این مصاحبه را از این جا بشنوید
متن گزارش بی بی سی در باره ابلاغیه احمدی نژاد خطاب به صدا و سیما
آرشیو مقالات امید حبیبینیا روزنامهنگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist
این مصاحبه را از این جا بشنوید
متن گزارش بی بی سی در باره ابلاغیه احمدی نژاد خطاب به صدا و سیما
درس های خیزش خرداد 1382
امید حبیبی نیا
omidhabibinia@hotmail.com
یک:
سه شنبه 20 خرداد 1382؛
سال
ی از غربت گذشته ، از جلسه ای در شهری دور برای انتقال اطلاعات مربوط به وضعیت روزنامه نگاران برای گروه کاری گزارشگر ویژه کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد برگشته ام.
بخشی از این ملاقات از قبل تعیین شده مربوط به وضعیت سینا مطلبی می شد که خوشبختانه پس از راه افتادن کارزاری جهانی و پس از سه هفته آزاد شده بود.
روی مسنجر چند آف لاین بود. ساعت 10 شب به وقت تهران... گوشی را برمی دارم و به دوستان روزنامه نگار زنگ می زنم، به همکار فنی سایتی که با آن به عنوان مسئول تهیه اخبار همکاری می کردم خبر می دهم که آماده باشد، خبر هایی هست؛ حدود صد و ده خبرفوری ظرف 48 ساعت ... 
دو:
جنبش های خود بخودی،در دهه گذشته در ایران سیر تحولی و دگردیسی های فراوانی یافته اند.
اگر چه در اوایل این دهه در تهران این شورش ها و جنبش های خود بخودی در مواقع خاص ( مانند مسابقه فوتبال ) یا اعتراضات و شورش های محلی ( مثلا در اسلام شهر ) شکل می گرفت و ماهیتی اقتصادی و با خواسته های مشخص اقتصادی داشت و کمتر به سطح شهر کشیده می شد و موجب ایجاد بحرانی در ساماندهی سرکوب مستمر و سیستماتیک پلیس ، ارگان های نظامی و امنیتی حکومت نمی شد اما به تدریج شکل ، دامنه و خاستگاه این جنبش ها و شورش های خود جوش تغییر کرد و به این ترتیب با تغییر سمت و سو از سویی و رادیکال تر شدن از سوی دیگر کارکرد و سازو کار سرکوب دائمی و مستمر قدرت حاکم را به شدت زیر ضرب گرفت و دچار سردرگمی کرد. آن چنان که خیزش 18 تیر ماه 1378 در صورت دست یافتن به ابزارها ی نهادینه شدن و ارگانیزه شدن می توانست از سردرگمی و هراس عظیم سازمان های سرکوب رژیم به خوبی بهره برداری کند و رژیم را به سرعت سرنگون کند اما به دلایل بسیار و از جمله فقدان تجربه لازم وضعف و دیر وارد عمل شدن نیروهای رادیکال و انقلابی نتوانست به اهداف خود که این بار ( و شاید برای نخستین بار پس از سرکوب خونین دهه 60) کل ماهیت رژیم اسلامی و نه فقط یک بخش یا یک جناح از آن را نشانه رفته بود،دست یابد.
یکی از بارزترین تغییرات کمی و کیفی در سطح جنبش های خود بخودی و شورش های خیابانی در تهران و شهرهای بزرگ ورود طبقه متوسط شهری به این جنبش است که با جمعیت چهل میلیونی جوانان ایران پتانسیل بالقوه و مهار ناپذیر سرنگونی رژیم را داراست.
ورود طبقه متوسط شهری به سطح جنبش های خود بخودی سبب یک تغییر عمده در گرایش و جهت یابی این جنبش ها شده است و آن این که ماهیت اقتصادی این شورش ها را به ماهیت سیاسی تغییر داده است. اگر در شورش های پیشین این طبقه زیر متوسط بود که به دلایل مطالبات اقتصادی به راهکار های سیاسی و سرانجام رو در رویی با نظام جمهوری اسلامی دست می یافت ،جنبش های یک دهه اخیر و به ویژه پس از مقطع تاریخی 18 تیر 1378 که سر آغاز پروسه سرنگونی انقلابی جمهوری است و براندازی این نظام را در دستور کار فوری مطالبات مردمی قرار داد، از همان ابتدا هدف و جهت گیری آشکار سیاسی را در بر می گیرند.
