تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

By: Omid Habibinia

Iran’s Football team which had only two matches, said farewell to WM2006; but thousands of Iranians who watched these matches in Germany showedIranian Girl in World Cup2006 cheering her football team with pre- Islamic Republic Flag different behaviors toward Iran football with different flags. Some of them carried flags with the sun and lion (shir o khorshid) which belonged to the pervious regime and used today by Monarchists and Mojahedin-e- Khalagh. Some of them cheered the team without a emblem or with an ”IRAN” instead of the sign of Allah of the Islamic Republic or that of Monarchist and finally a few of them mostly came from Iran carried Islamic Republic`s Flag with the sign of Allah(god) in the middle of it.

Last year I was invited to an international forum in another country. In the opening ceremony together with journalists or bloggers from around the world with their national flags; so I refused to carry that of the Islamic Republic on the scene. But the director asked whether or not I wanted to carry another country’s flag.

The same story happened again in Germany. Many Iranians used other flags and of course, Islamic Republics’ TV does not like it. They censored all the scenes from Iranians with non-Islamic flags in the stadium and girls. These two forbidden subjects never will be shown in IRIB, who pretends to broadcast these matches Live from Germany but actually have a 1 or 2 minute delay to censure unwanted scenes.

Now Iranians in Frankfurt with their different flags desperately cheers and at the same time critic Iran’s team because the others just laugh at them and it has no difference for them. But, the war of flags continues!

Published in WikiNews

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 19:0  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

 اميد حبيبی نيا
پژوهشگر ارتباطات

پخش بازی های جام جهانی فوتبال نه تنها در جهان بلکه در ايران نيز همواره با استقبال بسياری روبرو بوده است. بر اساس نظرسنجی های سال های گذشته بيش از نود درصد مردم در شهرهای بزرگ اين مسابقات را از شبکه های تلويزيونی جمهوری اسلامی تماشا کرده اند.

نماهایی از حضور ضرغامی در استوديوی پخش شبکه سوم

بازی ايران و مکزيک با حضور عزت الله ضرغامی، رئيس صدا و سيما پخش شد

پخش بازيهای فوتبال در اين دوره از جام جهانی که تيم ملی ايران نيز در آن حضور داشت بی شک مخاطبان بسياری را پای تلويزيون ها جمع کرد. نظرسنجی اخير مرکز تحقيقات صدا و سيما نشانگر آن است که اغلب مردم انتظار دارند تلويزيون اين مسابقات را زنده پخش کند.

اما در اغلب موارد سانسور برخی از صحنه های اين بازی ها سبب نارضايتی تماشاگرانی شد که آنها را به صورت زنده از شبکه سوم سيمای جمهوری اسلامی مشاهده می کردند.

سانسور صحنه های مربوط به اين بازی ها در اغلب موارد شامل هيجانات تماشاگران حاضر در استاديوم است. حذف اين صحنه ها سبب می شود تماشاگر تلويزيون از مشاهده حس و حال حاضران در ورزشگاه محروم شده و در نتيجه از برقراری ارتباط کامل با متن واقعيت باز داشته شود.

اين صحنه ها معمولا با صحنه های از پيش آماده شده جايگزين می شوند و در اغلب موارد زمان تصاوير جايگزين شده با صحنه ای که "نامطلوب" فرض می شود، يکسان نيست و به اين ترتيب لحظاتی از بازی نيز از دست می رود.

دستگاه های تاخير انداز

در سال های اخير صدا و سيمای جمهوری اسلامی برای پخش زنده بازی های فوتبال که بيشترين تماشاگر را در ميان جوانان، به ويژه مردان ۲۰ تا ۳۰ سال دارد، از دستگاه های تاخير انداز استفاده می کند. اين دستگاه ها بر اساس تنظيم کارگردان پخش، می تواند تاخير لازم برای اعمال تغييرات در مورد "صحنه های نامطلوب" را ايجاد کند.

به عبارت ديگر با يک تاخير يک تا دو دقيقه، خروجی تصاوير بر اساس مواد از پيش ضبط شده يا بلافاصله تدوين شده، بر روی آنتن می رود. مواد از قبل ضبط شده شامل "صحنه های مطلوب" پيش از آغاز يا حين بازی است تا در موقع لزوم پخش شوند.

