تبليغاتX
آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آینه‌‌های روبرو Opposite Mirrors

آرشیو مقالات امید حبیبی‌نیا روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات Omid Habibinia`s Weblog:Journalist

 

http://www.bbcpersian.com
همکار سابق سینمایی نویس که مسئول سایت بی بی سی است پس از اعتراض من لطف کرد و صفحه را با تغییراتی برگرداند اما معرفی من را حذف کرد!

15:13 گرينويچ - جمعه 20 فوريه 2004

اميد حبيبی نيا
کارشناس برنامه های راديو و تلويزيون

انتخابات مجلس هفتم و صدا و سيما

صدا و سيما به عنوان يک رسانه فراگير و انحصاری در تبليغات سياسی و برجسته کردن موضوعات سياسی و اجتماعی برای مخاطبان67 ميليونی خود، نقش بسيار مهمی دارد.
نقشی که البته با ظهور رسانه های رقيب از سويی و گرايش به پيام های مخالف خوان از سوی ديگر تا حدودی در معرض خطر قرار گرفته است.
با اين حال بر اساس نظر سنجی های رسمی، صدا و سيما هنوز پرمخاطب ترين رسانه در داخل کشور (و بيشتر از جنبه سرگرم کنندگی ) محسوب می شود.
اما پرمخاطب تر بودن الزاما با تاثير گذار بودن متفاوت است.
براساس آمارهای تازه مرکز تحقيقات ، مطالعات و سنجش برنامه ای صدا وسيما اولويتهای اوليه مخاطبان برای برگزيدن منابع خبری چنين است:

روزنامه های شبه مستقل: 29%
اينترنت: 22%

تلويزيون جمهوری اسلامی :21%
تلويزيون های ماهوراه ای فارسی زبان: 17%
راديوهای فارسی زبان خارج از کشور: 10%
راديوی جمهوری اسلامی: 5%
ساير موارد از جمله ارتباطات شفاهی و شايعات: 3%

اين يافته ها اگر چه می تواند نمايانگر تنوع انتخاب و بهره وری مردم از رسانه ها باشد اما مبين رضايت و به عبارت صريح تر اعتماد آنان به اين رسانه ها نيست. يک تحقيق قديمی تر که نگارنده در معاونت سياسی صدا و سيما انجام داد، نشانگر آن بود که در سال ۱۳۸۰ ميزان اعتماد مردم به اين رسانه ها به ترتيب چنين بوده است:

اينترنت 19%
روزنامه های مستقل: 15%
راديوهای فارسی زبان خارج از کشور: 14%
شايعات و ارتباطات شفاهی: 12 %
تلويزيونهای فارسی زبان خارج از کشور : 10%
صدا و سيما: 10 %
احزاب سياسی درون کشور: 6%
عدم مطلق به هيچ يک از منابع خبری: 14%

از سوی ديگر ميزان اعتماد به اخبار و برجسته سازيهای اين رسانه ها نيز متفاوت است. به عنوان مثال بيشترين سوژه خبری که در اخبار تلويزيون جمهوری اسلامی دارای اهميت و اعتبار برای مخاطب است اخبار ورزشی و پس از آن گزارشهای هواشناسی است. در حالی که اخبار سياسی داخلی و اخبار سياسی خارجی کمترين ميزان اعتبار نزد مخاطبان را دارند.
به اين ترتيب ، بررسی برنامه ها و نيز نظر سنجی های مختلف نشانگر آن است که صدا و سيما در " مخاطب سازی" و ايجاد يک کارزار رسانه ای و تبليغاتی برای بسيج افکار عمومی در برابر يک موضوع سياسی دارای ضعف ها و ناکارآمدی ها از سويی و واکنش منفی و " مقاومت" مخاطبان از سوی ديگر است که در برخی موارد تبليغات صدا وسيما را به "ضد تبليغ "بدل می کند.
صدا و سيما در اين قبيل موارد يک ستاد تبليغی برای تبيين و اجرای سياستهای تبليغی خود ايجاد می کند که با مشارکت پژوهش معاونت سياسی و دوائر مرتبط با بهره گيری از کارشناسان زبده می کوشد تا به ارائه راهبرد و مداخله در روند تبليغات سياسی بپردازد.

