگ  در سال 1953 از قرار معلوم آخرین اقتباس سینمایی از نوشته های از آب در آمده است، دانیل کاریگ در نقش جیمز باند جدید بعد از پیرزبرازنان و راجر مور برخی ها را ناامید کرده است، در عوض برخی نیز بر این باورند که چهره سنگی او برای نقش تخت جیمزباندی بهتر از چهره  جیمزباند های قبلی بدرد این کار می خورد.

 بیست و یکمین جیمزباندی که در طول44 سال ساخته شده است برای بسیاری از سینماروها چندان جذاب نبود،حتی بازی اوا گرین که پیش تر در فیلم انقلابی رویا بین های برتولوچی خوش درخشیده بود نیز چندان چنگی به دل نمی زندو از بقیه زن های این نوع فیلم ها بیشتر در حاشیه قرار گرفته است

 

با به پایان رسیدن اقتباس های سینمایی از نوول های فلمینگ به نظر می رسد که هالیوود خود دست به کار تولید ایده  فیلم های بعدی خواهد شد، کازینو رویال در واقع بازسازی اولین فیلم جیمز بانددر سال 1967 با همین نام است.

 

پل آرندت بی بی سی: دانیل کریگ، همان جوری که ایان فلیمینگ شخصیت مامور007 را تصویر کرده است ظاهر شده است، مثل یک ماشین آدم کش،  جذاب، پوستر کازینو رویالمیهین پرست بی رحم و طرفدار زندگی مجلل.

 

 ریچارد کورلیس تایمز: در ضمن خشونت بیشتر، جیمزباند جدید یک ابر جیمزباند باعضلاتی قوی تر و تحرک بیشتری است.اما گنجاندن یک احساس عاشقانه در فیلم برای جیمزباندی که بدون عاطفه به نظر می رسد چندان خوب از کار در نیامده است.

 

 مانوهلا دارگیس، نیویورک تایمز: جیمزباندی خشن تر،جدی تر و بسیار تیره تر از جیمزباندهای قبلی

 

سایت فیلم

 


   

سیزده Thirtenn۱/۲، درام

 

کارگردان: کاترین هاردویک، فیلمنامه: کاترین هاردویک، نیکی رید،فیلمبرداری: الیوت دیویس، موسیقی: مارک مادرزبویگ ، تدوین: نانسی ریچاردسون ، بازیگران: هالی هانتر(ملانی)، اوان راشل وود(تریسی)، نیکی رید(اوی)، جرمی سیستو، 102 دقیقه،درجه بندی سنی:بالای 18 سال

 

سیزدهدختری سیزده ساله به نام تریسی برای آنکه مورد توجه پسران همسالش قرار بگیرد از اوی تقلید می کند و از طریق دوستی با او در میان پسران برای خودش محبوبیتی دست وپا می کند اما در نهایت اوی او را که در امتحانات مردود شده است،عامل بی بندوباری خودش قلمداد می کند.

 

 اولین ساخته کاترین هاردویک که در جشنواره های ساندنس و لوکارنو خوش درخشیده است، به موضوعی می پردازد که مشغله ذهنی و درگیری بسیاری از خانواده هایی است که دختری نوجوان دارند، ساختار ساده و روایت خطی ماجرا سبب برقراری ارتباط تماشاگر با فیلم می شود اما فیلم از همین سطح برای درگیر کردن مخاطب با موضوع فراتر نمی رود و با وجود فضای واقع گرایانه اش از کلیشه های رایج این گونه این فیلم ها نیز دوری نمی کند.

دختری معصوم و چشم و گوش بسته که در نهایت فریب خورده و طرد شده رها می شود، خود ویرانگری دو دختر نوجوان فیلم اما شاید نمایی از وضعیت بسیاری از نوجوانان دختر در آمریکا و بسیاری دیگر از کشورهای دیگر را آشکار سازد که می تواند تببین های فمنیستی یا پست مدرنیستی چپ از کالا شدگی زنانگی و یا جامعه مشتری را در پی آورد اما آنچه سبب می شود فیلم کمتر از آن چه برخی از منتقدان زبان به ستایش آن گشوده اند، تاثیر گذار به نظر برسد، عمق نیافتن شخصیت پردازیهای آن در بستر بحران های سازگاری در قالب های جنسیتی جامعه پوستر سیزدهمشتری است.