در اين موارد قاعدتا زمان، موضوع و مشخصات اين صحنه ها نيز در اختيار کارگردان قرار می گيرد تا به سرعت بتواند از ميان آنها مناسب ترين صحنه ها را برای جاگزين کردن، انتخاب کند.

از سوی ديگر صحنه های گل نيز ضبط می شوند تا در صورت نياز به جای "صحنه های نامطلوب"، به روی آنتن بروند. دامنه چنين "صحنه های نامطلوبی" گاه از نماهای نزديک از شادی تماشاگران دختر حاضر در استاديوم تا نماهای دور را شامل می شود.

يکی تماشاگران طرفدار تيم ملی ايران

تصاوير زنان طرفدار تيم ايران عموما سانسور می شوند

نه دقيقه و چهارده ثانيه

در بازی ايران و مکزيک که روز يکشنبه ٢١ خرداد ماه از شبکه سوم سيمای جمهوری اسلامی با حضور عزت الله ضرغامی رئيس صدا و سيما پخش شد، در مجموع ۹ مورد سانسور قابل بازشناسی بود.

به عنوان مثال در اين بازی، تلويزيون ايران حتی از پخش نماهای دور از تماشاگران مکزيکی نيز خودداری کرد و در عوض نماهايی از تماشاگران ايرانی يا صحنه های تکرار گل را به جای آنها پخش کرد که در پخش زنده آن توسط تلويزيون فيفا (پخش تلويزيونی اين بازيها در انحصار فيفا است که توسط چند کمپانی آلمانی صورت می گيرد) وجود نداشت.

موارد حذف شده:

شادی هواداران تيم مکزيک

ابراز احساسات هواداران دو تيم، ٨ دقیقه
ابراز شادمانی طرفداران مکزیک از گل اول این تیم،۲٠ ثانیه
ابراز شادمانی طرفداران مکزیک، ۱۵ ثانیه
ابراز احساسات طرفداران دو تیم، ۷ ثانیه
نمای دور از شادمانی مکزیکی ها پس از گل دوم، ۲ ثانیه
نمای نزدیک از تماشاگران مکزیکی پس از گل سوم این تیم، ۵ ثانیه
نمای دور شادمانی مکزیکی ها، ٣ ثانیه
نمای نزدیک شادمانی مکزیکی ها، ۲ ثانیه
شادمانی مکزیکی ها در نمای متوسط، ۲٠ ثانیه

پخش مسابقه دو تيم در نيمه اول با هشت دقيقه تاخير و پس از قطع و وصل صدای گزارشگر حاضر در قسمت خبرنگاران در استاديوم آغاز شد. در نيمه دوم نيز پخش مسابقه با تاخيری در حدود دو دقيقه آغاز شد و در پايان، پس از تکرار نمايش گل های بازی، بلافاصله به اتمام رسيد.

برای مقايسه، اگر زمان پخش زنده اين مسابقه فوتبال از سيمای جمهوری اسلامی و تلويزيون آلمانی زبان سوئيس (SF Zwei) را مقايسه کنيم، سيمای جمهوری اسلامی نود و پنج دقيقه (زمان کل بازی ۹۲ دقيقه) و تلويزيون سوئيس صد و پنج دقيقه (۱٠ دقيقه بيشتر) از مسابقه (و حواشی آن) را پخش کرده اند.

به علاوه سيمای جمهوری اسلامی حدود يک دقيقه و سی ثانيه در پخش زنده اين مسابقه تاخير داشت.

به اين ترتيب، در مجموع "نه دقيقه و چهارده ثانيه" يعنی حدود ۱۰ درصد از زمان پخش تلويزيونی بازی از سوی تلويزيون ايران دچار سانسور شد.

صحنه های شادی هواداران تيم رقيب، حضور زنان در استاديوم و وجود پرچم های مختلف ايران (به غير از پرچم منقوش به آرم جمهوری اسلامی) از جمله صحنه های سانسور شده اين بازی بودند.

منتشر شده در:

آسيب شناسی پخش فوتبال ايران و مکزيک از تلويزيون ايران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 0:46  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

 زيگموند فرويد ( 1939-1856)
زيگموند فرويد ( 1939-1856)
در همان سالی که سينما متولد شد، فرويد در مقاله ای مفاهيم بنيادين نظريه روانکاوی را منتشر کرد.