اما با توجه به مقاومت مردم در برابر تبليغات معمول به ويژه با در نظر گرفتن خصيصه های دوگانه زندگی درونی و برونی مردم، کارگزاران و سياست گزاران سياسی صدا وسيما ناچار می شوند دست به مانورهايی غير عادی برای جلب افکار عمومی بزنند که در اغلب موارد با واکنش منفی مخاطبان انبوه روبرو می شود؛ نظير پخش ترانه "يار دبستانی" و يا "دوباره می سازمت وطن "توسط صدا وسيما در روزهای اخير، پخش سرود "ای ايران" و سرودهای انقلابی روزهای انقلاب در روزهای سرکوب خيزش دانشجويان در سال ۷۸ و يا پخش بخش هايی از فيلم کنفرانس برلين برای از ميدان به در کردن رقبای سياسی.
اين مانورها اگر چه می تواند توجه مخاطب را به خود جلب کند اما لزوما با مسير و سمتگيری سياسی صدا وسيما در جهت اهداف تبليغی خود همنوا نمی شود.
همانگونه که در نظر سنجی صدا و سيما پس از پخش برنامه موسوم به کنفرانس برلين در ساعات پربيننده شبکه اول پاسخ ها نشانگر آن بود که ميان هدف صدا وسيما و برداشت مخاطبان نسبت به موضوع شکاف عظيمی از بی اعتمادی وجود دارد. زيرا بخش مهمی از پاسخ دهندگان به وجه سرگرمی يا خلاف عرف عمل کردن صدا وسيما و يا حتی پخش شعارهای مخالفان از صدا وسيما به عنوان دليل اصلی توجه خود به اين برنامه اشاره کرده بودند.
بنابراين بايد به منتقدان و مخالفان صدا وسيما در زمينه تبليغات انتخاباتی و اصولا سياسی اين رسانه دلگرمی داد که :" نگران نباشيد، اين رسانه اگر ناخواسته برای شما تبليغ نکند، ديگر از کار افتاده است!"

اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 1:13  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

دورسانه ،یک تجربه:در تعریف روزنامه نگار ناخودی بودن؛

ماجرای مصاحبه های من با بی بی سی ( BBC)و نشنال ری ویو(NationalReview)

 

به عنوان پژوهشگر ارتباطات،مفاهیمی چون جریان یکسویه اطلاعات،رسانه های غالب،برجسته سازی، سیاست های رسانه ای و...برایم آشنا است.اما در سالهای اخیر ما در ایران یک اصطلاح سیاسی با عنوان "خودی و ناخودی" داشتیم. این اصطلاح در گستره رسانه های زیر سانسور جمهوری اسلامی کاربردی عینی و عملی داشت.به این معنا که روزنامه نگار ناخودی( که باید قواعد بازی را در قانون تنازع بقای حرفه ای در جمهوری اسلامی می پذیرفت) تا زمانی که به نوعی به یکی از پایه های هرم قدرت تکیه نکرده و در نتیجه از ناخودی به خودی یا به تعبیر وزارت اطلاعات دولت اصلاحات از معاند به منتقد و از منتقد به موافق استحاله نشده باشدبه عنوان "بیگانه"نگریسته می شود.

اما روزنامه نگار "خودی" به محض بروز کمترین خطر به آندره ی ساخاروف بدل می شود،سفارت خانه های خارجی برای دادن ویزا و موسسات مختلف برای اعطای بورس تحصیلی یا دعوت به سخنرانی و احیانا جایزه ای برای او با یکدیگر به رقابت بر می خیزند. سرانجام روزنامه نگار خودی بطرزی باور نکردنی با پاسپورت وتمام تشریفات یک سفر دیپلماتیک به خارج از کشور صادر می شود وبلافاصله در رسانه های جریان اصلی( یا به تعبیر پروپاگاندای جمهوری اسلامی"رسانه های بیگانه") به کار گمارده می شود!

سازمان گزارشگران بدون مرز برای آنان تور سخنرانی راه می اندازد و درنهایت هر روز شاهکارهای تازه این قهرمانان خودی خلایق را شگفت زده تر می کند، یکی کاندیدای مجلس هفتم اسلامی از وسط قاره اروپا می شود،دیگری با سفارت جمهوری اسلامی رایزنی می کند،و...

تا این جای قضیه برای اهل فن ظاهرا همه چیز همان روال "عادی" را دارد، یعنی در واقعیت امر تفاوت خاصی از لحاظ این نوع طبقه بندی بین داخل و خارج از کشور نیست!

اما آنچه سبب شد تا این یادداشت را بنویسم آن بود که شباهت شیوه های سانسور در خارج از کشور با داخل کشورگاه حتی برای من هم تعجب برانگیز است.