خیزش خرداد 1382 که از شب بیستم آغاز و برای چند هفته ادامه یافت و رژیم را با بحرانی عظیم روبرو ساخت نیز از جمله این پویایی های انبوه خلق هستند که با خواست و هدف سیاسی مشخصی که دنباله خیزش تیر ماه 78 است شکل گرفت و رشد یافت.
مرور وقایع خرداد و تیر سال گذشته ، درس آموزی و تئوریزه کردن ماهیت آن برای بهره برداری فوری و هدایت بلافاصله این جنبش ها به سوی سازماندهی سرنگون سازی برای نیروهای انقلابی دارای اهمیت فراوانی ست.
در خیزش خرداد ماه گذشته طبقه متوسط شهری بلافاصله موفق شد حمایت طبقه زیر متوسط را نیز کسب و با تجربه خیزش تیر ماه 78 میدان بیاید. به این ترتیب صرفنظر از نتیجه ( که به دلیل ضعف های سازمایابی و هدایت ظاهرا از دستیابی به اهداف خود ناکام ماند ) به دلایل بسیار این جنبش تکامل و گسترش بیشتری نسبت به خیزش تیر ماه 78 را ظاهر ساخت.
شاید به طور گذارا بتوان چند مشخصه آشکار این جنبش را نسبت به خیزش تیر ماه 78 را چنین دسته بندی کرد:
- به کارگیری تاکتیک های موثر :
دانشجویان و جوانان با کسب تجربه از خیزش تیر ماه 78 تدارک رویارویی با پلیس ، شبه نظامیان ونیروهای فاشیستی رژیم را به سرعت آغاز کردند. در تیر ماه 78 چند روزی طول کشید تا برخی از دانشجویان با درک خطر عکاسان و فیلمبرداران وزارت اطلاعات و سایر نهادهای سرکوب چهره های خود را بپوشانند اما سال گذشته آنان به سرعت چهره خود را پوشاندند ، تهیه کوکتل مولتف در وقایع تیر ماه چند روزی به طول انجامید اما در خیزش سال گذشته جوانان به سرعت خود را به کوکتل مولتف و نارنجک های صوتی مجهز کردند.
دستگیر کردن مهاجمان و تشکیل دادن شورایی از دانشجویان معترض و مقابله تهاجمی با پلیس و سرکوبگران و تحرک سازمان یافته تر یکی از دستاوردهای این خیزش بود.
- گستردگی و نفوذ همه جانبه :
جنبش سال گذشته به سرعت خود را به اغلب شهر های ایران منتقل کرد ، دانشجویان به سرعت در همه شهرها وظیفه سازماندهی مبارزه را بر عهده گرفتند و جنبش نیز به سرعت خود را به تمام محلات و لایه های اجتماعی کشاند. به این ترتیب رژیم با یک خیزش همگانی و سراسری روبرو شد که امکان مانور و بسیج تمام نیرو ها برای سرکوب فوری آن در یک منطقه خاص را از آنان سلب کرد.
نیروهای رژیم در چند هفته درگیر نبرد خیابانی تقریبا در اغلب محلات شهرها بودند. این امر ضمن آن که به تحلیل رفتن وزمین گیر شدن این نیروها در هر منطقه منجر شد سبب شد تا انگیزه برخی از بدنه این نیروها برای رویاروی کم رنگ ترشود.