امسال به عنوان سال زيگموند فرويد که در روز ششم ماه مه صد و پنجاهمين سال تولدش در وين، لندن و بسياری از شهرهای جهان با برنامه هايی خاص گرامی داشته شد، نام گذاری شده است و به همين مناسبت برخی از فيلمخانه ها و مراکز  سينمايی مروری بر فيلم هايی که تحت تاثير نظريه روانکاوی فرويد ساخته شده است، برگزار می کنند.

فرويد البته روی خوشی به سينما نشان نداد. در ادبيات و اساطير تمام توجه او را به خود جلب کرده بودند و مفاهيم اصلی نظريه های او از آنها بر گرفته شده بود.

با اين حال بسياری از نظريه پردازانی که به مطالعه روانکاوانه سينما پرداخته اند معتقدند که ميان تماشای فيلم و فرايند روانکاوی شباهت های بسياری وجود دارد. يکی از اين شباهت ها روياپردازی است؛ يعنی رها سازی ناخود آگاه از زنجيرهای واقعيت برای جولان دادن آزادانه.

از همين روست که مخاطب می تواند با همذات پنداری با قهرمان فيلم بر روی داستان تمرکز کند و برای ساعتی از دنيای واقعی به دنيای خيالی پناه ببرد.

تصوير سازی مناسبات جنسی

مفهوم آشکار سازی که فرويد از آن برای کشف تمايلات جنسی سرکوب شده يا نهان بهره گرفت، در سينما با آشکارسازی زنانگی همسو شد؛ يعنی همان چيزی که فرويد از آن به عنوان تجسم بخشی به جنسيت نام برده بود و خود در آثار هنری کسانی چون ميکل آنژ به دنبال کشف ويژگی های جنسی نهان شده در آنها می گشت.

آشکار سازی جنسی در نظريه فرويد به عنوان يک اصل پايه، اما به سرعت در فرهنگ قرن بيستم گسترش يافت. در سينما ظهور ستاره های زن به سرعت به عاملی برای موفقيت و شهرت فيلم ها بدل شد و در گونه های مختلف فيلم از درام گرفته تا فيلم های هراسناک، روانشناختی نقش های جنسی بر مبنای فرهنگ مشتری عامه پسند به تصوير کشيده شد.

مفهوم فرويدی لذت بصری به عنوان يکی از انواع کنش های جنسی اصلی که جايگزين کنش جنسی اوليه می شود نيز در سينما قابل رديابی است: لذت تماشا که در شکل بيمارگونه ش به چشم چرانی بدل می شود و لذت ديده شدن که شکل اسطوره ای نارسيسم است.

فرويد لذت تماشا را بيشتر در مردان و لذت ديده شدن در زنان ديده بود اما چند دهه بعد اين موازنه بر هم ريخت. به علاوه بسياری از پيروان فرويد از جمله کارن هورنی که نظريه های اوديپال (رقابت فرزند پسر بر سر عشق مادر با پدر) و عقده فقدان آلت مردانه در زنان را مورد انتقاد قرار داد، به سينما به عنوان مهم ترين نمود تصوير سازی از زن بر اساس قواعد مرد سالارانه نگريست.

از نظر هورنی و روانکاوان فمنيست بعدی در سينمای رايج در نيمه قرن بيستم اين جنسيت زنانه بود که در خدمت خواسته ها و تمايلات مردانه قرار می گرفت و يا نمايانگر هراس از زنانگی مفاهيم غالب در فرهنگ محافظه کار غربی بود.

هيولاها

صحنه ای از اسرار یک روح
اولین درام روانکاوی تاریخ سینما:اسرار یک روح ۱۹۲۵

هراس از ناشناخته ها و هيولاسازی از آن ها مفهوم ديگری است که در روانکاوی اوليه توسط فرويد و بعدها يونگ بسيار به کار رفته است.

فرويد در دورانی زندگی می کرد که هيولاها نمودهای خود را در نظام های فاشيستی به رخ می کشيدند. شايد علت بدبينی او به آينده بشر هم همين بود. اين هيولاها از همان نخستين سال ها در سينما راه يافتند. هيولاهايی که نشانگر هراس از آينده هستند. در سينمای دهه های اخير اين هيولا در غالب بيگانه، گودزيلا، و ساير موجودات تخيلی تصوير شده اند.