تا حدود سه سال پیش من به عنوان کارمند حق الزحمه ای اما عملا به عنوان مدیر کمیته برنامه ریزی اتاق فکر معاونت سیاسی صدا و سیما و معاون گروه مطالعاتی رسانه در اداره کل پژوهش این معاونت مشغول به کار بودم وطبعا حاصل چند سال کار در این معاونت دهها تحقیق و تحلیل بود که در آرشیو پژوهش نگه داری می شد،چند ماهی بعد از خروج من از کشور اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما تمام برگه های شناسه تحقیق و جلد که با نام من انجام شده بود را هم از سیستم شبکه داخلی کامپیوتری و هم از آرشیو حذف کرد.

طبعا این کار صدا و سیما واکنش طبیعی یک رسانه توتالیتار بود و کم و بیش قابل انتظار.

تصور روی خوش نشان ندادن برخی از سایت های اینترنتی جریان غالب که به نوعی از بخش هایی از حکومت پشتیبانی می کنند و یا خواستار رفرم هستند به نوشته های من نیز چندان دور از انتظار نیست.مثلاوقتی سایت گویا بلافاصله هر سایت و وبلاگی را که به حکومت وابسته باشد در دیتا بیس خود وارد می کند و از انتشار نوشته های من خودداری می کند طبعا تکلیف من و امثال من روشن است:من روزنامه نگار ناخودی هستم!

...

امروز که طبق معمول به کار بررسی کارراهه صدا و سیما در کارزار نمایش انتخاباتی حکومت مشغول بودم سعی کردم مقاله ای را که به سفارش بی بی سی در زمینه عملکرد صدا و سیما و انتخابات مجلس هفتم نوشته بودم پیدا کنم،اما متوجه شدم که مسئول سایت بخش فارسی که از اتفاق زمانی در ایران همکار سینمایی ما محسوب می شد آن را از روی سایت برداشته است.

این در حالی است که تمام مقالات و اخبار و گزارشات یک سال قبل و بعد در باره صدا و سیما هنوز در آرشیو سایت بی بی سی موجود است:

 

انتخابات مجلس هفتم و صدا و سيما

امید حبیبی نیا

پژوهشگر سابق معاونت سیاسی صدا و سیما

 

همچنین اگر در بخش جستجوی این سایت نام من را جستجو کنیم هیچ اثری از نوشته ها یا مصاحبه های من بر روی این سایت به دست نمی آید،حال آنکه تعداد مصاحبه من  با بی بی سی در شش-هفت سال گذشته(که در ایران برای من خالی از خطرهم نبود) به بیش از پنجاه مورد رسیده است.

...

چندی پیش از ماهنامه نشنال ری ویو در آمریکا با من تماس گرفتند و در باره مسائل سیاسی در ابران بطور مفصل در چند نوبت مصاحبه کردند،مصاحبه کننده که معاون سردبیر این مجله است،اطلاعات جانبی بسیاری نیز در زمینه های مختلف دریافت کرد. چند هفته پیش مصاحبه کننده گزارش خود را در باره ایران در این مجله منتشر کردکه در آن به تجلیل وستایش از طرح شکست خورده رفراندم پرداخته بود،با اینکه من اولین نفری بودم که با وی در باره مسائل سیاسی ایران مصاحبه کردم اما او نه تنها به هیچ عنوان اشاره ای به مصاحبه با من نکرده بود بلکه چند نفری که در گزارش خود به گفته های آن ها استناد کرده بود همه به نوعی از طرح رفراندم پشتیبانی کرده بودند!

عجیب تر آنکه هفته پیش وی ای میل دیگری به من زد و خواستار مصاحبه دیگری این بار در باره احمد باطبی شد!

...

این رفتار ها چه در رسانه های فارسی زبان و چه بین المللی نشانگر آن است که مرزبندی و تعاریف سنتی سیاست های رسانه ای و دروازه بانی خبر در تمام موارد یکسان است: خودی یا ناخودی بودن، مساله این است!

 

امید حبیبی نیا

ناکجاآبادی که وطن من نیست

omidha@gmail.com

http://omidh.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 23:19  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

جل الخالق!

 در حاشیه نمایش فیلم "ثریا" در تلویزیون های آلمان، اتریش و فرانسه

اميد حبيبي نيا
اميد حبيبي نيا

زندگی خاندان سلطنتی و زوایای گوناگون آن که بیانگر جلال و عظمت قدرت اشرافی است، گاه گاه برای رسانه های جریان اصلی (Main Stream Media) سوژه خوبی است.به ویژه اگر سوژه فیلم سرگذشت یک شاهزاده زیبای غربی در کشوری عقب مانده باشد که دیگر بهتر!