از سوی دیگر حمایت همه جانبه مردمی در طول چند هفته جنگ و گریز خیابانی سبب شد تا نیروهای رژیم در چتر حمایتی مردمی زمین گیر شوند. ایجاد راهبندان های مصنوعی و به صدا در آوردن بوق اتومبیل ها سبب شد تا ترافیک سربکوگران و نیروهای تازه نفس رژیم مختل شود و بخشی از این نیروها در راهبندان های اتوبان ها گیر بفتند یا به جای مقابله با نیروهای معترض در صحنه با سرنشینان اتومبیل ها درگیر شوند.
از سوی دیگر به کار گیری تاکتیک هایی چون شعار دادن در پشت بام ها و شعار نویسی های گسترده و شیوه های مختلف اطلاع رسانی برای استمرار مبارزه آشکار خیابانی سبب شد تا رژیم هراس سرنگونی را بیشتر احساس کند و از سوی دیگر قابلیتهای ابزار های سرکوبش در رو در رویهای طولانی و هر روزه با مردم به سرعت کاهش یابد.
-رادیکال شدن ماهیت جنبش و ورود عناصر تازه به آن :
شرکت گسترده تر و رادیکال تر زنان در صحنه های این مبارزه و نمایان ساختن جلوه هایی از مخالفت آنان با کلیت نظام اسلامی از جمله از سر برداشتن روسری و ابراز انزجار از حجاب اسلامی نمونه ای از رادیکال تر شدن این جنبش نسبت به خیزش تیرماه 78 بود.
به علاوه جمعیت عظیم جوانان و نوجوانان در کنار طبقات مختلف و لایه های مختلف اجتماعی با بهره گیری همنوایی با سطح رو به رادیکال تر شدن خیزش وارد این مبارزه می شدند و هر روز که می گذشت تعداد بیشتری از مردم خود را در این جنبش درگیر می یافتند.
از سوی دیگر خشونت سرکوبگران سبب افزایش انگیزه مقابله تهاجمی می شد، به گونه ای که در اغلب موارد عملا پلیس از سرکوب مردم بازمی ماند و از آن جا که پلیس حامی فاشیستهای حزب الله و بسیج است کم تحرکی پلیس سبب می شد تا آن نیروها نیز زمین گیر بشوند.
-تغییر موزانه رسانه ای:
در خیزش تیر ماه 78 جز روزنامه های تحت سانسور رژیم و رادیوهای فارسی زبان که در ساعات محدود و با ملاحظه سیاست های رسانه ای خود به خبر رسانی می پرداختند هیچ منبع گسترده دیگری جز ارتباط شفاهی برای انتقال اطلاعات و اخبار خیزش موجود نبود اما در خیزش خرداد ماه علاوه بر تعدادی کانال های ماهواره ای چندین کانال رادیویی 24 ساعته با پخش زنده و تعداد زیادی سایت های اینترنتی که بلافاصله به پخش اخبار و اطلاعات می پردختند وجود داشت ( تعداد کاربران اینترنت نیز بنا بر آمار رسمی از حدود دوازده درصد در سال 78 به حدود 20 درصد در سال 82 رسیده بود) به این ترتیب اگر در خیزش تیر ماه تعداد کانال های رسانه ای انتقال اطلاعات محدود بود ، در خیزش سال گذشته این کانال ها افزایش و تنوع بیشتری یافته بودند به گونه ای که هر ساعت دهها خبر و گزارش ، عکس ، صدا و حتی گاه فیلم نیز توسط مردم به دست رسانه ها می رسید.
به علاوه حضور عکاسان و گزارشگران چند خبرگزاری تازه در صحنه های درگیری ( که در سه روز بعدی به دستور شورای امنیت از پوشش اخبار این خیزش بازداشته شدند ) سبب شد تا عمق ، گسترش و نیز ماهیت این خیزش بیش از پیش روشن و در دسترس مردم قرار گیرد.