 

 

آندرو ساریس، نیویورک آبزرور: یک فیلم درخشان از درغلطیدن یک دختر ساکن ولی به فساد که بدل به یک گزارش اجتماعی می شود.

 

لورا سیناگرا، ویلیج ویس: آمیزه های از رازهای جذابیت جنسی در میان نوجوانان و خیانت که به سرخوردگی میان دو دوست و مادر و دختر می انجامد.

 

معرفی فیلم در مووی دیتابیس

 

 


 

بورات  Borat، کمدی

 

بوراتکارگردان: لاری چارلز، فیلمنامه: ساشا بارون کوهن، آنتونی هینس، پیتر باینهام، آلن کیز ، مدیران فیلمبرداری:آنتونی هاردویک و لوکه گیزبوهلر ، موسیقی: اران بارون کوهن، بازیگران: ساشا بارون کوهن، پاملا آندرسون، کن داویتیان، عنوان کامل: بورات،یادگیری فرهنگی از آمریکا برای ایجاد یک نمونه درخشان در قزاقستان،82 دقیقه،درجه بندی سنی: بالای 15 سال

 

بورات صادقیک گزارشگر تلویزیون دولتی قزاقستان ماموریت می یابد تا به آمریکا برود و با فراگیری شیوه زندگی آمریکایی، نمونه ای برای پیشرفت قزاقستان به ارمغان بیاورد.

 

 

اولین فیلم سینمایی ساشا بارون کوهن پس از شش سال حضور در عرصه برنامه های کمدی در تلویزیون بریتانیا، موفقیتی بیش از حد و ظرفیت آن برایش به ارمغان آورد و اخیرا نیز برنده جایزه بهترین بازیگر کمدی در گلدن گلوب شد.

 

فیلم البته چیزی بیش از شوهای تلویزیونی بورات ندارد، اما در عوض جنجال بسیاری برای چگونگی به نمایش در آوردن قزاقستان را دامن زده است و حتی گفته شد اولین فیلمی بود که نمایش اش در روسیه در کنار برخی فیلم های پورنوگرافی پس از سقوط حکومت حزب کمونیست در این کشور ممنوع شد.

اما در کنار کمدی سطحی و رو به دوربین بورات، برخی از صحنه های واقعی آن خالی از تفریح نیست مانند صحنه حضور بورات در استادیوم گاوبازی و سخنانش در حمایت از جنگ ترور بوش که با سادگی خاص خود شعارهای بوش را به تمسخر می گیرد.

بورات یکی از بیست فیلم پرفروش تابستان گذشته در آمریکا بود و این برای کمدیهای سخیف آن بسیار عجیب به نظر می رسد و حکایت از ساده پسندی و سطحی گرایی بخش مهمی از سینما روهای آمریکایی است که به شوخی ها و طنز کلیشه ای روستایی به شهر رفته دل بسته اند با این حالی می توان با کمی اغمپوستر بوراتاض آن را انتقادی سطحی از زندگی آمریکایی هم به حساب آورد.

اون گلیبرمن، انترتینمت ویکلی: مردمی که با بورات روبرو می شوند نمادهایی از جامعه آمریکا هستند، جایی که نشانی از مدارا نیست و غرور جای آن را گرفته است.

 

لوئیس بیل، اینترنشنال فیلم ژورنال: بورات یک ابله صاف و ساده پست مدرن است که پیش داوریها و دیدگاه های عامی نگرانه جامعه را پیش چشم آمریکاییان ساده لوح می آورد.

 

سایت غیر رسمی بورات

 


 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 12:0  توسط امید حبیبی‌نیا  |