چندی پیش شبکه های اصلی و دولتی سه کشور اتریش، آلمان و فرانسه بطور هم زمان یک فیلم تلویزیونی بسیار سطحی و از نظر پروداکشن تلویزیونی، در رده "ج"، به نام "ثریا" را نشان دادند؛ که نه تنها واقعیات مسلم تاریخی در باره وقایع دوران کودتای امپریالیستی 28 مرداد که مربوط به زمان حضور ثریا اسفندیاری در دربار به عنوان ملکه می شد تحریف کرده بود، بلکه توهینی آشکار به ایران و ایرانیان را دربرداشت و با وجود نمایش هم زمان آن از سه کانال پر بیننده در سه کشوری که شمار ایرانیان در آن نیز کم نیست، نگارنده پس از سه هفته مداقه هیچ صدای اعتراضی را در این باره نیافت و این نکته از نمایش این فیلم بی ارزش تاسف بارتر است!
"ثریا " داستان تحریف شده زندگی ثریا بختیاری اسفندیاری، ملکه سابق حکومت سرنگون شده پادشاهی در ایران، است. به روایت فیلم : دختری باهوش و غربی ( ثریا بهرحال آلمانی تبار قلمداد می شود)، حساس و روشنفکر که قربانی جنگ قدرت درباری نسبتا فاسد می شود؛ یعنی همان داستان شاه و پریان غربی با مخلوطی از کمپلکس سیندرلا!



از کیفیت نازل فیلم (که در دو قسمت  هشتاد دقیقه ای در شبکه های سه کشور نمایش داده شد) که بگذریم، کارگردان و سناریست ها حتی همین کلیشه رایج و دستمالی شده شاهزاده خارجی (یعنی غربی) گرفتار در چنگال توطئه های دربار کشور میزبان را هم نتوانسته اند خوب از کار در بیاورند. از همین رو علیرغم تبلیغات کانال اول در آلمان این فیلم تلویزیونی مطلقا هیچ توجهی را جلب نکرد.

شنبه 30 خرداد 1383

>متن کامل در خبرنامه گویا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 12:46  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

از میان دهها تحقیقی که در پانزده سال گذشته در مراکز تحقیقی مختلف(مرکزتحقیقات سینمایی کاربردی،مرکزتحقیقات صدا و سیما،اداره کل پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما،طرح و برنامه معاونت  سیما و...)انجام داده ام،تنها معدودی روی اینترنت باقی مانده است،تا یک سال پیش نام ام را میشد در بانک اطلاعاتی پژوهشگران وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری جستجو کرد ولی ظاهرا دیگر این کار به صورت آن لاین امکان پذیر نیست.

درمعاونت سیاسی صدا و سیما کار به حذف نام من از روی برگه های شناسه پژوهش کشیده است.هرچند که سبک و سیاق و تم ها نام نویسنده رابه هر روی برای اهل فن آشنا میکند.

گفتم تا چکیده این سه چهار تا تحلیل محتوا و تحلیل ساختاری را هم صدا و سیما ملاخور نکرده آن ها را این جا آرشیو کنم جهت ثبت در تاریخ!

هرچند که شاید حالا یادشان بیاید،ولی...این نیز بگذرد...

عنوان : بررسي نقش مجري در برنامه تلويزيوني "طعم آفتاب "
ناشر : مطالعات تحقيقات موضوع
مركز : مرکز تحقيقات صدا و سيما نويسنده : اميد حبيبي نيا
سال انتشار :1377

عنوان : تحليل ساختاري مشاوره روان شناسي در برنامه تلويزيوني صبح و زندگي
ناشر : گروه پژوهشي هنر، امور مطالعات و تحقيقات موضوع :تحليل ساختاري / مشاوره روانشناسي
مركز : مرکز تحقيقات صدا و سيما نويسنده : اميد حبيبي نيا
سال انتشار :1378
عنوان : تحليل ساختاري برنامه موسيقي درخواستي راديو پيام
ناشر : اداره کل مطالعات موضوع
مركز : مرکز تحقيقات صدا و سيما نويسنده : اميد حبيبي نيا
سال انتشار :1377

برای آزادی مجتبی سمیعی نژاد دانشجوی ارتباطات دانشگاه آزاد مرکز(جایی که یکی دو ترمی من را به عنوان استاد دروس ارتباطات تصویری و نظریه های ارتباطات تحمل کردند)باید همین امروز با همه توان به حمایت برخاست...

