تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

در لوکارنو خبری نبود!

جشنواره امسال با تغيير و تحول در مديريت جشنواره کمي متفاوت به نظر مي آمد ولي در اصل سياست رسانه اي محافظه کارانه جشنواره همچنان ثابت باقي مانده است.
نمایی از میدان پیازا گرانده و لوکارنو
در هر حال اين جشنواره در سوئيس که در اروپا به محافظه کاري، بي طرفي و اغلب ايزوله بودن و واپس گرايي مشهور است برگزار مي شود. حاميان اصلي جشنواره بانک UBS و چند کمپاني و تراست عظيم هستند و در نتيجه جدا از بخش حقوق بشر در آن کمتر خبري از فيلم هاي جنجال برانگيز و انتقادي هست، بويژه در برابر رژيم هايي که دولت سوئيس با آنها مناسبات بسيار حسنه اقتصادي و سياسي دارد. اين در حالي ست که يکي از ادعاهاي اصلي انتخاب کنندگان فيلم جشنواره همواره آن بوده است که با شناسايي فيلم ها و کارگردان هاي جوان و تازه کار آن ها را به سينماي جهان معرفي مي کنند از جمله سينماي ايران که جزء جدايي ناپذير اين جشنواره شده است.
هنگامي که يازده سال پيش فيلم زير درختان زيتون کيارستمي در اين جشنواره به نمايش در آمد در واقع راه براي نمايش گسترده فيلم هاي ايراني در لوکارنو هموارتر شد، و فارغ از کيفيت و محتوا از آن زمان تاکنون هيچ فيلمي از جمهوري اسلامي ازجايزه بي نصيب نمانده است!
دو سال پيش در گفتگو با مدير بازرگاني جشنواره و از مسئولان انتخاب فيلم براي جشنواره دليل آن که چرا تاکنون هيچ فيلمي از فيلمسازان تبعيدي ايراني در اين جشنواره به نمايش درنيامده است را جويا شديم، وي در ابتدا مدعي شد که فيلمسازان ايراني در تبعيد را نمي شناسد ولي در خلال بحث به نام چند تن از آنها بويژه شيرين نشاط اشاره کرد. اما پراکنده بودن جغرافيايي فيلمسازان ايراني و فقدان يک سيستم عرضه سامان يافته را از دلايل عدم نمايش اين گونه فيلم ها ذکر کرد در حالي که در مورد فيلم هاي ايراني با شرکت در جشنواره فجر و بازار فيلم اين امر به راحتي قابل دسترسي است.١

با توجه به آنکه بيش از يک دهه در جشنواره فجر و بازار فيلم آن حضور داشته ام به خوبي با سازوکار انتخاب فيلم از سوي برنامه گزينان جشنواره ها يا در واقع همان دروازه بانان رسانه اي جشنواره هاي بين المللي آشنايي دارم و مي دانم که حرف اول را در اين ميان زد و بندهاي اقتصادي مي زند. چند نفر در اين ميان در فارابي، معاونت سينمايي و حتي صدا و سيما کارچرخان و دلال اين جشنواره ها هستند. آن ها در واقع نقش بازارياب هاي جشنواره را يافته اند، هر سال دهها نفر از مديران و برنامه ريزان جشنواره ها را به تهران دعوت مي کنند و ضمن پذيرايي از آنها، توشه آن ها را با فيلم هايي که تهيه کنندگان آنها از همکاران آنها هستند مي بندند. در اين ميان ضمن دريافت پورسانت از تهيه کننده، از جشنواره نيز پورسانت مي گيرند و در عوض خود همواره در جشنواره هاي اروپايي و آمريکايي جولان مي دهند، پرداخت پورسانت از جانب تهيه کننده به برنامه ريزان جشنواره البته امري بديهي است، به گونه اي که برملا شدن اين رشوه ها به مديران جشنواره هايي چون کن ديگر چندان عجيب به نظر نمي رسد زيرا پشت اين زد و بندهاي هر شب در هتل لاله ميليون ها دلار سود باد آورده از پرتوي موج سازي براي سينماي ايران خوابيده است ...٢

سال گذشته وقتي در جلسه مطبوعاتي با حضور خانم ايرنه خان مديرکل عفو بين الملل، دلايل عدم انتخاب فيلم هاي متفاوت ايراني (مثلا عجيب نيست که چرا سگ کشي براي جشنواره هاي اروپايي انتخاب نمي شود؟) را جويا شدم، مدير بخش حقوق بشر پاسخ داد که چرا شما خودتان اين فيلم ها را به ما معرفي نمي کنيد؟!...