- به جلو انداختن چشم انداز سرنگونی قهر آمیز رژیم:
حاکمیت در خیزش خرداد ماه 82 به خوبی دریافت که پتانسیل جنبش ها و شورش های خودبخودی هر دم دامنه و شدت بیشتری می گیرد و سرنگونی قهر آمیز توسط مردم کاملا محتوم و بدیهی ست از همین رو با شکست پروژه نمایش اصلاحات خود را آماده سرکوب و ارعاب خشن تر مردم و نیز یک دست کردن حکومت کرد تا با خرید زمان ، فرصت مقابله و چاره اندیشی در برابر چالش های نوین را بیابد.
از سوی دیگر مردم نیز بیشتر از گذشته در یافتند که سرنگونی قهر آمیز در کوتاه مدت امکان پذیر است و خود را برای رویارویی نهایی با تمامی حاکمیت آماده کردند ، اعتصابات ، تجمعات و حرکت های اعتراضی در کنار شورش های خیابانی گاه به گاه در تهران و شهرهای ایران از سال گذشته به این سو شدت بیشتری گرفته است و به نظر می رسد که بر شتاب وقایع و عمق جنبش هردم افزوده می شد به گونه ای که می توان با قاطعیت گفت هم اکنون بر اساس تئوریهای انقلاب ما در " شرایط انقلابی " قرار گرفته ایم ، شرایطی که اگر جنبش موفق شود تا با سازمان یابی ، تئوریزه کردن و دست یافتن به تاکتیک های موثر و مهمتر از همه روشن کردن اهداف فوری سرنگون خواهی گام نهایی را بردارد چیزی از حکومت ربع قرن ترور و حشت باقی نخواهد ماند.
از همین روست که با درک اهمیت این شرایط بایددر تدارک سازمان یابی و برقراری حلقه های پراکنده جنبش های اعتراضی و صنفی و نیز اطلاع رسانی و ایجاد رسانه های فراگیر ،حرفه ای و البته انقلابی بود.
سه :
ساعاتی پیش دوستی روی مسنجر آمده بود وبرایم نوشت: من الان از کوی دانشگاه برگشتم ، خیالت راحت باشد امسال هم جایت را خالی می کنیم!
برایش نوشتم اگر بشود جلوی سر برآوردن خورشید را گرفت جلوی قهر و شور شما را نیز می توانند بگیرند.
شما پیروزید ، آینده از آن شماست .
امروز هیچ کس در ایران تردیدی در این باره ندارد.
شبانگاه بیست خرداد 1383
ناکجا آبادی که وطن من نیست
ماجرای فریب های خودفروختگان شیطان تمامی ندارد،...هرچند که گاه ناشی گری هایشان از حدهوش متوسط می گذرد...،این هم یک نمونه از زهره لاهیجی که ادعا می کند ای میل های فضلی نژاد را هک کرده است:
با هک شدن ایمیل همکار امنیتی قاضی جلاد رسانه ها مرتضوی ( پیام فضلی نژاد) اطلاعات جدیدی از مسدود شدن سایت های اینترنتی و سیاست های حکومتی فاش شد.
اطلاعات فاش شده می گوید که پیام فضلی نژاد ، از طرف کمیته مسدودسازی سایت های اینترنتی مسئول مذاکره با مدیران سایت های سیاسی خارج از کشور برای متقاعد کردن آنها جهت عدول از مشی دموکراتیکشان بوده است.
این اطلاعات مربوط به دورانی است که فضلی نژاد به عنوان نویسنده ای مشهور در تمام رسانه های خارج از کشور فعالیت می کرده است و مورد وثوق سردبیران آن بوده است و بعید نیست که انتخاب او به عنوان عضو مذاکره کننده کمیته فیلتر کردن سایت های اینترنتی ناشی از همان جایگاه بوده باشد.
اسناد منتشر شده زیر نشان می دهد که فضلی نژاد صاحبان سایت های اینترنتی را تهدید می کرده که اگر با حکومت چمهوری اسلامی همکاری نکنند ، سایتهایشان مسدود و فیلتر می شود.
مذاکرات فضلی نژاد مربوط به زمانی است که حکومت تازه به فکر مسدود کردن سایت های اینترنتی افتاده بود و هنوز اقدام عملی انجام نشده بود.