بيانيه‌ی پن‌لاگ برای اعتراض هم‌گانی و گسترده به محاکمه‌ی مديار

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 18:19  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

عنوان پژوهش : تحليل ساختاري برنامه تلويزيوني "نگاهي به مطبوعات "
موضوع  : تحليل ساختاري / مطبوعات 
نوع سند  : پژوهش 
شماره سند  :  
نويسنده  : اميد حبيبي نيا 
مترجم  :  
ناشر  : گروه پژوهشي هنر امور مطالعات و تحقيقات 
نام مرکز  : مرکز تحقيقات صدا و سيما 
سال انتشار  : 1378 
شماره مسلسل  :  
نوبت انتشار  :  
تعداد صفحات  : 25 
زبان : فارسي 

"متن چکيده"

تحليل ساختاري برنامه تلويزيوني "نگاهي به مطبوعات "



در اين بررسي با استفاده از روش تحليل محتوا يک هفته برنامه تلويزيوني "نگاه به مطبوعات " در
آبان ماه 1377 موردارزيابي قرارگرفت و علاوه برساختار توليدي برنامه ، به محتواي برنامه از نظر
ميزان استفاده از مطالب هريک از روزنامه هايي که معرفي مي شوند ونيزاولويتهاي اعمال شده نيز
پرداخته شد.
نتايج نشان مي دهدکه ازروزنامه هاي کيهان ، جمهوري اسلامي ، اطلاعات و رسالت بيشتر از بقيه روزنامه ها
دراين برنامه استفاده مي شود ونيز به روزنامه هاي ديگر کمتر پرداخته مي شود يا ناديده گرفته مي شوند.
ترتيب استفاده از روزنامه ها متوازن نيست و نوعي برتري بخشي به برخي روزنامه ها وجود دارد.
محتواي سياسي برنامه پرمحتواي رسانه اي آن غالب است .
همچنين به موضوعات علمي ،فرهنگي وهنري کمترتوجه مي شود دراين بررسي به جايگاه موضوعي برنامه ،
شيوه هاي اجرايي شامل : زمان پخش ، عنوان بندي ، موضوعهاي هر برنامه ، نقش مجري ،تصاوير ميان
برنامه ،تصاوير متن برنامه ، ريتم برنامه و نيز ارزيابي محتوايي شامل ،نحوه برگزيدن عنوان هاي
مورداستفاده قرارگرفته ،فراواني روزنامه هاي مورد استفاده قرار گرفته وهمچنين جمع بندي و چکيده
يافته ها و پيشنهادهايي براي بهبودساختارومحتواي برنامه پرداخته شده است و پيشنهاد شده است توليداين
برنامه به جاي گروه سياسي به گروه ارتباطات (که هنوز تشکيل نشده است ) واگذار شود و يادر تهيه آن از
صاحب نظران ارتباطات و روزنامه نگاري استفاده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 21:17  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

گذار از رسانه اقليت به رسانه آلتر ناتيو توده ای

رسانه های اقلیت می توانند با نفوذ اجتماعی قابلیت تحرک جامعه را افزایش دهند. نیروهای بالنده می توانند بر رسانه های آلتر ناتیوبرای به خیزش کشاندن مردم متکی شوند!

گذار از رسانه اقلیت به رسانه آلترناتیو توده !

یک اشاره کوتاه

امید حبیبی نیا
دانشجوی دکترای مدیریت و تحقیقات ارتباطات

سازو کار این فرایند چگونه است که سرانجام یک رادیوی مخفی ،  یک شبکه تلویزیونی زیرزمینی یا یک سایت مستقل اینترنتی را در این روند به جنبش اجتماعی پیوند می زند و سبب اعتلای سطح و عمق جنبش می شود؟

ادامه این مقاله رادرگويا نيوز  بخوانید                   

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 14:18  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

دکان دوم خرداد تاريخ مصرف گذشته را تخته کنيد!

امید حبیبی نیاتمام کسانی که پشت سر اصلاح طلبان دروغین پنهان شده اند اگر دشمن مردم و آرمانهایشان نباشند، دوست مردم نیز نیستند!