برگرديم به جشنواره، به هرحال به نظر مي رسد که جشنواره لوکارنو در يکي دو سال اخير متوجه افت بازار سينماي ايران شده است و نگاهش را متوجه سينماي هند کرده است که قابليت هاي تجاري خودش را در چند سال گذشته به خوبي براي جذب مخاطب اروپايي نشان داده است. حضور يک فيلمنامه نويس، بازيگر و کارگردان هندي در ميان هيات داوران در کنار پنج فيلم از هندوستان به خوبي تمايل برنامه ريزان جشنواره را براي بهره برداري از جاذبه هاي تجاري تازه سينماي هند نشان مي دهد. اين در حالي ست که فيلم هاي ايراني نمايش داده شده در اين جشنواره مشتريان چنداني نيافته اند. بجز سوئيس که به ندرت محصولات سينمايي اش به دليل سياست هاي فرهنگي محافظه کارانه جلب توجه مي کند بيشترين فيلم هاي انتخاب شده از سوي جشنواره طبعا فيلم هاي ايتاليايي بودند.

هيات داوران
هيات داوران امسال جشنواره تا حدودي متعادل تر و در عين حال دست چين شده تر به نظر مي رسيد.

نيکي کريمي بازيگر و کارگردان ايراني طبعا در هيات داوران حضور داشت.

نيکي کريمي عليرغم صداي ضعيف و بازي اغلب يکنواخت خود يکي از معدود بازيگران زني بوده است که در نقش هاي متفاوت ظاهر شده است. از ياد نمي برم که در جلسه مطبوعاتي نيمه پنهان کمي بعد از آنکه به طور خصوصي به تهمينه ميلاني به خاطر نگاهش به موضوع هواداران سازمان هاي چپ در دهه شصت (در اين مورد هواداران سازمان چريکهاي فدايي خلق ايران ــ اقليت) اعتراض کردم، نيکي کريمي اظهار داشت "اگر من در زمان فرشته بودم همانند او مي شدم"، فيلم البته نگاهي ارتجاعي و نه حتي محافظه کارانه به اين موضوع دارد، خوشبختانه در دو نقد در همشهري و مجله فيلم توانستم تا حدودي اعتراض به اين نوع نگاه به بازماندگان شکار و کشتار فعالان سياسي را بيان کنم که طبعا خالي از دردسر هم نبود!...3

آپرا سن کارگردان، بازيگر و فيلمنامه نويس هندي، والريو آدامي هنرمند ايتاليايي، ليندا ميرز تهيه کننده انگليسي، تسايي مينگ لانگ کارگردان تايواني، ريچارد شلاگمن ناشر انگليسي و ويتوريو استرارو فيلمبردار برجسته ايتاليايي که رياست هيات داوران را برعهده داشت اعضاي هيات داوران بخش مسابقه بين الملل جشنواره امسال بودند. مينو مشيري همکار سابقم در فيلم اينترنشنال و مترجم برجسته ايراني هم در ميان اعضاي داوري هفته منتقدان بود. اغلب فيلم بدرد بخوري در اين بخش جز فيلم هاي گدار ديده نمي شود!

ديگر داوران اين بخش گونتر جکوبيز از آلمان و پيتر هولدنر از سوئيس بودند.

منتقدان سوئيسي البته با خودشان يک دارودسته در جشنواره آورده بودند که اغلب هم گمنام هستند.

فيلم ها
تم اصلي جشنواره امسال راديو و اروسن ولز بود که برخلاف سال گذشته که تم اش روزنامه نگاري بود چندان جذابيتي نداشت، اما به دليل مشارکت دانشکده ارتباطات لوگانو که در لورکانو مستقر است رويکرد رسانه اي جشنواره بيشتر بارز مي شود.

از فيلم هاي مطرح جشنواره امسال مي توان به اين فيلم ها اشاره کرد: برادر کشي ساخته يلماز ارسلان فيلمساز مهاجر در آلمان، ٩ زندگي ساخته رودريگو گارسيا مکزيکي در آمريکا، يک روز کامل ساخته مشترک جواناهادجي توماس و خليل جيريجي از آلمان، فرانسه و لبنان، برف سفيد ساخته سمير فيلمساز متولد بغداد مقيم سوئيس، سه درجه سردتر ساخته فلوريان هوفميستر از آلمان و ما همه خوبيم ساخته بيژن ميرباقري

در بخش هاي ديگر جشنواره نيز سه فيلم از ايران به نمايش در آمد:
ماده شصت و يک ساخته مهوش شيخ السلامي درباره تقابل زنان با خشونت در ايران در بخش حقوق بشر به نمايش در آمد. شش ويدئو آرت در بخش پروگرس ساخته مانيا اکبري و رئيس جمهور ميرقنبر ساخته محمد شيرواني.