بعدها فضلی نژاد عملا در کنار فعالیت رسانه ای از مشاوران کمیته تصمیم گیری برای سایت ها در شورای انقلاب فرهنگی شد و با سه نهاد وزارت اطلاعات ، قوه قضایی و اطلاعات نیروی انتظامی همکاری تنگاتنگی را برای محدود کردن دسترسی به سایت های مخالف حکومت آغاز کزد.
اما او چنان فعالیت کرد که عملا در همه حوزه ها فعال بود. اطلاعات دفتری را با نیروهای فنی قوی در میدان فاطمی در اختیارش گذاشت تا آخرین حد توانش را برای مبارزه با رسانه های آزاد نشان دهد. در همان سال 82 بود که او مسئول پرونده امیر فرشاد ابراهیمی ، فرشاد بیان ، علیرضا نوری زاده ، امید حبیبی نیا ، سینا مطلبی ، و نویسندگان سینمایی من جمله کامبیز کاهه ، امیر عزتی ، بهزاد خورشیدی ، نوشابه امیری ، هوشنگ اسدی و... بود. خدمات پیام فضلی نژاد او را به مقام شنیع رییس دفتری بررسی اطلاعات اینترنتی واحدهای امنیتی ناجا رساند.
بعد از این پرونده ها در حالی که سردبیران گویا از ترس اقدام فضلی نژاد علیه رابطانشان در ایران داشتند، او اقدام به پرونده سازی برای شهرام رفیع زاده ، روزبه میرابراهیمی و فرشته قاضی و امید معماریان کرد تا نظرات امنیتی او منجر به بازداشت تعداد زیادی از نویسندگان مرتبط با سایتهای گویا ، پیک ایران ، پیک نت ، جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شد.
پیام فضلی نژاد وقتی دید که مذاکره او با سردبیران سایت های مخالف حکومت تاثیری در تغییر فضا به نفع سیاست های مستبدانه مسئولان ایران ندارد ، تلاشش را برای بازداشت نویسندگان متمرکز کرد.
جالب اینجاست که او شخصا از آنها بازجویی می کند و بخاطر سمتش ارتباط مستقیم با سرویس دهندگان خدمات اینترنتی دارد و بر کارشان نظارت می کند.
رفت و آمد های جدید فضلی نژاد با اعضای نهضت آزادی و جبهه مشارکت برای نیروهای آزادیخواه مایه نگرانی شده است. رفت و آمد های وی احتمالا ناشی از فعال شدن این گروهها در اینترنت است. فضلی نژاد به یکی از اعضای جوان مشارکت با لحن تهدید آمیزی گفته است که به زودی بساط مجاهدین و مشارکت را از حوزه اینترنت و سایتها جمع خواهد کرد!!! این عضو جوان با نگرانی نقل کرده که پرونده سازی های فضلی نژاد روی ارتباطات پنهانی مشارکتی ها با اسرائیل متمرکز شده است.
آقای فضلی نژاد که روزی شهره به افراط در کشیدن سیگاری و مشروبات بود و سال 1380 با جعبه های ویسکی و آبجو بازداشت شده بود ، شب های قدر سوژه شبکه چهار تلویزیون در مراسم سینه زنی و دعا خوانی در قم بود . نه به آن میگساری ها و نه به این زهد که بخواهد تلویزیون هم مبلغ آن باشد. فضلی نژاد در مصاحبه با تلویزیون در شب ضربت گفته که نتیجه منطقی کفر ظلم است و تماام آنها که ذوب در ولایت علی ( !!! ) نیستند باید از او !!! خجالت بکشند. وی غیر مستقیم گفته بود که جامعه ولایی بر مبنای فرهنگ دل شکل می گیرد و فرهنگ دل هم یعنی امام دل را وقف امام زمان کردن!
تلویزیون فضلی نژاد را پژوهشگر حقوقی معرفی کرد و در حاشیه مراسم احیا با او مصاحبه کرده .