انتخابات ریاست جمهوری در سال هفتاد وشش بخشی از نیروهای منزوی را وارد میدان کرد که با وعده رفرم توانستند در کوتاه مدت به توهم اصلاح پذیری جمهوری اسلامی دامن بزنند.اما با گذشت مدت کوتاهی این توهم آن چنان رنگ باخت که متفقان این جریان را نیز هرچه بیشتر به دست شستن و کناره گیری از آن ترغیب کرد. در این میان اما هنوز کسانی  و جریانهایی در این گوشه و کنار پیدا می شوند که تلاش می کنند تا خود را در پشت این اصلاح طلبان دروغین پنهان کنند.
این در حالی ست که سعید حجاریان تئوریسین اصلی نمایش رفرم و سید محمد خاتمی مجری اصلی این نمایش مفتضح  از مدتها پیش به شکست تاریخی این جریان اعتراف کرده اند. سخنان چند روز پیش خاتمی در هئیت دولت مبنی بر شکست دوم خرداد خود گویای آن است که کفایت و مشروعیت این جریان حتی نزد خود عوامل اصلی آن، زیر سوال رفته است.
حال این سوال باقی می ماند که چرا شش روزنامه نگار از بند سانسور رسته و پناه آورده به خارج مردم را به حمایت از اصلاح طلبان فرا می خوانند؟ ، چرا جریانهای منفعلی چون سلطنت طلبان ، جمهوریخواهان و طیف های رنگارنگی که زیر لوای ظاهرا چپ مروج همان تئوریهای معاون سابق وزارت اطلاعات هستند و سرانجام توابین و نادمینی که چشم به دهان خاتمی و سران جمهوری اسلامی دوخته اند همچنان به حمایت از دوم خردادیها ادامه می دهند و رادیکال ترین شعارشان "رفراندم "است؟
اگر به صف آرایی نیروها در مقطع کنونی نگاه کنیم در خواهیم یافت که به سادگی صف نیروها بر اساس رویکردشان به تحولات بر اساس ارزیابی آن ها از نقشی که در پیشبرد تاکتیک هایشان دارند قابل تمایز است:
 الف : نیروهای درون حکومتی دوم خردادی : که از تاکتیکهایی چون "گفتمان  مدنی" برای پیشبرد "چانه زنی از بالا " بهره می گرفتند و " فشار از پائین " آن ها مدتهاست که با از دست رفتن متفقان و ابزار های سنتی و مقطعی شان متوقف شده است.
این نیروها هم اکنون دچار بن بست استراتژیک شده اند زیرا با از دست رفتن پشتیبانی محدود و تکیه گاه های خود ، هم اکنون در آستانه حذف از قدرت قرار دارند.
ب: نیروهای حاشیه حکومتی : که با فاصله گرفتن از جناح دوم خرداد اما در پناه آن سعی دارند از پس منازعات درون حکومتی سهمی نیز برای خود دست و پا کنند . تاکتیک/ استراتژی "استحاله" این جریان هم اکنون با چالش عظیمی روبروست زیرا این جریان به زودی ناچار خواهد شد تکلیف خود را برای حضور در حاشیه قدرت با جناح های مختلف رژیم روشن سازد.این جریان نیز به دلیل حمایتش از رفرمیستهای دروغین در سالهای گذشته نه تنها دچار بحران بیرونی و ریزش هواخواهان مقطعی شده است بلکه از درون نیز در معرض متلاشی  شدن ست.
ج: نیروهای راست مدرن : این نیروها که در واقع تلاش می شود تا جایگزین معقول جناح شکست خورده خاتمی و نیز ورشکسته راست سنتی قلمداد شوند ،هم اکنون در حال پیشبرد سیاستهای جذبی خود برای ادغام با بخش هایی از هر دو جناح حکومتی و احتمالا بخش هایی از حاشیه حکومت است.تاکتیک اصلی این جریان " بازسازی و عمل گرایی سیاسی" ست تا با عقب راندن متفقان جناح دوم خرداد از فرصت منازعات سیاسی میان دو جناح برای بازگشت به قدرت بدون استفاده از مهره های بدنام جناح راست استفاده کنند. آن ها با "وعده "آزادی های فردی و نیز بهبود وضعیت اقتصادی بدون دست زدن به تغییرات ریشه ای تلاش می کنند تا بخش های منفعل  خرده بورژوازی مدرن جامعه را جذب کنند و از سوی دیگر قدرت را ازچنگ راست سنتی ( خامنه ای )بیرون بکشند . اما به دلیل عقب ماندگی تاکتیک ها و نفوذ محدودشان در ارگانهای اصلی نظام یعنی بازار ، سپاه ، صدا وسیما ، دفتر خامنه ای و... در نهایت تنها خود را پشت سر رفسنجانی پنهان می کنند.