هنرمند: بيمار يا خالق؟

يکی از بحث انگيزترين نظريه های فرويد نظريه والايش است. از ديدگاه فرويد هنرمند فردی درونگرا است که تحت تکانه های شديد عصبی قرار دارد و برای فرار از آن ها و سازش بين اصل لذت و واقعيت دست به خلق آثار هنری می زند.

اين تکانه ها همان انگيزه های جنسی مهار شده هستند که به شکل آثار هنری خلق می شوند؛ به عبارت ديگر اگر هنرمندان نيز مانند ساير مردم می توانستند اميال جنسی خود را ارضا کنند، آثار هنری خلق نمی شد. اما برای آن ها شهرت، موفقيت و مورد توجه قرار گرفتن توسط جنس مخالف از اهميت بيشتری در قبال ارضای تمنيات ليبيدويک برخوردار است.

سينما، پديده ای منفور!

فرويد اما خود به سينما چندان علاقه ای نشان نداد. در سال ١٩٢٥ تهيه کننده ای به نام هانس نيومان از روانکاوان برلينی، هانس زاکس و کارل آبراهام درخواست کرد تا نقش مشاور را در توليد فيلمی بر اساس رهيافت های روانکاوی را بپذيرند.

وقتی خبر به گوش فرويد رسيد، لجوجانه از آن ها خواست تا از اين کار سرباز زنند. اما آن دو برخلاف نهی فرويد اين کار را پذبرفتند و حاصل فيلمی شد با عنواناسرار يک روح: يک درام روانکاوی (يا روانکاوی معمای ناخود آگاهی) به کارگردانی گئورگ ويلهم پابست با فيلمنامه کالين راس.

اين فيلم اولين فيلمی است که به تشريح رويکرد روانکاوی می پردازد و شيوه روان درمانی آن را برای مردم نمايان می سازد.

مارلون براندو  و  ماریا اشنایدر
مارلون براندو  و ماریا اشنایدردر نمايی از فيلم آخرين تانگو در پاريس

در همان سال ساموئل گلدوين تهيه کننده مشهور هاليوود به فرويد پيشنهادی برای نظارت بر فيلمنامه فيلمی عاشقانه بر اساس داستان کلئوپاترا و آنتونی می کند که بلافاصله از سوی فرويد رد می شود.

تجربه استقبال از فيلم پابست به عنوان اولين درام روانکاوی در آلمان، دو روانکاو ديگر به نام های اشتوفر و زيگفريد برنفلد را بر آن داشت تا دست به تهيه فيلم ديگری در تشريح تبيين نظريه شخصيت در روانکاوی برای کنگره جهانی روانکاوی بزنند؛ اما در راه توليد فيلم با مشکلات بسياری روبرو شدند زيرا نتوانستند بطور مستقل بودجه توليد آن را تامين کنند.

فرويد با چنين اظهار نظری به مخالفت با اين پروژه پرداخت: "امور احمقانه هميشه در سينما به وقوع می پيوندند! کمپانی ای که زاکس و آبراهام را اغفال کرد البته نتوانست به جهانيان موافقت مرا با اين فيلم اعلام کند. من به سختی زاکس را مورد نکوهش قرار دادم. امروز روزنامه نويه فرايه پرس تکذيب نامه من (مبنی بر عدم موافقت با توليد اين فيلم) را منتشر کرده است. در حالی که به نظر می رسد برنفلد و اشتوفر همين راه انحرافی را در پيش گرفته اند. من نميخواهم آن ها را نهی کنم زيرا نمی توان جلوی ساخت فيلم از ايده های روانکاوی را گرفت؛ اما به پادويی می ماند که کنار دست استاد می ايستد. من به شخصه نمی خواهم وقتم را برای آن تلف کنم و اميدوارم که هيچ وقت شخصا ارتباطی با هيچ پروژه توليد فيلم نيابم." ( از نامه فرويد به فرنزی،١٩۲٥)

فرويد معتقد بود که سينما ايده های روانکاوی را در سطحی نازل تنزل می دهد که نمی تواند بيانگر سيمای واقعی آن باشد. شايد اگر فرويد امروزه زنده بود و سالانه صدها فيلم تجاری بر مبنای مفاهيم روانکاوی را شاهد بود، به سختی متاثر می شد و يا شايد در نظر خود تجديد نظر می کرد؛ زيرا بسياری از مفاهيم روانشناختی و روانکاوی در فيلم هايی چون سکوت بره ها، غريزه اصلی، برزيل، ديوار: پينک فلويد و يا در آثار فيلمسازان شاخصی چون برتولوچی (همانند آخرين تانگو در پاريس)، يا فيلم های اينگمار برگمن، تارکوفسکی، بونوئل، شابرول، هيچکاک، کوبريک ، وودی آلن و آلمودووار قابل بازشناسی است.