محمد شيرواني مير قنبر را هم با خودش به لوکارنو آورده بود. مير قنبر روستايي آذربايجاني ست که در نمايش انتخاباتي گذشته جنبه کميک اين نمايش را افزايش داد. وي در زمان ثبت نام در مصاحبه با خبرنگاران اظهار داشته بود در صورتي که به رياست جمهوري برسد پوشش اسلامي چادر را براي زنان اجباري مي کند و مردم را وا مي دارد تا خيابان ها را جارو کنند تا زمينه براي ظهور امام مهدي فراهم شود!

اين مصاحبه در ميان پوزخندهاي خبرنگاران يکي از ميان پرده هاي پربيننده شبکه خبر در ايام نمايش انتخابات بهار گذشته بود، حال در چند قدمي ما خود ميرقنبر در خيابان هاي لوکارنو قدم مي زد!

محمد شيرواني هم اکنون يک فيلم توقيف شده به نام "ناف" دارد که معاونت سينمايي به او خاطرنشان کرده است در انتظار مجوز اکران آن نباشد!

متاسفانه فرصت گفتگو با محمد شيرواني پيش نيامد، اما بي توجهي به فيلم او در لوکارنو هم برايم عجيب بود.

ما همه خوبيم اولين فيلم بلند بيژن ميرباقري درباره يک خانواده متوسط است که هنگامي که پسر خانواده پس از سالها از خارج برايشان پيغام فرستاده که فيلم شان را ببنيد در تدارک ساخت يک فيلم ويدئويي از زندگي خودشان بر مي آيند اما اميد که اين صحنه ها را تصويربرداري مي کند پشت صحنه اين فيلم بازي کردن ها براي نشان دادن زواياي مثبت زندگي روزمره خانواده را هم برملا مي کند.

ما همه خوبيم با استقبال خوبي در جشنواره روبرو شد و جايزه اولين فيلم يک کارگردان را به طور مشترک به خود اختصاص داد.

برف سفيد ساخته سمير فيلمساز عراقي الاصل ساکن سوئيس که جدا از بزرگاني چون گدار، هم اکنون شايد يکي از مشهورترين فيلمسازان سوئيسي باشد درباره نيکو دختر بورژواي زوريخي است که عاشق پاکو يک جوان آس و پاس ژنوي خواننده هيپ هاپ مي شود. با رفتن پاکو او مجبور مي شود براي گذران تن به هر کاري بدهد.

فيلم با فرمت هاي ويدئو ايت، دي وي دي و سي و پنج ميلمتري ساخته شده است و عليرغم توجه منتقدان به آن، هيچ جايزه اي به آن تعلق نگرفت!
سمیر فیلمساز سویئسی عراقی الاصلسمير که در بغداد متولد شده است از پنج سالگي به سوئيس و زوريخ آمده است. عليرغم آنکه بيش از چهل سال در سوئيس زندگي کرده است، حتي روزنامه نگاران سوئيسي نيز از او به عنوان فيلمساز عراقي نام مي برند!

اين در سوئيس البته عجيب نيست که نه تنها قوانين سفت و سختي در زمينه مهاجرت و تابعيت دارد، بلکه پيش انگاره هاي اغلب مردم در برابر خارجي ها چندان با دوره و زمانه سازگار نيست!...

جالب است با وجود شهرت سمير و دهها فيلمنامه تلويزيوني که براي کانال هاي آلماني نوشته است در شهر محل سکونتش که محل استقرار تلويزيون آلماني زبان سوئيس است او را چندان به بازي نگرفته اند!...

٩زندگي فيلمي اپيزوديک درباره نه زن است با بازي گلن کلوز و کتي بيکر، زندگي روزمره نه زن با سوژه هاي مختلف: زندان، زندگي زناشويي، عقده هاي کودکي، خيانت و...

جوايز:
لئوپارد(يوزپلنگ) طلايي به: نه زندگي به همراه نود هزار فرانک سوئيس

جايزه ويژه هيئت داوران با مشارکت شهرهاي لوزونه و آسکونا به همراه سي هزار فرانک سوئيس به: يک زوج کامل ساخته نوبوهيرو سويوا محصول ژاپن و فرانسه

لئوپارد نقره اي با مشارکت شهر و حومه لوکارنو به همراه سي هزار فرانک سوئيس به: برادرکشي ساخته يلماز ارسلان محصول مشترک آلمان، فرانسه، لوکزامبورگ

لئوپارد برنز براي فيلم هاي اول و دوم کارگردان ها با مشارکت شهر و حومه لوکارنو به همراه سي هزار فرانک سوئيس به طور مشترک به: سه درجه سردتر ساخته فلوريان هوفميستر از آلمان و ما همه خوبيم ساخته بيژن مير باقري