د: نیروهای راست سنتی: بازار و جناح های مختلف حامی بنیاد گرایی که به دور خامنه ای جمع شده اند و وی را برای تحت فشار گذاردن جناح های دیگر و حاشیه حکومت شارژ می کنند . گاه با تاکتیک " بی ترمز راندن " و گاه با تاکتیک " مصالحه محدود" با بخش هایی از جناح های راست و اصلاح طلب سعی کرده است تا نهادهای اصلی قدرت را از دسترس رقبا دور نگه دارد.اما در نهایت تنها با زبان حزب الله ، بسیج ، سپاه وارگانهای نظامی و امنیتی سخن می گوید.از آن جا که تمرکز اصلی این جناح بر حذف جناح خاتمی است از داشتن هر گونه برنامه مدون برای پس از آن بازمانده و از این رو خواه ناخواه به "عقلای راست" یا همان تکنوکراتهای راست مدرن تکیه خواهد کرد به این امید که از طریق اهرم های فشار سنتی خود قادر به مقاومت برای حذف تدریجی خود در برابر راست مدرن باشد.
ه: نیروهای فرصت طلب حامی  تحول مخملین : این نیروها که تحت عناوین مختلف از چپ ظاهرا مبارزه جو گرفته تا سلطنت طلب امید بسته به یاری آمریکا ، جمهوری خواه و لیبرال منفعل تا متفقان سابق اصلاح طلبان را در بر می گیرد ، با تاکیتک " نافرمانی مدنی" تلاش می کنند تا خود را در صحنه سیاسی ایران دارای نقش و وزنه جای بزنند و با مانورهایی برای حمایت از این بخش یا آن بخش از حکومت ، چنین وانمود کنند که امکان تغییر کیفی اما محدود در چارچوب نظام اسلامی وجود دارد. بخشی از روزنامه نگاران  و کارکنان وزارت اطلاعات پناه آورده به خارج از کشور  با یاری رسانه های جریان اصلی انحصاری شده چون سایت های مرجع و رادیو و تلویزیونهای ماهواره ای مستقر در لوس آنجلس نیز تلاش می کنند با همنوایی با این جریان تبلیغی که متناسب با سیاست خارجی آمریکا و اتحادیه اروپا نیز هست خود را " مخالفان قانونی یا شبه قانونی" رژیم قلمداد کنند. به این ترتیب با بزرگنمایی تنازع جناح ها کوشش می کنند از طریق اثرگذاری بر این جریان برای خود مشروعیت کسب کنند.
شعار محوری "رفراندم " در چارچوب رژیم  آنها به این معناست که آنها اصولا دل به "بازی در سطح بالا"  بسته اند و در این راه تلاش می کنند تا حمایت کشورهای دیگر  را نیز به دست آورند. تا فشار خارجی را همنوای مانورهای محدود خود برای مشروعیت بخشی به خود کنند.
و: نیروهای دنباله رو: این نیروها اگر چه به دلیل استراتژی " سرنگون خواهی " تلاش می کنند تا از صف فرصت طلبان فاصله بگیرند اما گاه به گاه در چرخش های تاکتیکی به منازعات درون حکومتی و یا فشار و کمک خارجی نیز گوشه چشمی دارند ، از سویی در کنار نیروهای رادیکال قرار می گیرند و از سوی دیگر با نیروهای فرصت طلب وحدت عمل می کنند یا از برخی اهداف و اصول ایدئولوژیک خود برای یافتن راه های " میان بر" به راحتی می گذرند.طیف های وسیع این نیروها که گاه به گاه نیز دست به مانورهایی برای اثبات جایگاه و حضور خود در داخل و خارج از کشور ( گاه با عملیات ایذایی ) می زنند با وجود تاکتیکهای مختلف که از مقاومت مسلحانه تا
ایفای نقش متحد آلتر ناتیو چپ یا بازوی مسلح آن  برای بورژوازی خارج از حاکمیت می یابند ، متمایز است ،در عمل اما دنباله روی همان " بازی  یا معامله در سطح بالا " هستند . فرصت طلبی این نیروها به جای چارچوبهای نظام اما در آن است که خواهان حفظ پایه های نظم سنتی هستند اما  خواهان عوض شدن روبنا زیر چتر حمایتی دیگران ( و گاه بورژوازی فراری و گاه یک نهاد خارجی ) هستند.