معلوم نیست که فضلی نژاد 24 ساله که معروف به بازجوی کوچک و مشاور مرتضوی جلاد ( دادستان تهران و عامل اختناق رسانه ها ) است با جانماز آب کشیدن های جدیدش برای ولایت چه در سر دارد.
فايلهای ضميمه شده زهره لاهيجي
پی نوشت:حکایت تهدیدها و پیام ها و خط و نشان های دیگر در این چند ساله و پرونده سازی یا پرونده بازی بماند برای بعد!...
قسمت اول
دولت محمود احمدی نژاد در آیین نامه تازه ای نمایش فیلم هایی که مبلغ مکاتب غربی، فمنیسم و مغایر با ارزش های اسلامی باشد را ممنوع کرده است. به این ترتیب دوران تازه ای از مقابله دولت اسلامی با جریان رسانه ای معارض آغاز شده است .
نمایش فیلم ها و سریال های خارجی در تلویزیون و همچنین فیلم های هالیوودی در سینما ها در سال های اخیر تحت تاثیر گرایش های مخاطبان به بخش جدایی ناپذیری از اقتصاد و کارکرد فرهنگی رسانه های جمهوری اسلامی(سینما، تلویزیون، مجلات، موسسه های توزیع فیلم های ویدئویی و...) بدل شده است.
نگاهی به تاریخچه نمایش فیلم ها و سریال های تلویزیونی خارجی در دو دهه و نیم گذشته نشانگر رویکردهای متفاوت در عرصه نمایش فیلم ها و سریال های خارجی در سیمای جمهوری اسلامی است.
این دوران را اصولا می توان به سه دوره تا مقطع دولت احمدی نژاد تقسیم کرد:
یک: دوران جنگ و تثبیت سیاست فرهنگی اسلامی
در این دوران،پس از برکناری و تصفیه نیروهای مخالف در صدا و سیما که تحت تاثیر شرایط انقلاب اقدام به نمایش فیلم های سوسیالیستی از جمله فیلم های محصول بلوک شرق و کوبا در چند ماه پس از بهمن پنجاه و هفت کرده بودند،(بعدها برای یک دوره کوتاه برخی از این فیلم ها مجددا دوبله و محتوای سوسیالیستی آن محو و بطور محدود در برخی سینماها به نمایش در آمد)تا مدتها سریال ها و فیلم های بلوک شرق با حذف ویژگی های سوسیالیستی شان در تلویزیون به نمایش در می آمد مجموعه فیلم های کمیسر مردووان(محصول رومانی) وسریالها و مستند هایی از شوروی تا چند سالی هنوز در تلویزیون به نمایش در می آمد.
در سالهایی که محمد خاتمی، آوینی، محسن مخملباف و چند تن دیگر سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی را تدوین می کردند دوره تازه ای از پروپاگاندای اسلامی آغاز شد که محتوا و جهت یابی مدونی یافته بود. از همین رو نمایش فیلم ها و سریال های بلوک شرق که به گفته خمینی از آمریکا بدتر بود پایان یافت و لاجرم برای پر کردن برنامه های تلویزیون توجه برنامه ریزان به آسیا جلب شد، این در حالی بود که هاشمی مدیر وقت صدا و سیما تصور می کرد می توان در کوتاه مدت صد در صد برنامه های تلویزیون را از برنامه های تولید داخل پر کرد!
فیلم ها و سریال های هندی، چینی و به تدریج ژاپنی در این دوران شاخص محصولات خارجی سیمای جمهوری اسلامی شدند. در پایان دهه شصت شبکه های دوگانه سیمای جمهوری اسلامی حداقل هفته ای سه سریال ژاپنی و یک فیلم سینمایی ژاپنی پخش می کردند. به گفته یکی از مسئولان تلویزیون، یکی از مدیران گزینش دانشکده صدا و سیما سالی یک بار به توکیو می رفت و با کوهی از فیلم و سریال بازمی گشت! به این ترتیب سریال هایی نظیر اوشین به نمونه منحصر به فرد سریال های محبوب تلویزیونی پس از انقلاب پنجاه و هفت در ایران بدل شدند.