با تقدير از: پيانوي نواگر زلزله ساخته کواي برودرز

ويدئو:
لئوپارد طلايي به طور مشترک به: دولت هاي اسکانديناوي دنيس کوته از کانادا و مساحيستا ساخته برلايانته مندوزا از فيليپين

تقدير از: بين شيطان و آبي دريا بي کران ساخته رومالد کارمکار از آلمان

حقوق بشر:
پرنده هاي کوچک ساخته تاکه هوراي واتايي محصول مشترک ژاپن و عراق

فيپرشي: يک روز کامل ساخته جواناهادجي توماس و خلييل جيريجي

جايزه تماشاگران به: زاينا،سوارکار آتلس ساخته بورلم گرجو

جوايز افتخاري به: تري گليام (فيلمساز محبوب من) سازنده فيلم هاي درخشاني چون: برزيل، پادشاه ماهيگير، دوازده ميمون، هراس و نفرت در لاس وگاس

عباس کيارستمي
ويم وندرس

تقديرهاي جشنواره از:
جرمي توماس
سوزان ساراندون
جان مالکوويچ
ويتوريو استرارو

پنجاه و هشتمين جشنواره فيلم لوکارنو بدون هيچ رخداد جالب توجهي به پايان رسيد، در حالي که تعداد تماشاگران آن همان ميزان ثابت نزديک به دويست هزار نفر در طول يازده روز جشنواره با نزديک به پانصد فيلم را در کارنامه خود ثبت کرد.

حواشي:
ــ گرهارد شرودر و ساموئل اشميد(رئيس دوره اي دولت سوئيس) در اولين روز جشنواره حضور يافتند.
ــ سه روز پاياني جشنواره درمحاصره کامل پليس سپري شد زيرا در لوگانو مرکز کانتون تهديد به بمب گذاري در دفتر مرکزي پست صورت گرفته بود.
ــ کيارستمي امسال در تمام طول جشنواره در لوکارنو باقي ماند!
ــ نيکي کريمي که پيش از بازيگري به عنوان مترجم سينمايي فعال بود، براي معرفي فيلم برادرکشي در مراسم پاياني متن دو خطي را از روي کاغذ خواند.
ــ بيژن ميرباقري تنها کسي بود که در مراسم پاياني کت و شلوار رسمي بر تن داشت!
ــ در ميدان پيازا گرانده که بزرگترين سينماي رو باز جهان بنا شده است در مجموع شصت و هشت هزار نفر به تماشاي فيلم نشستند.
ــ در آرشيو فيلم حقوق بشر جشنواره فيلم ايران: آشکارسازي حجاب موجود بود که به نظر مي رسيد سفارش دوم خرداد است.
ــ ساموئل اشميد و گرهارد شرودر به تماشاي فيلم در ميدان پيازا گرانده نشستند و اشميد وارد اتاق آپاراتخانه ميدان شد و طرز کار آپاراتچي نمايش فيلم را نگاه کرد.
ــ سرماي کم سابقه هوا و باران هاي گاه بگاه بساط جشنواره و بازار فيلم را گاه برهم مي زد.
ــ جمعيت بهائيان ساکن لوگانو مشوقان اصلي فيلمسازان ايراني حاضر در جشنواره هستند.
ــ جز بخش فارسي راديو بي بي سي که برخلاف سال هاي گذشته تنها در ابتدا و انتهاي جشنواره با من مصاحبه کرد هيچ رسانه فارسي زبان ديگري اخبار جشنواره لوکارنو را به طور مستقيم پيگيري نکرد.
يلماز ارسلان به هنگام دريافت جايزه مانند يوزپلنگ غرش کرد!

پیازاگرانده درزمان نمایش فیلمپانويس ها:
يک: گزارش روزانه جشنواره را به طور همزمان در وبلاگم مي توانيد بخوانيد:
دو: نگاه کنيد به: بصير نصيبي"راه کن از قندهار مي گذرد " که بخشي از نقد من بر اين فيلم با عنوان" نيمه همچنان تاريک خاطرات سرکوب شده" منتشر شده در مجله فيلم شماره دويست و هفتاد و سه را آورده است.
سه:رشوه دادن به ژيل ژاکوب مدير پيشين جشنواره کن از سوي فارابي پس از مدتي که در مطبوعات فرانسه مطرح شد به طور جسته و گريخته در مطبوعات سينمايي ايران نيز انعکاس يافت.

مطالب بیشتر:

مصاحبه با رادیو بی بی سی در باره نتایج جشنواره

مصاحبه با رادیو بی بی سی در باره شروع جشنواره

گزارش اول از جشنواره

گزارش دوم از جشنواره

گزارش در سینما در دیدگاه

گزارش در شهروند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 19:38  توسط امید حبیبی‌نیا  |