ز: نیروهای انقلابی و رادیکال : این نیروها با تکیه بر مطالبات اساسی مردم خواهان" سرنگونی انقلابی" و نه با معامله ویا توطئه هستند. از همین رو بیشترین نیروی خود را صرف تعمیق بخشیدن به  امواج اعتراضات مردم و رو در رو ساختن این اعتراضات با کلیت نظام اقتصادی/ سیاسی/ اجتماعی جمهوری اسلامی متمرکز کرده اند.با کم رنگ شدن جذابیت و قدرت عمل نیروهای درون و حاشیه حاکمیت و بطریق اولی وابستگان به آن ها؛ این نیروها به سازماندهی و دستیابی به پایگاه های موثر برای شتاب بخشیدن به روند اعتراضات و سیاسی کردن آن ها امید بسته اند. تاکتیک " اعتصابات سیاسی" برای فلج کردن رژیم از سویی و آشکار کردن صف بندیهای موجود از پس اعتلای این جنبش ( که لاجرم به بازیهای سیاسی نیروهای درون و برون حکومت پایان می دهد ) می تواند با بهره گیری از جهش های کیفی درون جنبش ،زمینه های تقویت این جریان و برقراری ارتباط بنیادین با پایگاه و خاستگاه حقیقی اجتماعی خود را فراهم کند.
مشروط بر آنکه تاکتیکهای جذبی این نیروها از عمل گرایی ، واقع گرایی و نیز تاثیر گذاری قاطع بر جریانهای رقیب برخوردار باشد.
به این ترتیب با آشکار شدن این که تاریخ مصرف دوم خردادیان مدتهاست که به پایان رسیده است ، روشنفکران و نیروهای انقلابی باید با افشا و مقابله با توهم پراکنی هایی که برخی ار فرصت طلبان و متفقان سابق دوم خردادی یا عمال سابق نهادهای امنیتی در خارج از کشور برای مشروع جلوه دادن حکومت از طریق جذب یاری برای این جناح یا آن جناح با تکیه بر رسانه های انحصاری فرصت طلب به خرج می دهند ، کوشش کنند تا از قدرت جذب این آواها که در صدها بوق و کرنای متکی بر سیاست های " هویج و چماق" یا " روابط انتقادی " اتحادیه اروپا و آمریکا بازتاب داده می شود بکاهند .
بی شک این امر تنها با اتخاذ سیاست های تبلیغی و رسانه ای منسجم و نیز بیش از همه ارتباط با تحولات و خواستهای رادیکال مردم که در شهر ها و روستاها بی چشمداشت به " بازیهای قدرت طلبانه " جناح ها و نیروهای مختلفی که در نهایت بر سر " سهم خود از قدرت " به منازعه برخاسته اند؛ امکان پذیر است . بی پاسخ نگذاشتن این گونه تبلیغات یکسویه یکی از اولین تدابیر برای گسترش "پیام جایگزین "است.
برای آن که برای هزارمین بار اعلام کنیم تاریخ مصرف دوم خرداد و تمام نیروها و رسانه های وابسته  پنهان شده پشت  این جریان  مدتهاست که  به پایان رسیده با تجربه نمایش انتخابات شوراهای اسلامی  ( که آمار واقعی مشارکت مردم در آن نه ده درصد بلکه "هفت درصد" بود) تنها باید دو هفته دیگر منتظر بمانیم.
اما واقعیت آن است که دیگر کسی نیست که این موضوع را نداند. تنها عده ای سعی می کنند زمان اعلام این واقعیت را به تاخیر بیندازند و دیگران را ترغیب کنند تا با خوردن محصولات دوم خردادی مسموم شوند یا با وداع کردن با دار فانی جا را برای خود باز بگذارند تا بار دیگر اگر فرصت یابند و این بار با پنهان شدن پشت یک جناح حکومتی دیگر برچسب تاریخ مصرف به پایان رسیده   حکومت اسلامی  را خط خطی کنند.
امروز شایدبتوان این پیام را به این روزنامه نگاران ، نیروهای مختلف قدرت طلب و رسانه های لوس آنجلسی و انحصاری داد، فردا دیگر دامنه قهر مردم قابل انتظار نیست :
" آقایان و خانم های فرصت طلب ؛ مدتهاست که دکان شما اجناس مسموم می فروشد ، لطفا در دکان خود را تخته کنید!"

هفتم بهمن ماه هشتاد ودو
________________________________________
منتشر شده در تارنماهای مختلف و سايت کميته پيگيری وضعيت احمد باطبی و وبلاگ فیلتر شده قبلی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 13:56  توسط امید حبیبی‌نیا  | 

بالاخره آمد،

چهارشنبه پیش ساعت شش و بیست و هشت دقیقه صبح...

داتیس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 22:51  توسط امید حبیبی‌نیا  |