دو: دوران دولت های سازندگی و اصلاحات
در این دوران به تدریج تحت تاثیر شرایط تازه فرهنگی صدا و سیما ناچار به خرید و پخش برنامه ها و سریال های غربی شد.در حالی که حجم وسیعی از برنامه های خارجی تلویزیون و به ویژه کارتون ها تا پیش از آن در سلطه ژاپن بود،با گسترش دامنه های "انقلاب ارتباطات" و دسترسی آسان تر به محصولات فرهنگی خارجی از سوی مخاطب،صدا و سیما خود را در موضع ضعف یافت،گسترش پدیده هایی چون بهره وری از تلویزیون ماهواره ای(که به سرعت جای خود را به ماهواره دیجیتال با قابلیت پخش صدها کانال تلویزیونی آزاد داد)،رشد چشمگیر شبکه زیرزمینی ویدئویی که فیلم های آمریکایی را حتی پیش از اکران در دسترس مشتری قرار می داد و از سوی دیگر افت شدید مخاطبان سریال ها و برنامه های داخلی در شرایطی که تنها تعداد محدودی فیلم سینمایی ایرانی از تلویزیون پخش می شد،مسئولان انتخاب برنامه های خارجی را به تکاپو انداخت.
این تحولات هم از جنبه کمی و هم کیفی قابل بررسی است. در حالی که بر طبق برآوردهای اداره نظارت تولید سیما حجم برنامه های خارجی سیما در ده سال اول جمهوری اسلامی از سی درصد فراتر نمی رفت و بیش از پنجاه درصد دیگر را برنامه های مذهبی،سخنرانی و یا Talkshowپر می کرد،در دهه هفتاد این میزان به حدود چهل درصد رسید، این در حالی ست که در این دهه حجم برنامه سازی، شبکه سازی و پخش در تاریخ تلویزیون در ایران بی سابقه بود به گونه ای که کارمندان صدا و سیما از ده هزار نفر در پایان سال شصت و نه به هفتاد و پنج هزار نفر در پایان سال هشتاد و یک رسیدند و این جدا از صدها شرکت و موسسه ای بود که برای بخش های مختلف صدا و سیما از جمله تولید کار می کردند.
(به نمودار یک نگاه کنید)
در نتیجه در این دوران فیلم و سریال های غربی بیشتری عمدتا ازشرکای اقتصادی جمهوری اسلامی در اروپا یعنی آلمان و فرانسه خریداری، دوبله، سانسور، بازبینی و پخش شدند. سریالهایی نظیر ژان والان ژان به همراه پخش غیرمجاز مسابقات فوتبال محبوبیت نسبی برای برنامه های خارجی تلویزیون به همراه آوردند.

نمودار مقایسه ای انواع برنامه ها بر اساس کنداکتور پخش در سیمای جمهوری اسلامی،تحلیل سه مقطع زمانی بر اساس گزارش تحقیقی نگارنده در اداره کل طرح و برنامه معاونت سیما (ا.ح ،هشتاد و یک،هشتاد و چهار)١
سه: دوران انفعال و سازگاری
این دوران که از اواخر دهه هفتاد شروع می شود دورانی ست که ناکارآمدی سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی هر چه بیشتر آشکار می شود.
یافته های نظرسنجی های مرکز تحقیقات صدا و سیما نشانگر شدت گرفتن افول مخاطبان صدا و سیما بود به گونه ای که در سال هفتاد و پنج میزان میانگین مخاطبان دائمی سیما در تهران کمتر از شصت درصد ارزیابی می شوند.