فرويد در همان سال در نامه ای برای کارل آبراهام تاکيد می کند: "من دريافته ام که امکان بازنمايی ايده های ما در سينما به شکلی آبرومند وجود ندارد."

تاريخ نيمه دوم قرن بيستم اما نشان داد که فرويد در اين مورد اشتباه می کرد!

منتشر شده در سایت بی بی سی فارسی    

متن کامل (کوتاه نشده)      و     تکه فیلم هایی از زیگموند فروید

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 10:55  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

رادیودومین نظرسنجی به رادیو های فارسی زبانی که از خارج از ایران برای ایرانیان برنامه پخش می کنند،اختصاص یافته است.

لطفا ضمن معرفی این نظرسنجی به دوستان خود،نظرات و انتقادات خود را نیز ارائه نمایید.

با سپاس

نظرسنجی در باره رادیوهای فارسی زبان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 17:50  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

 بازنمایی سیمای پنهان و رسمی زندگی روزمره

 

امید حبیبی نیا

 

در حالی که دولت احمدی نژاد منازعه اش بارسانه های آلترناتیو را افزایش داده است ، بر تعداد روزنامه نگاران و روشنفکران بازداشت شده چون  دکتر رامین جهانبگلو افزوده می شود.

 

جمهوری اسلامی  اخیرا طرحی برای ارسال سازمان یافته پارازیت بر روی فرکانس شبکه های ماهواره ای فارسی زبان در دست اجرا دارد که می تواند تماشای این کانال ها را که تماشاگران بسیاری در ایران دارند را با مشکلات بیشتری روبرو سازد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مسئولیت این پروژه را بر عهده گرفته است،پیش از این در هنگامی که تظاهرات در تهران حاکمیت را به خطر می انداخت به ارسال پارازیت بر روی پهن باند فرکانسی ماهواره های فارسی زبان می پرداخت اما این تاکتیک چندان سودمند نبود زیرا علاوه بر اینکه همه شهر را در برنمی گرفت،امواج الکترونیکی مراکز نزدیک به فرستنده پارازیت به اضافه شبکه موبایل را دچار اختلال می کرد.

اما اکنون طراحان این پروژه پانزده میلیون دلاری معتقدند که فرستنده های جدید پارازیت می توانند تمام تهران را تحت پوشش قرار دهند و تاثیرات جانبی کمتری خواهد داشت.

 اگرچه رسانه های دولتی در ایران به موضوعات فرهنگی به عنوان ابزاری برای پروپاگاندای سیاسی می نگرند،با این وجود شکاف عمیق بین ارزشهای اسلامی بازنمایی شده توسط این رسانه ها و فرهنگ عامه روز به روزگسترده تر می شود.

پس از بیست و هفت سال تبلیغات اسلامی،اکثریت جوانان ایرانی از قوانین اسلامی تبعیت نمی کنند. یک نظرسنجی در بین دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی در مناطق شش و یک تهران نشان داد که اغلب آن ها مایل به تبعیت از قوانین اسلامی مانند حجاب اجباری یا عدم ارتباط با جنس مخالف نیستند.(ا.حبیبی نیا و همکاران،مرکز تحقیقات سینمایی کاربردی،٢٠٠٠ ) بیشتر این نوجوانان همواره فیلم های هالیوودی  مشهور که به راحتی در ایران قابل دستیابی هستند ،تماشا می کنند.آن ها این فیلم ها را حتی پیش از تدوین نهایی و اکران در آمریکا( معروف به نسخه استودیو) روی ویدئو می بینند.