به این ترتیب مدیریت جدید صدا و سیما در پی چاره اندیشی برآمد.توسعه کمی شبکه های رادیویی و تلویزیونی و تخصصی کردن آنها لاجرم افزایش خرید محصولات خارجی را به دنبال داشت، شتاب خرید سریال های خارجی تا پایان سال هشتاد و دو چنان بود که گاه سریال مربوطه قبل ازطی مراحل خرید از طریق ضبط در مانیتورینگ سیما بلافاصله دوبله می شد، تا همزمان نشانه گذاری سانسور آن نیز انجام شود. به این ترتیب حفظ مخاطب در چند سال اخیر چنان اهمیتی برای صدا و سیما یافت که به ناچار به افزایش و تنوع تولید و پخش برنامه های داخلی و خارجی انجامید.٢
مجموع این تمهیدات یعنی اضافه کردن نزدیک به پانزده شبکه رادیویی و تلویزیونی ظرف هشت سال و افزایش ساعات پخش تلویزیون از روزانه حدود سی دو ساعت در سال هفتاد و پنج به بیش از صدو سی ساعت در روز،سبب شد تا صدا و سیما بتواند بخشی از مخاطبان را به هر ترتیب ممکن پای تلویزیون نگه دارد. در این دوران در حالی که هنوز تعداد نمایش فیلم های ایرانی در سیما بطور متوسط هفته ای یک یا دو فیلم بود حداقل هفته ای پنج فیلم خارجی ( عمدتا آمریکایی) در سیما به نمایش در می آمد.در سال های اخیر با سانسور مناسبات عاشقانه و یا مظاهر سکسی در فیلم ها تنها خشونت فیلم ها اجازه بروز می یافت، به این ترتیب اغلب فیلم های خارجی سیما چهره ای خشن یافتند.
رقابت صدا و سیما با رقبایی چون تلویزیون ماهواره ای و شبکه زیرزمینی ویدئو تا آنجا پیش رفت که در سال های اخیر وظیفه دیگری نیز بر عهده مانیتوریتگ صدا و سیما گذاشته شد و آن ضبط مینی سریال ها و مسابقات تلویزیونی شبکه های خارجی برای سوژه دهی و یا کپی برداری از آن برای اداره کل طرح و برنامه سیما و بطریق اولی تهیه کنندگان سیما بود.٣
ادامه دارد
------------------------------------------------------------------------------------
پانویس ها:
یک- حبیبی نیا،امید:"بررسی تطبیقی ژانرهای پخش برنامه شبکه های سیما در یک دوره هفت ساله" ،اداره کل طرح و برنامه معاونت سیما،صدا و سیمای جمهوری اسلامی؛خرداد هشتاد و یک(منتشر نشده)
دو- در طی سالهای هفت و هشت تا هشتاد ویک میزان پخش برنامه سیما بیش از بیست درصد رشد داشته است که از این میزان سهم برنامه های خارجی با هجده درصد رشد نسبت به دوره سه ساله قبلی بالغ بر پنجاه و هشت درصد کل برنامه های پخش شده می شود.
سه- میزان کانال تلویزیونی ماهواره ای قابل بهره برداری در فضای ایران از نزدیک به هفتادکانال آنالوگ در سال هفتاد و سه به بیش از نهصد کانال دیجیتال در سال هشتاد و یک با ده کانال فارسی زبان رسید.
اشاره:این مصاحبه در مرداد ماه هشتاد و سه صورت گرفته است اگر چه برخی پارامترها دستخوش تغییر شده اند ولی محتوای کلی مصاحبه هنوز قابل تاکید است. روزنت "روزنامه" که توسط گروهی از دانشجویان مستقل دانشگاه تهران منتشر می شد مدتی بعد غیر فعال شد. این مصاحبه در سایت آزادی بیان نیز قابل دسترسی است.
حبيبي نيا: همان گونه که در خاطرات 18 تیر هم نوشته ام در آن زمان من در دانشکده سینمایی سوره تدریس می کردم و دانشجویانم با دانشجویان موسسه سینمایی جهاد دانشگاهی آشنا بودند به واسطه آن ها بود که من در روز بیستم تیر ماه، احمد باطبی را دیدم، شرح این ماجرا را در خاطرات من که روی اینترنت هست می توانید بخوانید که البته امیدوارم به زودی ناشر خوش قولی برای آن پیدا شود.