سیزده سال پیش هنگامی که دانشجوی سینما بودم،استاد تازه از آمریکا رسیده ما با حرارت از فیلم آخر رابرت آلتمن راه های میان بر(Short Cuts)  برایمان می گفت که سه هفته پیش در  

آمار بهره وری رسانه ها در ایران


 

جمعیت: هفتاد میلیون و هفتصد هزار نفر(UN, 2005)

 

تهران:بیشتر از یازده میلیون نفر

درآمد ناخالص ملی سرانه:

 

$2,320 (World Bank, 2006)

جوانان زیر سی و پنج سال: هشتاد و یک درصد
بینندگان تلویزیون:

٩٧درصد(مرکز تحقیقات صدا و سیما،١٣٨٤)
بینندگان کانالهای ماهواره ای در کشور:

٦٥ درصد (تخمینی)

بینندگان تلویزیون ماهواره ای در تهران:٧٠ درصد (تخمینی)

کانال های سراسری صدا و سیما:٦
کانال های محلی صدا و سیما:

١٩

کانال های فارسی ماهواره ای(اغلب مستقر در لوس آنجلس):٣٣
کانال های ماهواره ای قابل دریافت دیجیتال در ایران(شامل دسترسی غیرمجاز به کانالهای کد دار):

٢٢٥٠


امید حبیبی نیا(١٣٨٥)

 

 

آمریکا بر روی پرده دیده بود و افسوس می خورد که ما نمی توانیم آن را در ایران ببینیم،در پاسخ ما لبخند زنان به او گفتیم که ما نسخه استودیویی آن را یک ماه پیش دیده ایم!

 

در طول ده سال گذشته،فرهنگ عامه بیش از آنکه از سوی رسانه های دولتی تاثیر بپذیرد بر روی این رسانه ها تاثیر گذاشته است.در ایران بیش تر از شصت درصد خانواده های شهری تلویزیون ماهواره ای تماشا می کنند.(به جدول نگاه کنید) این استقبال گسترده از تلویزیون های ماهواره ای،سیمای جمهوری اسلامی را وادار می کند در رقابت با آن بیشتر و بیشتر فیلم ها و سریالهای آمریکایی و غربی وگاه همزمان با اروپا و آمریکا،پخش کند.با این که بسیاری از صحنه های این فیلم ها و سریالها در سیمای جمهوری اسلامی قابل پخش نیست اما آنها با استفاده از تدوین مجدد، دستکاری درروایت،تغییر در دوبله و سرانجام استفاده از ترفند های زوم دیجیتال با حذف صحنه هایی آن ها را برای پخش از این شبکه ها آماده می کنند.

چنین اتفاقی در مورد موسیقی زیرزمینی نیز افتاده است.در سالهای گذشته تصور آنکه یک کنسرت رسمی راک توسط جوانان در تهران برگزار شود بسیار دور از ذهن به نظر می رسید اما اکنون دولت ناچار شده است  برخی از گروه های راک نه چندان خطرناک را تحمل کند!

البته حکومت به تولید سریال ها و برنامه های مذهبی در صدا وسیما ادامه می دهد اما حتی نظرسنجی های رسمی مرکز تحقیقات صدا و سیما هم نشان داده است که این گونه برنامه ها از استقبال کمتری در بین مخاطبان برخوردار است.

 از سوی دیگر نزدیک به ٣٥ کانال فارسی ماهواره ای نتوانسته است رضایت مخاطبان جوانی را جلب کندو تفاسیر سیاسی مردان سالخورده ای که  در این کانال ها به تلفن ها پاسخ می دهند، برایشان قابل درک نیست.

 چند ماه پیش نیویورک تایمز هم در باره این برنامه های ملال آور توسط شبکه های فارسی زبان مستقر در لوس آنجلس گزارشی منتشر کرد.

بهر روی این تعارض ها به گسترش رسانه های آلترناتیو و زیرزمینی در داخل کشور می انجامد، رسانه هایی چون گروه های راک ، وبلاگ ها و  ویدئو های زیرزمینی که ماهیت زندگی روزمره در ایران را پدیدار می سازند. رسانه هایی که با وجود سانسور اسلامی برای محو آن ها،چهره دوگانه ایران را به خوبی به رخ می کشند،چهره ای که انکار آن هر روز سخت تر می شود.

 

اصل مقاله به انگلیسی در   Ohmynews International  

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:38  توسط امید حبیبی‌نیا  |